منتهی شدن به صفاتی که اسم الله جامع آنها است، توحید حقیقی نمیباشد. کلمهی لا اله الا الله، نهایت توحید نیست بلکه سرآغاز آن است، و ابتدای توحید و نهایت توحید و توحید واقعی «هو» میباشد. همانطور که پیشتر بیان داشتم، «هاء» برای اثبات ثابت و «واو» برای غیبت غایب به کار میرود. خداوند سبحان و متعال شاهد غایب است و از آنچه به او شرک میورزند منزّه میباشد. از این رو سورهی توحید «قل هو» است و باقی سوره، شرح و توضیح آن میباشد. همانطور که عرضه داشم، الله یا شهر کمالات الهی در واقع چیزی جز تجلیِ حقیقت و کُنه «هو» نیست و الله وصفی است که خداوند سبحان و متعال با آن با خلقش رویارو میشود تا او را بشناسند، و الله خود خداوند سبحان و متعال نیست.
مطلوب آن است که آدمی به این مرتبه از توحید برسد، یعنی مرتبهی حقیقت و کُنه؛ زیرا این مقام، بیانگر نفی صفات از خدای سبحان و اخلاص تام برای او سبحان و تعالی در عبادت و سجود واقعی میباشد. آنچه جز این عبادت و این اخلاص و این توجه میماند، به هر حال خالی از مقداری شرک نیست.
الوهیّت، وجه خدای سبحان و متعال است که با آن رو به سوی خلق کرده طبق آنچه متناسب با ایشان و مناسب حال ایشان میباشد؛ زیرا اینها مخلوقند و هویتشان فقر و نقص است و لذا مناسب است که خداوند سبحان و متعال با کمال رویاروی آنها شود تا خلایق متوجه او گردند و به سوی او روی آورند و نقص خود را برطرف ساخته، او را از خلال این مسیر ابتدایی معرفت کمابیش بشناسند، و این همان شناخت کمال مطلق از طریق سدّ نقص در صفحهی وجود مخلوق ناقص است. بنابراین منحصر دانستن معرفت به الوهیّت، جهل و تقصیر و زیانکاری بزرگ است، بلکه انسان باید هدفش را شناختن حقیقت و کُنه قرار دهد. این همان معرفتی است که ما میتوانیم آن را شناخت حقیقت نام نهیم، و غایت معرفت ممکن برای مخلوق است زیرا از شناخت عجز و ناتوانی از دستیابی به معرفت ناشی میشود.
* * *
اطلاعات صفحه
نوع صفحه
توحید - کتاب توحید، تفسیر سورهی توحید - WikiSavior
زبان
fa
تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.