فصلها
بُعد غیبی
ابلاغ آشکار، جلد اول · شیخ ناظم عُقیلی
دوم: بُعد غیبی
علاوه بر وجود اسم احمدالحسن در روایاتِ اهلبیت
، بُعد غیبی ـمثل خبرهای غیبی، خوابهای صادقه، و مکاشفات ائمۀ اطهارـ نیز او را تأیید میکند. حق تعالی میفرماید:
الم * ذَلِكَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ و مَِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ
۱ (الف لام میم * این کتابی است که هیچ شکی در آن نیست. هدایتی است برای تقواپیشگان. * همان کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز بر پا میدارند و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند).
احمدالحسن اخبار غیبیِ بسیاری را خبر داده است که محقق شدهاند، و بسیاری از مؤمنان، مکاشفاتی از ائمۀ اطهار
مشاهده کردهاند که در آنها ائمه
به اینکه احمدالحسن بر حق و فرستادهای از طرف امام مهدی
است تأکید کردهاند.
اما رؤیاها، برای دهها نفر از مؤمنان حاصل شده، و آنها امام مهدی
یا یکی از ائمۀ اطهار
یا فاطمه زهرا
را در خواب دیدهاند که به آنها تأکید کردهاند احمدالحسن فرستادهای از سوی امام مهدی
است و مردم باید یاریاش کنند.

اگر گفته شود خواب نمیتواند حجت یا دلیل برای صحت هر دعوتی باشد، میگویم: نمیتوان چنین قاعدهای را بنیان نهاد؛ چراکه این قاعده با وجود داستانهایی از رسول خدا
یا یکی از ائمۀ اطهار
نقض شده است؛ از جمله:
از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده است، گفت: جندل بن جنادة بن جبیر یهودی به محضر رسول خدا وارد شد و گفت:... دیشب خوابی دیدم که [در آن] موسی
به من فرمود: ای جندل، به دست محمد خاتم انبیا
مسلمان شو، و به اوصیای بعد از وی تمسک بجوی. گفتم تسلیم شدم! و سپاس و ستایش از آنِ خداوند که بهوسیلۀ تو هدایت شدم. سپس گفت: ای رسول خدا، از اوصیای بعد از خودت به من خبر بده تا به آنها تمسک جویم. فرمود: «اوصیای من دوازده نفر هستند.» جندل گفت: ما هم در تورات چنین دیدهایم؛ و گفت: ای رسول خدا، اسم آنها را به من بفرما. و [ایشان] فرمود:... .۱
همچنین داستانِ اسلامآوردن خالد بن سعید بن عاص اموی از این قرار بود که وی خواب دید پدرش او را بهسوی آتش میکشد و رسول خدا محمد
او را بهسوی بهشت. نزد رسول خدا
آمد و خواب خود را تعریف کرد و اسلام آورد؛ و چه نیکو اسلام آورد؛ و او یکی از یارانی بود که امام علی
را بعد از وفات رسول خدا
یاری داد، آن هم وقتی همه تنهایش گذاشته بودند.
اما داستان نرگس
مادر امام مهدی
داستانی مشهوری است. او دختر پادشاهِ روم بود و در خواب دید رسول خدا محمد
او را از عیسی بن مریم
برای امام حسن عسکری
خواستگاری میکند، و بعد از آن فاطمۀ زهرا
و مریم
را دید و حضرت فاطمه
به او دستور داد اسلام بیاورد و شهادتین بگوید؛ و نرگس
ایمان آورد. سپس هر شب امام حسن عسکری
را در خواب میدید. در یکی از شبها به او دستور داد تغییر چهره بدهد و لباس کنیزان بپوشد و مخفیانه با لشکر پدرش رهسپار شود؛ لشکری که برای

