پرسش ۶۴۴ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش 644:
1- آیا مظلومیت زهرا (ع) واقعیتدارد؟ چه کسی اورا کشتهاست؟ 2- او (ع) کجا دفن شدهاست؟ 3- چرا ائمه (ع) فرزندان خودرا به نام خلفا نامگذاری کردهاند؟ 4- چرا علی (ع) دخترش را به ازدواج عمر درآورد؟ خواهشمیکنم بهطور مفصل جواببدهید زیرا زندگی دینی من و سرانجام آن به پاسخهای شما موکول است، آقای ما. فرستنده: نبیل الشمری ـ کویت
پاسخ انصار:
بسم اللّه الرحمن الرحیم و الحمد للّه رب العالمین، و صلی اللّه علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. مظلومیت زهرا (ع) حقیقت دارد و از جمله اسباب و عوامل وفات وی، آزارهاییبود که در خانهاش بر او رفت؛ آنگاه که درِ خانهاش به آتش کشیدهشد، پهلویش شکستهشد، جنیناش سقط گشت و امام علی (ع) را دست بسته بیرونآوردند تا با زور و اجبار، با ابوبکر بن ابی قحافه بیعت کند. زهرا (ع) تا زمان وفاتش نسبت به ابوبکر و عمر خشمگینبود و از آنها کناره میگرفت، سلام خدا بر او باد! این روایتی است که بخاری در صحیح خود آوردهاست: صحیح بخاری، ج ۸ ص 3: «از عایشه نقلشده که گفت: فاطمه (ع) و عباس نزد ابوبکر آمدند و ارثیرا که از رسول خدا (ص) باقی ماندهبود طلب کردند. آن دو، زمین پیامبر (ص) در فدک و سهم خیبر آن حضرترا خواستند. ابوبکر به آنها گفت من از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: ما ارث نمیگذاریم، آنچه میگذاریم صدقهاست. آل محمد (ع) از این مال استفادهمیکنند. ابوبکر گفت: بهخدا قسم رها نمیکنم کاری را که رسولخدا (ص) انجامداد جز این که همانرا انجام دهم. راوی گوید: فاطمه (ع) از ابوبکر دوری گزید و هرگز با او صحبتنکرد تا از دنیا رفت». در حالیکه ثابت شدهاست که پیامبر (ص) در حق فاطمه (ع) فرمود: «فاطمه پارهی تن من است، هرکس او را به خشم آورد مرا به خشم آوردهاست»([۱۳۰])، «فاطمه پارهی تن من است، آنچه او را بیازارد، مرا آزردهمیکند»([۱۳۱])، «خداوند بهخاطر خشم تو خشمگین میشود و بهخاطر رضای تو، راضی»([۱۳۲]). زهرا (ع) با درد و خشم و مظلومیتش در بقیع به خاک سپردهشد. اما دلیل نامگذاری فرزندان حضرت زهرا (ع) بهنام «خلفا» این است که آنها اوصیای پیامبر خدا حضرت محمد (ص) و جانشینانش پس از پدرشان علی بن ابیطالب (ع) هستند و این موضوع در روایات صحیح بسیاری که علمای عامه روایت کردهاند ثابت شدهاست. از جملهی این روایات حدیث ثقلین است: پیامبر خدا (ص) فرمود: «إني تارك فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا بعدي؛ أحدهما أعظم من الآخر، كتاب اللّه حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتي أهل بيتي ولن يتفرقا حتى يردا عليَّ الحوض فانظروا كيف تخلفوني فيهما»([۱۳۳]) (من در میان شما چیزی میگذارم که مادام که شما به آن تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد؛ یکی از آنها بزرگتر از دیگری است؛ کتاب خدا رشتهای کشیدهشده از آسمان به زمین است و دیگری عترت که اهل بیت من هستند. این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا بر سر حوض بر من وارد شوند. ببینید بعد از من با آنها چگونه رفتار میکنید) و عترت در اینجا علی، فاطمه و فرزندان آنها است همانطور که در حدیث صحیح و مشهور کساء بیان شدهاست. و آنچه که بر این معنا تاکید میورزد، سخن پیامبر (ص) دربارهی ثقلین است که فرمود: (و لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض) (و این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا بر سر حوض بر من وارد شوند). یعنی آنها با هم و همراه هم هستند تا روز قیامت و نیز باید به هر دوی آنها تمسک جست، نه فقط به یکی از آنها. کسی که عترت را به زنان پیامبر (ص) تفسیر کردهاست، اکنون باید برای ما یکی از زنان پیامبر را در این زمان بیاورد تا ما به او تمسک جوییم که البته بطلان این مطلب واضح است. بلکه هیچ کس نگفتهاست که تمسک به زنان پیامبر (ص) واجب است؛ و کسانی که در جنگ جمل به عایشه اقتدا کردند، به بیراهه رفتند و با امام زمان خود جنگیدند و در دنیا و آخرت جزو زیانکاران شدند. سخن در این باب بسیار است و این مقام را گنجایش آن نیست. اما این قضیه که علی (ع) دخترش را به ازدواج عمر در آورده، موضوعی است که ثابت نشدهاست و به فرض هم اگر ثابت شود، به مسئلهی خلافت و این که شایستهترین فرد پس از رسول خدا (ص) نسبت به دختر علی(ع) چه کسی است، ارتباطی ندارد. خداوند شما را برای یاری پیامبر مصطفی و عترت او اهل بیت طیب و طاهرینش هدایت فرماید. و الحمد للّه وحده. هیأت علمی انصار امام مهدی(ع) (خداوند در زمین تمکینش دهد) شیخ ناظم العقیلی آخر ذی الحجه/1432 ه.ق
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۱۳۰] آن را بخاری در صحیحش ج ۴ باب «مناقب قرابة رسول الله» ص 210 آوردهاست.
