پرسش ۸۱۵ - پاسخهای روشنگرانه (ج ۷)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 815:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین جمیعاً و سلم تسلیماً کثیراً. آقا و مولای من، امام احمد بن الحسن! تقریباً 3 ماه پیش برای شما در مورد رؤیایی که در خواب دیدم، نگاشتم؛ ولی متأسفانه تاکنون هیچ پاسخی نیامده است. من درخواست تفسیر این رؤیا را دارم؛ چرا که در مورد این رؤیا متحیر و سرگردان میباشم. رؤیا را دوباره میگویم و امیداوم به آن پاسخ گویید. من تقریباً از 3 ماه پیش جزو پذیرندگان ولایت شما میباشم؛ یعنی از همان روزی که این رؤیا را دیدم. اتفاقی وارد روم شما در پالتاک شدم و این دعوت را شنیدم و پس از مدتی آن را تصدیق نمودم. ولی در همان روز، رؤیایی از حشراتی عجیب و غریب سیاهی دیدم که جمع شدند و مانند زنبور دور گوشم میچرخیدند، آن را نیش زدند و سوراخش کردند. وقتی دقت کردم، دیدم که به خاطر سوراخ کردن گوشم توسط حشرات، از گوش تا گردنم آتش گرفته است؛ گویی تفسیرش این است که از اسلام مرتد شدهام. این برای نخستین مرتبه بود. پس از تقریباً یک ماه، برای بار دوم وارد پالتاک شدم. شبیه همان رؤیا را برای مرتبهی دوم دیدم. تصویر مردی که از نظر سِنّی بزرگ بود و به طرف سرم هدفگیری کرد و تمام سرم زخمی شد؛ انگار تفسیرش مانند رؤیای اول بود. مولای من! امیدوارم دو رؤیا را برای من تفسیر کنید؛ چون به خدا حیران و سرگردان هستم. فرستنده: عبدالعزیز ـ کویت
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمين، وصلى الله على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسلیماً کثیراً. معنای آنچه نگاشتی این است که به دعوت حقی که انصار امام مهدی شما را به آن دعوت میکنند، ایمان نداری؛ دعوتی که همان اسلام میباشد. هر کسی که به آن ایمان نداشته باشد، وضعیتش همانطور است که در نوشتارت خودت را توصیف نمودی. از خداوند درخواست میکنم که حال شما را اصلاح، و دروغ و دروغگویان را از شما دور، و شما را به سوی راه مستقیمش هدایت، و شما را از گمراهان منحرف دور کند؛ اگر خواهان هدایت و حق میباشی که او مهربانترین مهربانان است. احمدالحسن ـ ربیع الثانی 1433 هـ
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمين، وصلى الله على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسلیماً. خدا را شکر که برادران ما، این درب نزدیک به قائم آل محمد (ص) را برای ما گشودند و خداوند به آنها بهترین پاداش نیکوکاران را دهد. من در رؤیا دیدم ـ و پناه بر خدا از منیتـ که برای عدّهای شیر میبرم و به یاد ندارم آنها از انصار بودند یا خیر. شیر را به یکی از آنها دادم تا در ظرفش خالی کند و ظرف یک بطری بود. آن شخص آن را گرفت تا در ظرفش خالی کند و گویی آن را روی زمین میریخت. من اصرار کردم خودم آن را بریزم. شیر را برایش خالی کردم. او باید هزینهاش را که معادل 25 درهم بود به من پرداخت میکرد. آنها سهلانگاری میکردند و مرا به سخنان حاشیهای میبردند و هدف او این بود تا من موضوع هزینه را فراموش کنم و بروم. ولی اصرار کردم و پول را از ایشان گرفتم و رفتم. دستم را باز کردم و فقط 5 درهم دیدم. دنبال بقیهاش گشتم. اسکناس 20 درهمی را روی زمین پیدا کردم؛ آن را برداشتم و رفتم. بار دیگر اسکناس20 درهمی از دستم افتاد و روی دیوار نسبتاً بلندی رفت. خواستم از دیوار بالا بروم. در آن هنگام باران میبارید. گویی دیوار در حال فرو ریختن بود. دستم را از گوشهای گرفتم تا بالا روم و دست دیگرم را هم نهادم تا اینکه اسکناس را برداشتم. وقتی از دیوار پایین آمدم، دیدم در لباسهای من رنگ زردی وجود دارد. رؤیا تمام شد. الحمد لله. فرستنده: خادم شما، شفیق ـ مغرب
- بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمين، وصلى الله على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسلیماً. خدا را شکر که برادران ما، این درب نزدیک به قائم آل محمد(ص) را برای ما گشودند و خداوند به ایشان بهترین پاداش نیکوکاران را دهد. در رؤیا دیدم گویی نانی با کیفیت حمل میکنم و در خانه پخته میشود و در مغرب به آن (بطبوط) میگوییم. آن را به سوی جماعتی میبردم که در یک لحظه آن جماعت شروع به پرتاب سنگ به سوی من کردند. از آنان گریختم و وارد خانهی سادهای شدم. در آنجا شخص سبزه و بلند قامتی را دیدم و در ذهنم اینطور خطور کرد که او دایی من و نامش محمد میباشد. دیدم این شخص روی زمین نشسته و جلویش، سفرهی کوچک و سادهای پهن است و گویی برای غذا خوردن آماده میشود. نان را برای او روی سفره قرار دادم و او به من لبخند زد. ستایش فقط مخصوص خداوند یکتا است. اگر در منتقل کردن، چیزی را فراموش یا اشتباهی کردم، از خداوند درخواست آمرزش میکنم. فرستنده: خادم شما، شفیق ـ مغرب
- آقا و مولای من! سلام علیکم. دو سال پیش رؤیایی دیدم که گویی من در ساختمان آموزشی دانشگاه مهندسی هستم. ناگهان استاد به من نزدیک شد و آرام در گوشم گفت: سلامی مخصوص از سوی امام مهدی به شما. من گفتم: چرا من؟ استاد گفت: مسئلهای به تو میگویم اما برای کسی افشایش نکن. مهدی (ع) در تو وجود دارد. گفتم: آیا من امام هستم؟ مرد گفت: این عجیب نیست؛ مهدی در هر جایی وجود دارد. تفسیر این رؤیای عجیب چیست؟ فرستنده: علی ـ عراق ـ بغداد
- آقا و مولای من! سلام علیکم. آیا روزی به دیدار شما شرفیاب خواهم شد؟ چرا که یکی از انصار در مورد من رؤیا دیده است که گویی از دعوت خارج شدم؛ با اینکه من به آن تمسّک میجویم و به خاطر آن، همه چیزی را قربانی کردم! فرستنده: علی ـ عراق ـ بغداد
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۷). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۶. -پرسش ۸۱۵:؛ صفحه ۲۹۸
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٧).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۷). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۶. -پرسش ۸۱۵:؛ صفحه ۲۹۸ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/31 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V7-Q815