پرسش ۴۰ - پاسخهای فقهی (مسائل متفرقه - ج ۲)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش 40:
یکی از خواهران انصار ما از من درخواست نمود که در مورد شوهرش سؤالی بپرسم. این خواهر و فرزندانش به امام احمدالحسن (ع) ایمان دارند و شوهرش ایمان ندارد و در حین بحثها به امام احمدالحسن (ع) توهین نموده است. از خداوند سبحان درخواست آمرزش داریم و به سویش توبه میکنیم. اکنون این خواهر میپرسد که آیا با او مانند یک ناصبی رفتار کند؟ آیا از او طلاق بگیرد؟ این مورد مهمترین مسئله او میباشد. از خدا میخواهم که او و همه انصار را به آنچه که مورد رضایش است توفیق عطا فرماید!
پاسخ احمدالحسن (ع):
شاید او را تحریک کرده باشند یا در حالت عصبانیت بوده باشد که شیطان از آن سوءاستفاده نموده و او را در چنین موقعیتی انداخته باشد. تنها با یک رفتار، با کسی به صورت دشمن ناصبی رفتار نمیشود، مگر اینکه یقین حاصل شود که این کارش از روی عمد و با تعقّل انجام شده باشد. حتی اگر از روی قصد و عقل انجام داده باشد و در موردش حکم به ناصبی بودن جاری شود، چه میدانی، شاید بعداً پشیمان شده، به سوی حق بازگردد؛ همانطور که برای افراد بسیاری اتفاق افتاده است و خداوند آنان را هدایت نمود و حق را شناختند. به طور کلی با مردم با مهربانی رفتار کنید تا خداوند احوالات شما را اصلاح و به واسطه شما، آفریدههایش را به راه مستقیمش هدایت کند.
مطالب بیشتر در خانواده
- معنای این حدیث چیست؟ رسول خدا(ص) میفرماید: «کسیکه دو زن دارد و در تقسیم کردن خودش و مالش بین آن دو عدالت را رعایت نکند، روز قیامت در غل و زنجیر میآید در حالیکه او را آرام آرام میکِشند تا وارد آتش شود». آیا هیچ انسان غیرمعصومی میتواند خودش، مالش و محبتش را بین آن دو با عدالت تقسیم نماید؟
- اگر شریک زندگیمان امام را نپذیرد و حق را انکار کند چه باید کنیم؟
- مشکل من با شوهرم، پدر دخترم میباشد ... 7 ماه است که من با خانوادهام زندگی میکنیم؛ زیرا با او اختلاف دارم. او در خانه نمیخوابد و به من و کودکش اهمیتی نمیدهد و با کسان دیگری که از راه اینترنت با آنها صحبت میکند رابطه دارد. مهم این است که مشکلات ما بسیار است و همهاش به خاطر دوری او از من و از خانه و دلمشغولیهای او میباشد. آنگونه که خودش میگوید، زندگی و کار خاصی دارد. او نمیخواهد فرزندانی داشته باشیم؛ زیرا هر روز و با هر مشکلی هرچند کوچک، سخن از طلاق را به میان میکشد. گاهی حس میکنم او مشکلاتی را با من به وجود میآورد؛ علیالخصوص در همین اواخر. خداوند خواسته است که دختری روزیمان شود که اکنون یک سال و نیم دارد و با من زندگی میکند. او بر طلاق اصرار دارد و هیچ دلیلی هم ندارد جز اینکه ما کفو (همسنگ) هم نیستیم و من مناسب او نمیباشم و مشکلاتی را به وجود میآورد. از آنجا که من میدانم مبغوضترین حلال از نظر خداوند طلاق است، با او بسیار راه آمدهام و خانوادهام نیز با او راه آمدهاند تا بازگردیم و در راه خداوند و با چشمپوشی زندگی کنیم؛ خصوصاً اینکه یک دختر هم داریم.... او گناهکار است و من نیز خودم را بیگناه نمیدانم؛ چرا که نفس اماره به بدی دستور میدهد. او مداح حسینی است و واقعاً تکبّر دارد و فکر میکند بهترین فردِ روی زمین است.... با تمام وجودم او را دوست میداشتم. خداوند گواه است که ماههای اول ازدواجمان با من خوب بود، ولی پس از یک سال تغییر کرد و امروز پس از پنج سال از ازدواجمان سخن از طلاق و جدایی به میان میآورد. بر او، رفتارها و کارهایش نسبت به خودم بسیار صبر کردم؛ ولی او جز طلاق و جدایی چیزی نمیخواهد و به من گفته است که من در حضور خانوادهام و خانواده او طلاق داده شدهام. بسیاری از مردم میدانند که پس از تلاشهای بسیار برای قانع کردن، او قصد بازگشت ندارد و همانطور که او خواست، به طلاق راضی شدم. ولی او اکنون میخواهد که از حقوق خودم صرف نظر کنم.....و اینکه تعهد بدهم که ازدواج نکنم و اگر ازدواج کنم، کودک را به او تحویل دهم.... در حالیکه او فقط چند ماه اندک با او بود و در طول این 7 ماه به من و او نفقهای پرداخت نکرده است.... اگر چنین کنم، طلاقم میدهد و اگر شروطی را که حقی از حقوق من است نپذیرم، مرا همینطور بلاتکلیف نگه میدارد.... من اصلاً به ازدواج فکر نمیکنم.... ولی نمیخواهم این موضوع را مکتوب نمایم.... یعنی من نه شوهردار هستم و نه مطلقه.... با توجه به اینکه او مرا در دادگاه طلاق داده، ولی من میخواهم براساس شرع از او جدا شوم.... چراکه من در اروپا زندگی میکنم و برای کار بیرون میروم و بیرون از خانه، نیازهایی دارم و همه اینها به اجازه شوهر نیاز دارد.... و تا حال حاضر فقط نام من بر او میباشد ولی او نه مرا میبیند و نه از من سراغی میگیرد.... امام من، احمد! راهحلی میخواهم.... با کسیکه فقط شبیه مردان است چگونه رفتار کنم؟ میخواهم از او جدا شوم و میخواهم آزاده باشم و وقتم برای تربیت دخترم و توجه به دینم و دعوت مبارک شما آزاد باشد؛ چراکه من از مشکلات و از کسانیکه اصلاً از خدا ترسی ندارند به ستوه آمدهام. آیا میتوانم از او جدا شوم؟ یا آقای من، شما راهحل دیگری دارید؟
- اکنون من از عده میپرسم، زیرا من از راهی جز از سوی امام احمدالحسن ـکه جانم فدایش بادـ مطلقه بودن خودم را ندانستم و خواهان دریافت گواهی طلاق شرعی هستم؛ چراکه امام (ع) در پاسخشان خواستند که من اسم خودم و شوهرم را بنویسم و من نوشتم. کِی گواهی طلاق شرعی برای من نوشته میشود؟
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای فقهی (مسائل متفرقه - ج ۲). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی (ع). نوبت انتشار: اول؛ ۱۳۹۶. پرسش ۴۰:
منبع اصلی عربی: الأجوبة الفقهية (مسائل متفرقة - ج ٢).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای فقهی (مسائل متفرقه - ج ۲). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی (ع). نوبت انتشار: اول؛ ۱۳۹۶. پرسش ۴۰: https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/47 - FIQH-MISC-V2-Q040