فصل‌ها

رفتار با اهل کتاب

دفاع از رسول خدا · دکتر علاء سالم

منبع ↗

صفحۀ PDF منبع ۶۴۷

(۹)

رفتاربا اهل کتاب

یکی از اشکالاتی که تشکیک‌کنندگان دربارۀ رسول اکرم مطرح می‌کنند چگونگی برخورد و رفتار ایشان با اهل کتاب (یهود و نصارا) است که در همان منطقۀ جغرافیایی زندگی می‌کرده‌اند که رسول خدا و حکومتش در آنجا و اطرافش پدیدار شده است.

شبهۀ ۸۷ : رفتارخشن و ظالمانه با اهل کتاب

به نظر تشکیک‌کنندگان رسول خدا در برخورد با اهل کتاب (یهودیان و مسیحیانی) که در نزدیکی او و در همان منطقه‌ای که رسول خدا حکومت می‌کرد ساکن بودند شدت و قساوت بسیار زیادی به خرج داده است؛ و این رفتار رسول خدا با اینکه فرستاده‌ای از سوی خدا باشد منافات دارد!

پاسخ:

۱- از نظر تاریخی کاملاً ثابت‌شده است که رسول اکرم از مرتبۀ بسیار بالایی از مکارم اخلاق برخوردار بود، چه در برخورد با مردم خودش، و چه در برخورد با عموم ساکنان جزیرةالعرب و همسایه‌هایش مثل بلاد شام، که مکارم اخلاق آن حضرت را دیده و رفتار ایشان را درک کرده‌اند. اخلاق کریمانۀ ایشان یکی از دلایلی بود که کمک کرد عدۀ بسیاری به ایشان ایمان بیاورند و دعوت الهی‌اش را تصدیق کنند. شواهد اخلاق کریمانۀ ایشان ـمثل بردباری و بخشش و رحمتـ بیش از آن است که قابل‌شمارش باشد. برخی از نمونه‌های اخلاق والای ایشان را که اخلاق متعالی آن حضرت را تأیید می‌کنند در پاسخ به شبهات گذشته خواندیم.

صفحۀ PDF منبع ۶۴۸

از سوی دیگر رسول خدا در بیان منظور و مراد خداوند سبحان با استفاده از توصیه‌های خود برای پیروانش و مؤمنان به خودش در خصوص تعاملِ مبتنی بر نیکی و قسط و عدالت با ـبه‌طور کلیـ غیرمسلمانان (و در رأس آنان اهل کتاب) گوی سبقت را از دیگران ربوده است؛ البته تا زمانی که محارب نباشند و دشمنی و آزار و اذیتی از آنان سر نزند.

حق‌تعالی می‌فرماید: لَا ینْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُقْسِطِینَ * إِنَّمَا ینْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَی إِخْرَاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ یتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ۱ (خدا شما را از کسانی که در دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند بازنمی‌دارد که با آنان نیکی کنید و با آنان عدالت ورزید؛ زیرا خدا دادگران را دوست می‌دارد * فقط خدا شما را از دوستی با کسانی بازمی‌دارد که در دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه‌هایتان بیرون رانده و در بیرون‌راندنتان با یکدیگر همدستی کرده‌اند؛ و هرکس آنان را به دوستی بگیرد آنان همان ستمگران‌اند).

اما اگر منظور تشکیک‌کنندگان از این شبهه‌ای که مطرح می‌کنند نحوۀ رفتار رسول خدا با یهودیان به‌ویژه آنان که در مدینه و اطراف آن زندگی می‌کرده‌اند مثل یهودیان بنی‌نضیر، بنی‌قَینقاع، بنی‌قُریْظه و خیبر بوده است، و اینکه آنان را از محل سکونت خود اخراج کرده و جنگجویانشان را کشته است، ما این شبهه را به‌صورت تفصیلی در شبهات مبحث شمارۀ (۵) و به‌طور مشخص در شبهات ۶۵ و ۶۶ و ۶۷ بررسی کردیم و دانستیم اخراج آنان به‌دلیل نقض عهد و پیمان‌هایی بود که میان دو طرفین منعقد شده بود و شامل بندهایی بود که هر دو طرف باید به آن‌ها پایبند می‌بودند، و حتی همان پیمان‌نامه نیز از مجازات کسی که از اجرای این بندها سرپیچی کند غفلت نکرده بود. رسول خدا ـبنا به

