فصل‌ها

تسلی‌دهنده، یک انسان است یا فقط روح؟

بشارت به تسلی‌دهنده، احمد و کنکاشی در عقیدۀ مسیحیت · عادل سعیدی

منبع ↗

صفحه‌های PDF منبع: ۳۳–۶۶

-فصل اول: تسلی‌دهنده، یک انسان است یا فقط روح؟

بشارت به رهایی‌دهنده، اینکه او چه کسی است و ماهیت او چیست. آیا او فقط روح است یا صفت انسان‌بودن را دارد؟ اگر صفت انسان‌بودن را داراست، آیا او از نسل ابراهیم از طرف اسحاق است یا از سوی اسماعیل؟ یا از هر دو؟ به این معنا که از یک‌جهت ـ‌از سوی مادر‌ـ از نسل اسحاق و یعقوب و داوود است و از سوی دیگر ـ‌از سوی پدر‌ـ از نسل اسماعیل و محمد(ص)؟ این‌ها سؤالاتی است که در این مبحث به بیانشان خواهیم پرداخت.

شالودۀ رسالت عیسی(ع) بشارت به ملکوت خداوند یا ملکوت آسمان‌ها بود؛ همان دین حق خداوند که در حجت خدا، قائم از نسل یسی جلوه‌گر شده است؛ همان رهایی‌دهنده‌ای که زمین را پر از عدل و داد می‌کند پس‌ازآنکه لبریز از ظلم و ستم شده است؛ همان کسی که همۀ پیامبران و فرستادگان به او بشارت داده و به شیعیان خود وعده داده‌اند که در آخرالزمان خواهد بود. نسل‌اندرنسل آن را نقل کردند تا موعد آن با بشارت مسیح(ع) نزدیک شد؛ به همین دلیل عیسی(ع) با این سخن خود آغاز می‌فرماید: (مرا لازم‌ است‌ شهرهای‌ دیگر را نیز به‌ ملکوت‌ خدا بشارت‌ دهم‌؛ زیرا برای‌ همین‌ کار فرستاده‌ شده‌ام‌).[۱۶]

همان‌طور که یسوع شاگردانش را این‌چنین سفارش می‌کند: (۷ چون‌ می‌روید موعظه‌ کنید و بگویید:‌ ملكوت‌ آسمان‌‌ها نزدیک است‌).[۱۷]

و به آنان دستور می‌دهد که در دعاهایشان این‌گونه بگویند: (پس‌ شما این‌چنین دعا كنید: ای‌ پدر ما كه‌ در آسمانی هستی، نام‌ تو مقدس‌ باد! ۱۰ ملكوت‌ تو بیایـد. ارادۀ تو چنانكه‌ در آسمان‌ است‌ بر زمین‌ نیز انجام شود).[۱۸]

و پس‌ازاینکه مثال‌های بسیاری برای ملکوت خداوند ـ‌که اساس دعوت و علتِ آمدن ایشان است‌ـ در موعظۀ کوه بیان می‌فرماید، خلاصه‌وار بار دیگر به آنان می‌فرماید: (۴۳ ازاین‌جهت‌ شما را می‌گویم‌ که‌ ملکوت‌ خدا از شما گرفته‌ شده‌ به‌ امتی‌ عطا خواهد شد که‌ میوه‌اش‌ را بیاورند. ۴۴ و هرکه‌ بر آن سنگ‌ سقوط کند شکسته شود و اگر آن‌ بر کسی‌ افتد نرمَش‌ سازد).[۱۹]

ملکوت آسمان‌ها به چه کسی داده خواهد شد و آن تسلی‌دهنده‌ای که می‌آید و امت‌ها منتظرش هستند چه کسی است؟

می‌گویند: عیسی(ع) فرد پس از خود را این‌گونه توصیف کرده که او روح است و می‌فرماید: (روح حق).[۲۰]

ما می‌گوییم: فرهنگ نصارا در قرن‌های اولیه و پیش از اسلام به این مطلب اشاره داشته است که این تسلی‌دهنده خصوصیت انسان‌بودن را داراست و او فرستاده و همان رهایی‌دهنده‌ای است که جهان منتظرش است و بسیاری همانند چنین خصوصیتی را داشته‌اند و تنها به‌عنوان نمونه ‌ـ‌و نه به‌عنوان تمام موارد‌ـ برخی از آن‌ها را ان‌شاء‌الله در پایان ویژگی‌های تسلی‌دهنده بیان خواهیم کرد.