جنگ با مسلمانان راهی میشد؛ تا در نهایت به اسارت مسلمانان درآید. سپس شخصی از طرف امام هادی
او را از آنها خریداری کند، و در نهایت با امام حسن عسکری
ازدواج نماید.۱
داستان وهبِ نصرانی و ماجرای شهید شدنش با امام حسین
نیز مشهور است. او هم بهسبب دیدن عیسی
در خواب ـکه به او امر کرد حسین
را یاری کندـ خود و خانوادهاش را فقط بهواسطۀ دیدن همین خواب فدا کرد.
همچنین شیخ صدوق، امام مهدی
را در خواب میبیند که به او دستور میدهد کتابی دربارۀ غیبت تألیف کند. او نیز به این امر گردن نهاد و کتابی بهنام «کمالالدین» به رشتۀ تحریر آورد. این شیخ صدوق ـاز بزرگان علمای شیعهـ است که به رؤیا اهمیت میدهد و طبق امر امام
عمل میکند. حال اگر دیدن خواب حجت باشد پس عمل شیخ صدوق صحیح است، و اگر خواب حجت نباشد در این صورت عمل شیخ صدوق طبق آنچه در رؤیا دیده است سادهلوحانه و سفیهانه خواهد بود؛ در حالی که چنین نسبتی از او بسی بهدور است؛ چراکه او صاحب مقامی رفیع و جایگاهی عظیم است.
شیخ صدوق در مقدمۀ کتاب کمالالدین گفته است:
«در یکی از شبها به فکر خانواده و پسران و برادران و مالی بودم که پشت سرم گذاشته و آمده بودم، که خواب بر من چیره شد. در خواب دیدم گویی در مکه گرد خانۀ خدا طواف میکردم. در شوط هفتم بودم که به حجرالاسود رسیدم و آن را لمس کردم و بوسیدم و گفتم: امانتم را ادا کردم، و به میثاق خود عمل کردم تا برایم شهادت دهی که من وفا کردهام. ناگاه مولایمان صاحبالزمان
را دیدم که بر درب کعبه ایستاده بود. با قلبی مشغول و فکری درگیر به ایشان نزدیک شدم که امام
با نگاهی دقیق به صورتم از آنچه در ذهنم بود آگاه شد. به ایشان سلام کردم و جواب سلامم را شنیدم. سپس به

من فرمود: «چرا دربارۀ غیبت کتابی نمینویسی، تا آنچه را برایش تلاش کردهای کفایت کند؟» گفتم: ای فرزند رسول خدا، دربارۀ غیبت چیزهایی نوشتهام! فرمود: «نه به آن شکل. به تو امر میکنم الآن دربارۀ غیبت کتابی بنویسی و در آن غیبتِ انبیا را ذکر کنی.» سپس ایشان رفت. ناگهان بیدار شدم و تا وقت طلوع فجر بهسوی دعا و گریه و شِکوه شتافتم. وقتی صبح شد پیرو امر ولیِ و حجت خدا و با استعانت از خدا و توکل بر او و با استغفار از تقصیر و کوتاهیهایم شروع به تألیف این کتاب کردم؛ در حالی که هیچ توفیقی نیست مگر با خدا، بر او توکل کردم و بهسوی او بازمیگردم.»۱
و داستانهای بسیار دیگری در این خصوص وجود دارند که بهجهت اختصار از ذکرشان خودداری کردیم؛ اما بیشتر انبیا و مرسلین نبوتشان از طریق رؤیا در خواب بوده است۲ و اینکه بگویند رؤیا حجت نیست خدشهدار شدنِ شخصیت بسیاری از اولیایی را لازم خواهد گرداند که بهسببِ رؤیا ایمان آوردند، و جان و مال و فرزندان را بهخاطر دیدن رؤیا فدا کردند. آیا اینها بدون حجتی ایمان آورده و انسانهای سادهلوحی بودهاند؟! هرگز چنین نیست! و اعتقاد به حجیتنداشتن رؤیا حتی شخصیت رسول خدا و بقیۀ ائمه
را نیز خدشهدار میکند؛ زیرا آنها در برابر کسانی که بهسبب رؤیا ایمان آورده بودند سکوت کردند و به آنها نفرمودند رؤیا حجت نیست! و میدانیم گفتار و کردار معصوم حجت است. شما را چه شده است، چگونه حکم میکنید؟
و در پاسخ به کسانی که میگویند شیطان میتواند در عالم رؤیا بهشکل شخصیتهای معصومین
ظاهر گردد، به آنها میگویم: برای شما بهتر است مذهبی غیر از مذهب محمد
برگیرید؛ زیرا این کلامی از سرِ لجاجت و مخالفت صریح با کلام اهلبیت
است.