صفحۀ PDF منبع ۶۴۹

اعتراف خود بزرگان یهودـ به‌نوبۀ خود برای اجرای آن پیمان‌نامه‌ها با تمام بندهایش دقت و اصرار فراوان داشت و بسیار به آن پایبند بود؛ ولی یهودیانی که طرف دیگر این قرارداد بودند به مفاد آن پایبند نشدند و تعهدات خود را زیر پا گذاشتند و در حق آنچه خودشان امضا کرده بودند خیانت کردند. آنان فقط به کمک‌کردن به دشمنان اسلام و ایستادن در کنار آنان و پناه‌دادن آنان به منظور اجرایی‌کردن نقشه‌های خبیثشان بسنده نکردند (که بدیهی است همین رفتارشان به‌منزلۀ اعلان جنگ است)، و حتی به تلاش برای فتنه‌انگیزی میان صفوف جامعۀ اسلامی به‌منظور تضعیف جبهۀ رسول خدا نیز بسنده نکردند (که این یکی از بندهای قیدشده در تعهدنامه بود و به‌شدت از آن نهی شده بود)، بلکه آنان پا را فراتر نهادند و سعی کردند شخصِ رسول خدا را ترور کنند تا کار حضرت را یکسره سازند و این طبیعتاً معنایی جز یکسره‌کردن کامل کار اسلام نداشت.

تردیدی نیست اگر انسانی بخواهد در برابر قضیه‌ای داوری کند باید همۀ جریانات و اتفاقات و شرایط محیط بر آن قضیه را به‌صورت واقع‌گرایانه و منصفانه در نظر داشته باشد تا قضاوتی که ارائه می‌دهد به واقعیت نزدیک باشد؛ البته اگر حقیقتاً به‌دنبال واقعیت باشد. در خصوص این قضیۀ ما نیز درست و منطقی نیست که فقط یکی از شواهد و مدارک قضیه (یعنی اخراج و طردکردن) را از کل مجموعه جدا کنیم و آن را شاهدی برای شدت و خشونت و سنگ‌دلی غیر قابل توجیه از سوی رسول خدا قلمداد کنیم، و عاملی را که به این نتیجه منجر شده است نادیده بگیریم. بنده بر این باورم کسی که پیمان‌شکنی و خیانت‌های یهودیان را مطالعه کرده باشد ملاحظه می‌کند رفتار رسول خدا با آنان در نهایتِ رحمت و رأفت بود؛ خیانت‌هایی که هم شامل خیانت‌های خارجی می‌شد و هم داخلی: از نظر خارجی با کمک‌کردن و یاری‌رساندن به سرسخت‌ترین دشمنان اسلام که می‌خواستند کار رسول خدا (یعنی نخستین و برجسته‌ترین نماد دعوت اسلامی) را یکسره کنند، و از نظر خیانت‌های داخلی با تلاش برای متزلزل‌کردن صفوف مسلمانان و ایجاد شکاف میان آنان تا تضعیف شوند و زمینه‌سازی برای تسلط دشمنان بر آنان فراهم شود، که این به‌سادگی به‌معنی به‌پایان‌رسیدن همه‌چیز است آن هم هنگامی که دعوت و حکومت نوپای رسول

صفحۀ PDF منبع ۶۵۰

خدا در قیاس با دشمنانِ بسیاری که از هر سو احاطه‌اش کرده بودند یاوران و پیروان بسیار اندکی داشت؛ و آن حضرت در مقایسه با کارهایی که از آنان سر زده بود سبک‌ترین مجازات ممکن را در حق آنان اعمال کرد؛ زیرا رسول خدا فقط در حد دورکردن خطر آنان کوتاه می‌آمد، و فقط سعی داشت نقشه و برنامه‌ای را عملی سازد که از خداوند دستور داشت اجرا و از آن محافظت و دفاع کند؛ البته با درنظرداشتن این نکته که رسول گرامی بیش از اجرای مجازاتی که در بندهای همان تعهدنامه قید شده بود و دو طرفین امضا کرده بودند انجام نداد.

