فصل‌ها

بُعد علمی

ابلاغ آشکار، جلد اول · شیخ ناظم عُقیلی

منبع ↗

صفحۀ PDF منبع ۲۱

سوم: بُعد علمی

فرستادۀ امام مهدی ـسید احمدالحسنـ از همان ابتدایِ این دعوت تمام علما را فراخواند به اینکه دربارۀ قرآن کریم و اعتقادات با او به مناظره بپردازند تا شاید متوجه شوند علمی که او آورده آیا از دستاوردهای عادی بشر بوده، یا از علومی است که فقط به اهل‌بیت اختصاص دارد؛ یعنی علمی که می‌توان به‌وسیله‌اش آیات محکم و متشابه، و ناسخ و منسوخ را بازشناخت.

از امام صادق در محاجه‌ای که با ابوحنیفه داشت در حدیثی طولانی نقل شده است، فرمود: «ای ابوحنیفه، آیا تو کتاب خدا را آن‌گونه که شایسته است می‌شناسی، و آیات ناسخ و منسوخش را می‌دانی؟» گفت :بله. فرمود: «ای ابوحنیفه ـوای بر توـ علمی را ادعا کرده‌ای که خداوند آن را نزد هیچ‌کسی غیر از اهل این کتاب ـکسانی که کتاب را بر آنان نازل کردهـ قرار نداده است. وای بر تو، این علم فقط نزد افراد خاصی از فرزندان پیامبرمان است، و خداوند حتی یک حرف از کتاب خود را به تو به ارث نداده است...»۱

این فراخوان همچنان گشوده است در حالی که هنوز هیچ‌کسی مناظره با ایشان را پاسخ نگفته است، و برخی از آن‌ها فقط به این گفته بسنده کرده‌اند: «به او اهمیت نمی‌دهیم»!

به آن‌ها می‌گویم: پس چرا ائمه به سران یهودیان و مسیحیان و حتی زندیقیان (بی‌خدایان) و کافران اهمیت می‌دادند و برای مناظره و باطل‌کردن ادعاهای باطلشان و

صفحۀ PDF منبع ۲۲

احقاق دین حنیف اسلامِ با آن‌ها هم‌مجلس می‌شدند؟ و به چه دلیل امام صادق درخواست‌های ابوحنیفه و امثال وی را اجابت و با آن‌ها احتجاج می‌کرد و روش‌هایشان را باطل می‌فرمود؛ با وجود اینکه امام به یقین می‌دانست آن‌ها باطل و منحرف بوده‌اند؟ شما امروز هیچ دلیل و حجتی نه از کتاب و نه از سنت در اختیار ندارید که دعوت احمدالحسن را باطل کند؛ ولی با این حال برخی از شما از سرِ ستمکاری و دشمنی، این مرد را تکذیب کرده‌اید.

حق‌تعالی می‌فرماید: بَلْ کَذَّبُواْ بِمَا لَمْ یُحِیطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ۱ (بلکه چیزی را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تأویل آن برایشان نیامده است).

همچنین می‌فرماید: حَتَّی إِذَا جَاؤُوا قَالَ أَکَذَّبْتُم بِآیَاتِي وَلَمْ تُحِیطُوا بِهَا عِلْماً أَمَّاذَا کُنتُمْ تَعْمَلُون۲ (تا چون [همۀ کافران] بیایند می‌فرماید: آیا نشانه‌های مرا به دروغ گرفتید و حال آنکه از نظر علمی، به آن‌ها احاطه نداشتید؟ آیا [غیر از تکذیب] چه [کار دیگری] می‌کردید؟).