از امام رضا
نقل شده است، فرمود: «پدرم، از جدم، از پدرش از رسول خدا
به من فرمود: هرکس مرا در خواب ببیند بهراستی مرا دیده است؛ زیرا شیطان نه بهصورت من ظاهر میشود، نه بهصورت یکی از اوصیایم و نه بهصورت یکی از شیعیانم؛ و بهراستی رؤیای صادقه جزئی از هفتاد جزء نبوت است.»۱
و از رسول خدا
نقل شده است، فرمود: «هرکس مرا در خواب دید قطعاً مرا دیده است؛ زیرا شیطان ـچه درخواب و چه در بیداریـ بهصورت من یا بهصورتِ یکی از اوصیایِ من تا روز قیامت جلوهگر نمیشود.»۲
امام صادق
فرموده است: «اگر بندهای بر معصیت خداوند باشد و خدا برای آن بنده خیری خواسته باشد در خوابش رؤیایی به او نشان میدهد تا او را از آن معصیت دور کند؛ و بهراستی رؤیای صادقه جزئی از هفتاد جزءِ نبوت است.»۳
از رسول خدا
روایت شده است، فرمود: «بعد از من نبوتی نیست بهجز مبشّرات.» گفتند: ای رسول خدا، مبشّرات چیست؟ فرمود: «رؤیای صالحه.»۴
امام باقر
فرمود: «مردی از رسول خدا
دربارۀ این آیه سؤال کرد
لَهُمُ الْبُشْرَی فِي الْحَیاةِ الدُّنْیَا
(برای آنها بشارتی در زندگی دنیاست). فرمود: منظور، رؤیای صادقه است که مؤمن میبیند و با آن در دنیا بشارت داده میشود.»۵
و دهها حدیث دیگری که تأکید میکنند شیطان در رؤیا بهصورتِ پیامبر یا هرکدام از

ائمۀ معصومین
یا حتی یکی از شیعیان مؤمن جلوهگر نمیشود.۱
وَمَن کَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَی فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَی وَأَضَلُّ سَبِیلاً
۲ (و هرکس در این دنیا کور است، پس در آخرت نیز کور و از راه گمگشتهتر است).
علاوه بر تمامی اینها اغلب کسانی که به این قضیه ایمان آوردهاند برای ایمانآوردن خود با قرآن کریم استخاره گرفتهاند و استخاره خوب آمده و بر این قضیه مهر تأیید زده است. چه بسا افراد کوردل و کسانی که ایمانِ ضعیفی دارند به استخاره اعتراض کنند و بگویند استخاره حجتی برای صدقِ ادعای مدعی نیست!
به اینها میگویم:
اول: قضیۀ احمدالحسن قضیهای غیبی است و نمیتوان برای آن استدلالی کافی و شافی آورد، مگر از طریق غیب؛ و استخاره از امور غیبیِ خارج از اختیارِ انسان است، همان طور که شهید سید محمد صادق صدر
در کتاب خود «ماوراء الفقه» برای آن استدلال آورده؛ آنجا که چنین مضمونی گفته است:
«یک انسان مؤمن امکان ندارد برادرِ مؤمنِ خود را ـاگر از او برای کار معینی نصیحتی بخواهدـ گمراه کند پس چگونه ممکن است خداوندِ متعال ـکه رحمان و رحیم استـ کسی را که از او نصیحت میخواهد گمراه نماید... .»
و ما نیز به شما توصیه میکنیم به بحث استخارۀ سید صدر مراجعه کنید؛ زیرا بحثی واقعاً نیکو و شگفتانگیز است، و مُهر خاموشی بر دهان کسانی میزند که به غیب ایمان ندارند.
دوم: اهلبیت
در بسیاری از ادعیهها مردم را در شرایطِ سرگردانی به پناهبردن به