کاملاً روشن است رفتار رسول خدا با یهودیان خائن ـکه فقط در طرد آنان و قتل جنگجویانشان خلاصه می‌شدـ فقط یک تدبیر دفاعی از سوی ایشان بوده، و به‌صورت ابتدا به ساکن و بدون هیچ دلیلی از سوی ایشان صادر نشده است؛ و هرآنچه ایشان انجام داد فقط برای اجتناب از شر و اذیت آنان و پاسخی به تجاوزگری‌های پی‌درپی آنان بود؛ وگرنه قبل از مکرها و خیانت‌هایی که انجام دادند آن‌ها همه با رسول خدا و در کنار آن حضرت با امنیت و سلامت زندگی می‌کردند بدون آنکه کسی متعرض آنان شود. آنان تا وقتی به مفاد بندهای توافق‌نامۀ منعقدشده و جاری میانشان که حقوق و وظایف هرکدام از طرفین را روشن می‌کرد متعهد بودند از تمام حقوق خود برخوردار بودند، و به همین دلیل ـهمان‌طور که قبلاً ملاحظه کردیمـ برخی از اهل کتاب که در مکر و خیانت و قتل مشارکتی نداشتند از رسول خدا درخواست کردند در نخلستان خود باقی بمانند و در مقابل، نسبت معینی از محصول را پرداخت کنند؛ و رسول خدا نیز در برآوردن این درخواست لحظه‌ای درنگ نکرد و آنان را از خیبر دور نکرد؛ حتی به برخی از آنان اجازه داد در مدینه (یثرب) بمانند و آن‌ها را از آنجا اخراج نکرد.

۲- دولت اسلامی با رهبری الهی و معصومی که دارد حتی یک وجب از زندگی غیرمسلمانان و اراضی آنان را مصادره نمی‌کند؛ البته تا وقتی که آن‌ها واقعاً به شرایط ذمه و عهد و پیمان خود پایبند باشند ([ذِمِّه:] پیمان اجتماعی میان آنان و حکومت مسلمانان است). به همین دلیل می‌بینیم بسیاری از آنان در دوران حکمرانی رسول خدا و وصی‌اش

صفحۀ PDF منبع ۶۵۱

امام علی بن ابی‌طالب ـکه بعد از ایشان حکمرانی کردـ زندگی کردند و به شغل و حرفۀ خود اشتغال داشتند و به آنان اجازه داده شد با آزادیِ تمام در بازار مسلمانان حضور داشته، و از تمام حقوق شهروندی خود برخوردار باشند، و حتی آن‌ها به‌صورت کامل تحت حمایت رهبر الهی بودند که اجازه نمی‌داد هرگز به آنان ظلم و تجاوزی صورت گیرد، و این از توصیه‌ها و ارشادات گفتاری و عملی آنان واضح است.

رسول خدا فرموده است: «آگاه باشید اگر کسی به هم‌پیمان ظلم کند یا از ارزش او بکاهد یا بیش از توانایی‌ای که دارد از او کار بکشد یا بدون رضای خاطرش چیزی از او بگیرد من در روز قیامت در مقابل او برای احتجاج خواهم ایستاد.»۱

همچنین فرموده است: «اگر کسی هم‌پیمانی را که تحت ذمۀ خدا و رسولش است بُکشد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد؛ درحالی‌که بوی بهشت از فاصلۀ ۷۰ سال به مشام می‌رسد.»۲

و وصی رسول خدا، امام علی به یکی از کارگزاران خود نوشت: «... مسلمانان را عزیز بدار، و به هم‌پیمانان ستم نکن.»۳

رسول خدا به عیادت بیماران آنان می‌رفت و جویای حالشان می‌شد و با آن‌ها نشست‌وبرخاست داشت و به سؤالات آنان پاسخ می‌داد و از آنان خرید می‌کرد (بسیاری از آنان به تجارت مشغول، و از وضع اقتصادی خوبی بهره‌مند بودند)، و اگر یکی از آن‌ها به‌طور اتفاقی مورد تعرض و کشته‌شدن توسط مسلمان واقع می‌شد دیه کشته‌شدگان آن‌ها را از بیت‌المال مسلمین پرداخت می‌کرد، و در حق آنان درست مثل مسلمانان داوری می‌کرد، و به‌طور کلی برای همه به‌حق قضاوت می‌کرد و هیچ‌گاه در قضاوت خود به این دلیل که یک