اگر بگویند: قرآن چند وجه دارد، و نمی‌تواند برای صحت این دعوت و مدعی‌اش با قرآن استدلال کرد! می‌گویم: نهیِ واردشده دربارۀ احتجاج و دلیل‌آوردن با قرآن کریم مناسبات خاص خودش را دارد، و به‌طور مطلق نیست. اما دربارۀ ادعای امامت یا اتصال به امام مهدی می‌توان شناختِ درستیِ این ادعا را از طریق آزمون مدعی با استفاده از سؤالاتی از قرآن کریم دربارۀ محکمات و متشابهات و ناسخ و منسوخ دریافت؛ و این همان روشی است که ائمه به آن اشاره فرموده‌اند.

در توقیعی از ناحیۀ مقدسۀ امام مهدی دربارۀ تکذیب یکی از مدعیان دروغین سفارت روایتی وارد شده است. این توقیع طولانی است و ما فقط به مقدار نیازمان از آن

صفحۀ PDF منبع ۲۳

اقتباس می‌کنیم: ... تا آنجا که فرمود: «و این مدعی باطل در ادعای خود به خدا دروغ بسته است، و من نمی‌دانم او چگونه امید دارد بتواند ادعایش را دربارۀ دین خدا به کرسی بنشاند! به خدا قسم او حلالی را از حرام تشخیص نمی‌دهد، و نادرست را از درست بازنمی‌شناسد، و حق را از باطل تمایز نمی‌دهد، و محکم را از متشابه متمایز نمی‌گرداند، و حدود نماز و وقت نماز را نمی‌داند. یا شاید او ادّعای پرهیزگاری داشته باشد، اما خدا شاهد است او چهل روز نماز واجب را ترک کرده است با این گمان که سحر و چشم‌بندی بیاموزد...» تا آنجا که فرمود: «خداوند تو را توفیق دهد، آنچه را برایت گفتم از این ستمکارِ ظالم بپرس و او را امتحان کن. از یکی از آیات قرآن و تفسیر آن از وی سؤال کن یا از نماز و شرایط آن از او بپرس تا به معایب و کمبودهای او پی ببری و وضعیتِ او را بدانی. و خداوند کفایت‌کننده است... .»۱

از مفضل بن عمر نقل شده است، گفت: از اباعبدالله جعفر صادق شنیدم که می‌فرمود: «صاحب این امر دو غیبت دارد. در یکی از آن‌ها نزد خانواده‌اش بازمی‌گردد، و در دیگری می‌گویند هلاک شد و به کدام دره‌ای افتاده است.» گفتم: وقتی چنین شد ما چه کنیم؟ فرمود: «اگر کسی ادعا کرد از او دربارۀ امور عظیمی بپرسید که فقط همچون او می‌تواند پاسخ دهد.»۲

و چه‌چیزی عظیم‌تر از عظائم کتاب خداوند متعال است؛ همان کتابی که ثقل اکبر است، و عقل‌های مردمان در آن حیران شده‌اند؛ تا آنجا که به عجز و ناتوانی از احاطه به علوم آن و گشودن راز و رمزهایش اقرار کرده‌اند؛ زیرا علوم قرآن، علمِ پنهانِ نگه‌داشته‌شده نزد اهل‌بیت است.

از صادق در روایتی طولانی روایت شده است که وضعیت یکی از یاران امام

صفحۀ PDF منبع ۲۴

مهدی را در زمان ظهور این‌چنین شرح می‌دهد: «... و اما آن کسی که با کتاب خدا بر آن ناصبی از سرخس احتجاج می‌کند مرد عارفی است که خداوند معانی قرآن را به او الهام می‌کند؛ پس کسی از مخالفین نمی‌ماند مگر اینکه برای او استدلال، و امر ما را در کتاب خدا ثابت می‌کند... .»۱

ظاهر این روایت دلالت می‌کند به اینکه یکی از انصار امام مهدی با کتاب خدا احتجاج می‌کند، و این روایت به کسانی که می‌گویند نمی‌توان با قرآن کریم احتجاج کرد پاسخ می‌دهد.

اطلاعات صفحه
نوع صفحه
بُعد علمی - ابلاغ آشکار، جلد اول - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.