خداوند هدایت کردهاند. در دعای جوشن کبیر آمده است:
- فصل ۱: «...ای راهنمای من در زمانِ سرگردانیام، ای مایۀ بینیازیِ من در روز نیازمندیام، ای پناه من در وقت اضطرار و پریشانیام، ای دادرسِ من هنگامِ ترس و هراسم.»
- فصل ۱۴ : «ای راهنمای سرگردانان، ای دادرس دادخواهان، ای فریادرس درماندگان... .»
- فصل ۳۰ : «...ای راهنمایِ کسی که از او راه بجوید، ای دادرس کسی که از او دادرسی بخواهد، ای کمککار کسی که از او کمک بخواهد، ای فریادرس کسی که از او یاری بخواهد.»
- فصل ۴۳ : «ای که هدایتکنندۀ کسی هستی که از او هدایت بجوید.»
- فصل ۵۹ : «... ای راهنمای کسی که هدایتگری ندارد.»
- فصل ۶۰ : «ای هادی کسی که از او هدایت بخواهد.»
- فصل ۸۷ : «...ای هدایتکنندۀ گمراهان...ای پناه ستمدیدگان.»
ای مؤمنان، مواظب خطر این عدهای باشید که راه را بر مردم قطع میکنند و مردم را دربارۀ راه هدایتی که خداوند متعال برایشان مقرر داشته است به شکوتردید میاندازند؛ و از جمله واضحترینِ این راهها، استخاره با قرآن کریم و رؤیای صادقه است، و راههای دیگری نیز به تعداد خلایق هست.
سوم: روایات بسیاری از اهلبیت
نقل شده است که هنگامِ سرگردانی و نشناختن راهِ درست و سردرگمی در مسائل، مردم را به پناهبردن به استخاره تشویق کردهاند.
در وصیت امام علی
به فرزندش حسن
آمده است: «... و در مسائل برای پروردگارت اخلاص پیشه کن؛ زیرا بخشش و دریغ به دست اوست؛ و بسیار استخاره
بگیر...»۱
از رسول خدا
نقل شده است، فرمود: «اگر خواستی با کتاب خدا استخاره بگیری سورۀ اخلاص را سه مرتبه بخوان و سه بار بر محمد و آلمحمد
صلوات بفرست. سپس بگو: «إنّی تفاءلت بکتابک و توکلت علیک، فأرني من کتابک ما هو مکتوم من برّک المکنون في غیبک» «بهراستی من به کتاب تو تفأل زدم و بر تو توکل کردم؛ پس آنچه را از خیر ذخیرهشده در غیبت در کتابت پنهان است به من نشان بده.» سپس قرآن را باز کن بدون اینکه ورق بزنی و خط اول را از سمت راست بخوان... .»۲
و احادیث بسیار دیگری که مردم را متذکر میشوند و تشویق میکنند به خدا مراجعه و از او طلب خیر کنند.
روایت شده است صفوان بن یحیی جمّال (شتربان) برای امامت علی بن موسی رضا
با استخاره استدلال کرد؛ در حالی که او از بهترین صحابۀ امام موسی کاظم
و از نزدیکان وی بوده است. این ماجرا را شیخ طوسی در کتاب غیبت، صفحۀ ۵۴ روایت کرده است.
علی بن معاذ گفت: به صفوان بن یحیی گفتم با چهچیزی به امامت علی ـیعنی علی بن موسی رضا
ـ یقین پیدا کردی؟ گفت: دو رکعت نماز خواندم، دعا کردم و استخاره گرفتم.
اینها گوشهای از دلایل برای حجیت استخاره است؛ در حالی که کسانی که میگویند استخاره حجت نیست، هیچ دلیل قاطعی در دست ندارند. حال چگونه میتوان «دلیل» را بدون هیچ دلیلی رد کرد؟ شما را چه شده؟ چگونه حکم میکنید؟ و هرکسی که استخاره را

فقط برای کاربردی خاص معتبر بداند این تخصیصی خواهد بود بدون اینکه تخصیصزنندهای داشته باشد؛ در حالی که روایات برخلاف آن خبر میدهند؛ پس به چنین شخصی توجه نمیشود.