صفحۀ PDF منبع ۶۵۲

طرف اهل کتاب بود، به طرف مسلمان متمایل نشد، و این از جمله سیره‌های زیبای رسول خدا بوده است که مورخان به‌صورت متواتر گوشه‌ای از آن را برای ما نقل کرده‌اند.

حضرت در تمامی رفتار خود عادل و حکیم و رحیم بود، و به ناحق هرگز در برابر کسی خشونت به خرج نداد، مگر اینکه کاری از شخص سر بزند که موجب عقوبتی باشد که رسول خدا از سوی فرستنده‌اش (خداوند سبحان‌ومتعال) مأمور به اجرایش باشد، و رسول خدا در اطاعت و اجرای اوامر خداوند از سرزنش هیچ سرزنشگری هراسی نداشت؛ مثل قضیه‌ای که در اینجا درباره‌اش بحث می‌کنیم یعنی قضیۀ اخراج یهودیان از مدینه؛ با درنظرداشتن اینکه در اینجا ـعلاوه بر آنچه در بالا ذکر شدـ یک حالت تأدیبی شایسته نیز وجود داشته است که هیچ منافاتی با عدالت و رحمتی که رسول کریم به آن متصف است نداشته است؛ به این صورت که عقوبت انجام‌شده فقط متجاوز و بدخواهی را هدف قرار داده که قصد داشته دعوت الهی را از بین ببرد و با آن اعلان جنگ کرده است، و حال آنکه رسالت رسول خدا رسالتی است که از آنِ همۀ مخلوقات است و فقط به خودِ رسول خدا اختصاص ندارد.

به‌طور کلی، برخی از شواهد و مستنداتی که سیره و رفتار رسول خدا و وصی‌اش، و حسن اخلاق این دو بزرگوار را با اهل کتاب تأیید می‌کند و توصیه‌هایشان دربارۀ آنان، تقدیم حضور می‌شود:

• شخصی یهودی طلبی از رسول خدا داشت. در زمان سررسید آن طلب، رسول خدا در حال نمازخواندن بر جنازۀ یکی از مسلمانان بود. وقتی نماز تمام شد به سایۀ دیواری رفت تا استراحت کند درحالی‌که برخی از مسلمانان نیز به‌همراهش بودند. آن یهودی به‌سوی رسول خدا آمد و لبۀ ردای حضرت را گرفت و درحالی‌که با خشم به رسول خدا نگاه می‌کرد، گفت: «ای محمد چرا حق مرا ادا نمی‌کنی؟» وقتی عمر خواست او را بزند رسول خدا با سکینه و آرامش کامل و درحالی‌که لبخند به لب داشت فرمود: «ما چیز دیگری غیر از این از تو انتظار داریم ای عمر؛ اینکه به من امر کنی به‌خوبی ادا کنم، و به او امر کنی به روشی

صفحۀ PDF منبع ۶۵۳

پسندیده درخواست کند.» یعنی به روشی نیکو مطالبه کند؛ و سپس بدهی خود را پرداخت کرد.۱

• از امام علی نقل شده است آن حضرت به پیرمرد فرتوت و نابینایی رسید که گدایی می‌کرد. امام فرمود: «این مرد کیست؟» گفتند: ای امیرالمؤمنین، او نصرانی است. امام فرمود : «تا آن زمان که توان کارکردن داشت از او کار کشیدید، و اینک که او پیر شده و توان کارکردن ندارد از تأمین روزی‌اش دریغ می ورزید؟ معیشت او را از بیت‌المال تأمین کنید.»۲

• یکی از وصیت‌های آن حضرت در آخرین لحظات عمر شریفش این بود که به فرزندانش فرمود: «خدا را، خدا را در نظر بگیرید برای کسانی که در ذمۀ پیامبرتان هستند، تا مبادا در میان شما به آنان ستمی شود.»۳