↑ [۱۳۱] آن را مسلم در صحیحش ج ۷ باب «فضائل فاطمه» ص 141 آوردهاست.
↑ [۱۳۲] حاکم نیشابوری، مستدرک و صححه: ج ۳ ص 153 و 154؛ طبرانی، معجم کبیر: ج ۱ ص 108 ح 182؛ هیثمی، مجمع الزوائد: ج ۹ ص 203 و دربارهی آن گفتهاست: طبرانی با سند حسن روایت کردهاست؛ متقی هندی، کنز العمال: ج ۱۲ ص 111 ح 34238.
↑ [۱۳۳] ترمذی در صحیحش: ج ۵ ص 328 و 329 ح 3876 و دربارهی آن گفتهاست: «این حدیث حسن غریب است»؛ متقی هندی در کنز العمل: ج ۱ ص 173 شماره 873؛ عبد بن حمید بن نصر الکسّی در منتخب مسندش: ص 107 و 108 شماره 240 با اختلاف اندک؛ البانی در صحیح سنن ترمذی صحت آن را تایید نموده: ج ۳ ص 543 و 544 شماره 3788.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- 1- نظر شما دربارهی این صحابه «ابوبکر، عمر، عثمان و علی (ع) » چیست؟ کسانی که خداوند از آنها راضی گشت و پیامبر در حالی به رفیق اعلی منتقلشد که از آنها راضیبود. 2- حکم متعه که شیعه آنرا دستاویزی برای دریدن پردهی ناموس مردم قراردادهاند، چیست؟ 3- حکم خون ریختن در عاشورا و در شریعت اسلامی چیست؟ با توجه به این که واضحاست که این نوع حزن پسندیده نیست. 4- سید ما حسن و سید ما حسین (ع)، هر دو برادر و فرزندان علی (ع) و پسران فاطمهیزهرا (ع) هستند و هریک از این دو موضعگیری سترگی دارند. خداوند بهوسیلهی سید ما حسن (ع) امتاسلامی را وحدت بخشید و خدا با او جماعت مسلمینرا گردآورد و بین جماعات آنها آشتی برقرارکرد. موضعگیری سید ما حسین (ع) نیز عظیم و شایستهاست ولی چرا برای موضعگیری او، مرتب حزن و اندوه میشود و امر سید ما حسن (ع) فراموشمیگردد؟ و حال آن که به نظر من این کار وی شایستهی برپایی جشن و شادمانی است. 5- چرا به شیعیان سفارش نمیکنی که در نماز در مسجد مسلمانان که همگی سنی و شیعه هستند یکپارچه حضور یابند؟ فرستنده: صقر البراری
- پس از تحیت... از شما خواهشمیکنم لطفنمایید، به این سؤال پاسخدهید: چرا خداوندسبحان در قرآن کریم موضوع ولایت خاصهی ائمه (ع) را به صراحت بیان نفرمودهاست؟ ولی در خصوص آیاتی که بهطور مرتب به گوشمان میخورد مثل: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّه وَرَسُولُهُ....»([123]). (جز اين نيست که دوست شما خدا است و رسول او…). این تعابیر جزو متشبهات است و از آیات محکم به شمار نمیرود؛ همان آیاتی که خداوند در مورد آنها فرمودهاست: «هو الذی انزل علیکم الکتاب منه آیات محکمات و اخر متشابهات»([124]). همچنین حقتعالی فرمودهاست: «فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللّه»([125]). (آنها که در دلشان میل به باطل است، به سبب فتنهجویی و میل به تأویل از متشابهات پیرویمیکنند، در حالی که تأویل آنرا جز خدای نمیداند). سؤال دوم: حکم کسی که ولایترا انکارکند چیست، چه وی مسلمان باشد و چه غیرمسلمان؟ با تشکر از شما. فرستنده: قصی السبع – عربستان سعودی
- بسم اللّه الرحمن الرحیم اولاً: من دو سؤال دارم، و اگر پاسخ قانع کنندهای به آنها دادهشد، ایمان میآورم که شما مهدی منتظر هستی. سؤال اول مربوط به آیت الکرسی است؛ که شما به این آیهی کریم بخشی را اضافه کردهای (و ما بینهما و ما تحت الثری.... الخ). آیا شما اقرار داری به این که چنین کاری تحریف قرآن کریم است و تحریف یا به زیادت است یا به نقصان؟ سؤال دوم مربوط به سبّ سیدهی ما عایشه امّ المؤمنین و نیز تکفیر او و ابوبکر، عثمان، عمر و دیگر صحابه و دشنامگویی به عایشه است و حال آن که خداوند سبحان در قرآن او را مبرا ساختهاست. در عقیده و شریعتی که از آن پیروی میکنید، قرآن منبع شما است. پس حال چگونهاست که با آنچه که خدا در کتابش آوردهاست، سر مخالفت برداشتهاید در حالی که قرآن به شریعت و دیانتی که شما بر آن هستید، هدایت نمیکند؟ با تشکر فرستنده: احمد خالد محمود حرحشه – اردن
- خواهش میکنم توضیح بدهید: احمد الحسن کیست و او چگونه در این زمان خود را به عنوان امام نصب کردهاست؟ و چطور مدعی شده که یمانی است و حال آن که همهی ما میدانیم یمانی بعد از صیحه خروج میکند؟ فرستنده: بنت الرسول – لبنان
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۴۴:
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٦).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۴۴: https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/30 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V6-Q644