• همچنین امام علی به والیان خود بر شهرهایی که اهل کتاب در آن‌ها ساکن بودند (کسانی که باید جزیه بدهند، و در ادامه درباره‌شان صحبت خواهیم کرد) فرمان داد مازاد بر درآمدشان را [به‌عنوان جزیه] بگیرند، و جزیه (مالیات) از معیشت آن‌ها که با آن زندگی می‌کنند یا از لباس یا حیواناتی که با آن‌ها کار می‌کنند دریافت نمی‌شود. والی آن حضرت به‌نام ثَقَفی نقل کرده است: علی بن ابی‌طالبمرا به ولایت بُزُرْج سابور گماشت، و فرمود: «احدی را برای گرفتن درهمی شلاق نزن، و آذوقه و لباس زمستانی و تابستانی و حیوانی را که با آنان کار می‌کنند [از آنان نگیر تا] به فروش برسانی [و مالیاتشان را دریافت کنی]؛ و هیچ‌کسی را مسئول دریافت مالیات آنان نکن.» گفت: گفتم ای امیرالمؤمنین، در این صورت وقتی به‌سوی شما بازگردم به همان صورتی خواهم بود که از نزد

صفحۀ PDF منبع ۶۵۴

شما رفته‌ام [و مالیاتی نخواهم گرفت]. فرمود: «وای بر تو، ما فقط دستور داده شده‌ایم بخشَش را از آنان بگیریم؛ و بخشَش یعنی مازاد درآمد.»۱

نکته: برخی از تشکیک‌کنندگان کشته‌شدن «کَعب بن اشرف یهودی» را تروری به دست یک مسلمان و به دستور رسول خدا می‌دانند و می‌گویند این دلیلی برای خشونت و سنگ‌دلی ایشان در برخورد با اهل کتاب است.

پاسخ این شبهه با دانستن موضع‌گیری کعب بن اشرف دربارۀ اسلام و فرستاده‌اش روشن می‌شود. خلاصۀ موضع‌گیری او به قرار زیر بوده است:

ابن‌اَثیر در حوادث سال سوم هجرت ذکر کرده است:

«در این سال کعب بن اشرف ـکه یکی از افراد بنی‌نَبهان از طَیِّئ بودـ کشته شد. مادر او از بنی‌نضیر بود. قتل افرادی از قریش که در جنگ بدر کشته شده بودند برای او گران آمده بود. به همین دلیل به مکه رفت و مردم را علیه رسول خدا تحریک، و برای اصحاب بدر گریه کرد، و به زنان مسلمان اظهار علاقه می‌کرد تا آنان را اذیت کند. وقتی به مدینه بازگشت رسول خدا فرمود: چه‌کسی برای من ابن‌اشرف را می‌کشد؟ محمد بن مسلمۀ انصاری گفت: من برای شما انجامش می‌دهم. گفت: اگر می‌توانی این کار را برای من انجام بده.»۲

ابن‌شهرآشوب گفته است:

«... هنگامی که مسلمانان در احد شکست خوردند، دچار شک‌وتردید شدند و عهدشکنی کردند. کعب بن اشرف و ابوسفیان در چهلم دیدار کردند، و در میان پردۀ کعبه و کعبه با یکدیگر پیمان بستند؛ و جبرئیل سورۀ حشر را نازل کرد، و

صفحۀ PDF منبع ۶۵۵

پیامبر محمد بن مسلمه را برای قتل او فرستاد؛ و او نیز وی را شب‌هنگام به قتل رساند.»۱

کاملاً واضح است که این مرد علناً با بزرگان قریش پیمان بسته بود و با رسول خدا آشکارا دشمنی می‌کرد و حتی برای کشتن رسول خدا دسیسه‌چینی کرده بود. رسول خدا را مسخره می‌کرد و دشنام می‌داد، و مسلمانان را با آزار و اذیت زنانشان و ایجاد فتنه در میانشان آزار می‌داد، و آیات بسیاری از قرآن در بیان حال‌وروز و کینه‌توزی و نفاق او نازل شده که در روایات آمده است.

به‌عنوان مثال دربارۀ آیۀ قُلْ لِلَّذِینَ کَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَی جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ۲ (به کسانی که کفر ورزیدند بگو به‌زودی مغلوب خواهید شد و در دوزخ محشور می‌شوید؛ و آن چه بد آرامگاهی است) طبرسی گفته است:

«... و گفته شده است: این آیه دربارۀ یهودیان نازل شده است. وقتی کفار در بدر کشته شدند و شکست خوردند یهودیان گفتند: او همان پیامبر امی است که موسی به ما بشارت داده، و ما خصوصیات و صفات او را در کتاب خود می‌بینیم، و پرچم او هرگز شکست نمی‌خورد. سپس به یکدیگر گفتند: عجله نکنید تا واقعۀ دیگری را ببینید. هنگامی که روز احد فرارسید، و اصحاب رسول خدا غمگین شدند و شکایت کردند، آن‌ها گفتند: نه به خدا سوگند او همان شخص نیست. پس بدبختی بر آنان چیره شد و آنان تسلیم نشدند. میان آن‌ها و رسول خدا عهدی بود که شکسته نشده بود، آن‌ها آن عهد را قبل از مهلتش شکستند. کعب بن اشرف با شصت سوار به‌سوی مکه حرکت کرد، و با آن‌ها توافق کردند و علیه رسول خدا متفق‌القول شدند و سپس به مدینه بازگشتند؛ و خداوند این آیه را دربارۀ آن‌ها نازل

صفحۀ PDF منبع ۶۵۶

کرد. از کلبی، از ابوصالح، از ابن‌عباس نقل شده است.»۱

شکی نیست که در سند عهدنامه‌ای که میان مسلمانان و یهودیان منعقد شده بود این‌گونه رفتارها به‌طور کلی منع شده بوده، و کعب از جمله افرادی بود که بیش از دیگران با رسول خدا و اسلام دشمنی داشت، و علاوه بر آن پیمان‌شکنی و خیانت نیز انجام داده بود؛ و رسول خدا نیز بیش از مجازاتی که میان دو طرف مقرر شده بود دستور نداد. اما دربارۀ روش کشتن وی، این کاری بود که توسط یکی از مسلمانان انجام شده، و به دستور مستقیم از طرف رسول خدا انجام نشده بود.

شبهۀ ۸۸ : وجوب جِزیه برای اهل کتاب

به نظر تشکیک‌کنندگان واجب‌بودن جزیه برای اهل کتاب در دولت رسول خدا رفتاری بسیار بی‌رحمانه بوده است؛ زیرا باعث ذلت و اهانت به آنان می‌شود؛ و این با اینکه وی فرستاده‌ای الهی باشد در تعارض است!

پاسخ:

اول: در ابتدا بهتر است بدانیم «جزیه» یعنی چه؟ «جزیه» مبلغی است که امام (منظور امام حق است) برای مسلمانان تعیین می‌کند تا از فرد ذِمی مُعاهِد۲ که در قلمرو اسلامی زندگی می‌کند ولی می‌خواهد بر دین خود باقی بماند گرفته شود. البته باید توجه داشت «جزیه» از کودکان و دیوانگان و زنان و راهب‌ها و افراد پا به سن گذاشته گرفته نمی‌شود، و فقط از مردان گرفته می‌شود.

شروط ذمه و معاهده ـطبق قوانین اسلامـ شامل شش بند است:

صفحۀ PDF منبع ۶۵۷

۱. قبول پرداخت جزیه. ۲. کاری نکنند که با امنیت منافات داشته باشد؛ مثل جنگ با مسلمانان و کمک به دشمنان. ۳. عدم انجام کاری که موجب آزار مسلمانان می‌شود؛ مثل دزدی از اموال مسلمانان، یا تجسس به نفع دشمن. ۴. انجام‌ندادن علنی کاری که از نظر اسلام مردود است؛ مثل زنا و شراب‌خواری و امثال این‌ها. ۵. عبادتگاه جدیدی برای خود نسازند و به هرآنچه از قبل بوده است بسنده کنند. ۶. احکام عمومی مسلمانان بر آنان اجرا شود.

کسی که با دقت به این شروط نگاه کند می‌بیند حقوق و واجباتی را هم برای آنان ذکر کرده است؛ مثل آزادی عقیده، برگزاری مجالس مذهبی در عبادتگاه‌ها، و زندگی با امنیت که رسول خدا به اهل کتابی که به این پیمان پایبند بوده باشند بخشیده بود. این‌ها حقوق آنان است که به آن‌ها بخشیده شده بود در برابر وظایفی که باید انجام بدهند، مثل پذیرفتن پرداخت جزیه، و عدم جنگ با مسلمانان، یا کمک به دشمنان علیه مسلمانان، و عدم آزار و اذیت مسلمانان.

دوم: رسول گران‌قدر هیچ کینۀ خاصی نسبت به اهل کتاب و نه هیچ‌کس دیگری نداشتند، و هیچ‌کسی را هم مجبور نکرد به او ایمان بیاورد و ادعایش را بپذیرد؛ و چگونه چنین باشد درحالی‌که او نقل‌کنندۀ این فرمایش پروردگارش برای تمام مخلوقات بوده است: لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ۱ (در دین اجباری نیست). همچنین آن حضرت هیچ‌کسی را مجبور نکرد در قلمرو تحت حکمرانی‌اش زندگی کند، و اهل کتاب از همان روز نخست می‌توانستند انتخاب کنند که زندگی در حکومتی را که رسول خدا اداره‌اش می‌کند

صفحۀ PDF منبع ۶۵۸

انتخاب نکنند؛ اما اگر باقی‌ماندن در سایۀ آن حکمرانی را با باقی‌ماندن بر دین و اعتقاد خودشان انتخاب کردند در این صورت باید به شروط عهد و پیمان پایبند باشند و به آن وفا کنند (پیمان اجتماعی که دولت اسلامی و شخص اولش به‌طور مشخص لازم گردانده است)؛ درست مثل هر دولت دیگری (چه در گذشته و چه حال) که شروط و قوانین مشخصی را برای کسانی که می‌خواهند در کشورشان اقامت و در سرزمینشان زندگی کنند لازم می‌گرداند.

به‌علاوه شکی نیست یکی از اساسی‌ترین کارهای هر دولتی بر روی این کرۀ خاکی و برقراری نظام حاکم در آن و پایداری‌اش، اصلاح و شکوفایی بُعد اقتصادی است؛ دستِ‌کم در حدود و سطح برآوردن نیازمندی‌های زندگی کریمانه برای افرادی که تحت سرپرستی آن حکومت درآمده‌اند؛ در غیر این صورت برآوردن امنیت و پایداری، خواب و خیالی بیش نخواهد بود. رسول خدا به‌عنوان شخصیتی که هم‌زمان هم یک مرد دینی است و هم یک دولتمرد، قطعاً برای این جنبۀ مهم در زندگی مردم اهمیت قائل بود و با درنظرداشتن امکانات در دسترس در آن شرایط دشوار توجه خاصی به آن داشت؛ و این همان اتفاقی بود که در عمل حاصل شد. آن حضرت بر مسلمانانی که از نظر مادی توانا بودند (در ضمن واجبات عبادی) زکات و خمس سود تجارت مازاد بر هزینه‌های یک سال خود، و نیز صدقات و واجبات مالی را واجب فرمود، و کارگزارانی را طبق شروطی مشخص برای جمع‌آوری آن تعیین فرمود. این اقدام حضرت تأثیر مثبت بسیار زیادی بر تقویت بیت‌المال عمومی (خزانه‌داری دولت) که تحت نظارت رسول خدا بود داشت؛ نظارتی که رسول خدا در آن به تعیین محل‌های مصرف بیت‌المال، و ادارۀ شئون عمومی بندگان و سرزمین‌ها، و رفع بعضی نقص‌ها در آن‌ها می‌پرداخت.

همین مطالبی که در رابطه با مسلمانان گفتیم برای پاسخ‌دادن به اراجیف بعضی از تشکیک‌کنندگان کافی است؛ کسانی که وجوب زکات و دیگر واجبات مالی را برای مسلمانان به‌طور کلی یک حق امتیاز انحصاری می‌دانند ولی مشاهده می‌کنیم خودشان ـقبل از دیگرانـ در مدح و ستایش دریافت مالیات از شهروندان توسط کشورهای پیشرفته

صفحۀ PDF منبع ۶۵۹

به‌منظور بهبود اقتصادی کشورشان شتاب می‌کنند.

به‌طور کلی در رابطه با اهل کتاب، با توجه به اینکه آن‌ها در زمینی زندگی می‌کنند که در سیطرۀ حکومت اسلامی قرار دارد و از حقوقی مثل آزادی عقیده و آزادی زندگی و کار در زمین برخوردارند، و نیز از آنان حمایت و دفاع می‌شود، در برابر این حقوق، آنان هم وظایفی دارند که باید برای دولت انجام دهند، و از جملۀ این وظایف پرداخت «جزیه» ـبه تعبیر متن دینیـ است؛ و منظور از «جزیه» همان «مالیات» مشخص‌شده توسط دولت به تعبیر رایج امروزی است. در نتیجه هرکسی که تحت مدیریت حکومت اسلامی زندگی می‌کند در مقابلِ حقوق و خدماتی که برای او ارائه می‌شود باید مالیاتی را به دولت اسلامی بپردازد، تا دولت بتواند امور مردم و بندگان و سرزمین‌ها را اداره کند، و استمرار و پایداری این خدمات تضمین شود. ساکنان مسلمان این مالیات را ـدر قالب‌هایی مثل زکات و خمس و صدقاتـ به‌عنوان عبادتی که در برابرش پاداش می‌گیرند به حکومت اسلامی می‌پردازند، و اهل کتاب نیز که ملزم به پرداخت مالیات شده‌اند وضعیتشان از این نظر همانند دیگر مسلمانان است.

به این ترتیب روشن شد در پرداخت جزیه (مالیات) از سوی اهل کتاب هیچ خشونت و توهینی ـبه آن صورتی که تشکیک‌کنندگان دچار توهم شده‌اندـ وجود ندارد، و این درست مثل قانون مالیاتی است که هر متمکن مادی که تحت نظارت و حمایت حکومت اسلامی زندگی می‌کند باید بپردازد، و فرقی نمی‌کند مسلمان باشد یا غیرمسلمان؛ و می‌دانیم این کاری است که در بیشتر کشورهای جهان نیز انجام می‌شود.

از سید احمدالحسن دربارۀ علت وجوب جزیه برای اهل کتاب ـمثل مسیحی‌هاـ پرسیده شد، با وجود آنکه کشورهای مسیحی برای مسلمانانی که در سرزمینشان زندگی می‌کنند جزیه‌ای واجب نکرده‌اند. ایشان پاسخ دادند:

«جزیه، یک حکمِ شرعیِ تعبّدی نیست؛ بلکه صرفاً قانونی است که در حکومت اسلامی ـکه رسول خدا بنیانش نهادـ سُنّت شد. مسلمانان مالیات را از راه زکات و خمس و صدقات به دولت پرداخت می‌کنند و غیرمسلمانان این مالیات را

صفحۀ PDF منبع ۶۶۰

تحت‌عنوان جزیه به دولت اسلامی می‌پردازند.

اما این گفته که امروز کشورهای مسیحی یا سکولار جزیه را بر مسلمانان واجب نمی‌کنند صحیح نیست؛ زیرا در این کشورهای امروزی همه ـچه مسلمان و چه غیرمسلمانـ مالیات را باید بپردازند؛ و به‌طور خلاصه "جزیه" همان "مالیات" امروزی است.

در دولت عادل اسلامی، شخص مؤمن مالیات را به‌عنوان خمس و زکات می‌دهد و به پاداش و ثواب دست پیدا می‌کند؛ ولی غیرمؤمن یا شخصی که از خمس و زکات منع شده است، آن را با ذلت و خواری با دستان خود می‌دهد و مالیات یا جزیه ـیا هر اسمی که شما دوست داریـ را پرداخت می‌کند؛ و هیچ بحث و مناقشه‌ای در الفاظ نیست.»۱

اطلاعات صفحه
نوع صفحه
رفتار با اهل کتاب - دفاع از رسول خدا - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.