اکنون اگر ویژگی‌هایی را که مسیح برای شخصیت تسلی‌دهنده و ماهیت او توصیف کرده است مشخص کنیم، به نتیجۀ مهمی دست خواهیم یافت؛ خصوصیاتی که در ادامه خواهد آمد:

خصوصیت اول

می‌گویند: تسلی‌دهنده، ‌که همان روح‌القدس است‌، پس از عیسی(ع) آمد و در پنجاهمین روز پس از رفع‌‌شدن عیسی(ع) بر شاگردان حُلول کرد.

ما می‌گوییم: او پس از عیسی(ع) می‌آید، نه پیش از ایشان. آن حضرت(ع) فرموده است: (و من‌ به‌ شما راست‌ می‌گویم‌ که‌ رفتن‌ من‌ برای‌ شما مفید است‌؛ زیرا اگر نروم،‌ آن تسلی‌دهنده‌ نزد شما نخواهد آمد).[۲۱]

از جمله خصوصیات آن‌کسی که می‌آید این است که او پس از رفتن مسیح از این دنیا می‌آید. پس مسیح و این فرستادۀ تسلی‌دهنده در دنیا جمع نمی‌شوند و این را بار دیگر تأکید می‌کند که امکان ندارد تسلی‌دهنده، همان روح‌القدسی باشد که در طول زندگی مسیح، وی را تأیید کرده است؛ حال‌آنکه تسلی‌دهنده درحالی‌که مسیح در این دنیاست به دنیا نمی‌آید: (اگر نروم‌ آن تسلی‌دهنده‌ نزد شما نخواهد آمد).

پوشیده نیست که روح‌القدس در طول زندگی مسیح و حتی پیش از آن موجود بود. در انجیل لوقا، اصحاح ۱، آیۀ ۳۵ آمده است: (فرشته‌ در پاسخ گفت‌: [‌در پاسخ به اینکه مریم پرسیده بود چگونه بدون داشتن همسر بارور خواهد شد و به وی می‌گوید‌] روح‌القدس‌ بر تو خواهد آمد و قوّت‌ حضرت‌ اعلی‌ بر تو سایه‌ خواهد افکند).

پس اگر روح‌القدس پیش از آن موجود بوده باشد، چگونه مسیح، روح‌القدس را ارسال می‌کند؟

اگر گفته شود: ایشان او را به شکلی خاص می‌فرستد تا پس از رفع‌شدنش به آسمان، تسلّی دهد؛

ما می‌گوییم: تسلّی‌دادن مؤمنان توسط روح‌القدس پیش از مرفوع‌شدن مسیح نیز وجود داشت. پس اینکه مسیح، روح‌القدس را برای تسلّی‌دادن ارسال کند چه فایده‌ای خواهد داشت؟

در انجیل لوقا، اصحاح ۲، آیۀ ۲۵: (و شخصی‌ به نام شمعون‌ در اورشلیم‌ بود و او مردی صالح‌، متقی‌ و منتظر تسلّی‌ اسرائیل‌ بود و روح‌القدس‌ بر وی‌ بود).

حال که آمدن روح‌القدس پیش از مسیح روشن شد، صحیح نیست گفته شود این تسلی‌دهنده همان روح‌القدس و طبق پندار آن‌ها همان اُقنوم سوم است!

ما از شما خواستار تنها یک متن از زبان شاگردان هستیم که بگوید حلول روح‌القدس در پنجاهمین روز بر آنان همان تسلی‌دهنده‌ای است که مسیح بشارتش را داده است.

با توجه به اینکه وقتی عیسی(ع) به آنان فرمود (اورشلیم را ترک نکنید) و به آنان وعده داد که آن‌ها با روح‌القدس غسل تعمید خواهند شد، سخن ایشان دربارۀ تعمید است و هیچ ارتباطی با آمدن آن تسلی‌دهنده‌ای که بشارتش را به آنان داده بود ندارد.

متن زیر را می‌خوانیم؛ که در خصوص درخواست او از شاگردانش است تا از اورشلیم بیرون نروند:

(۴ و چون‌ با ایشان‌ جمع‌ شد ایشان‌ را قدغن‌ فرمود که‌ اورشلیم‌ را ترک نکنید؛ بلکه‌ منتظر آن‌ وعدۀ پدر باشید که‌ از من‌ شنیده‌اید. ۵ زیرا یحیی‌ با‌ آب‌ تعمید می‌داد؛ لیکن‌ شما بعد از اندک‌‌ایامی‌ با روح‌القدس‌ تعمید خواهید یافت‌. ۶ پس‌ آنانی‌ که‌ جمع‌ بودند از او سؤال‌ نمودند و گفتند: ای پروردگار! آیا در این‌ وقت‌ باز ملکوت‌ را بر اسرائیل‌ برقرار خواهی‌ داشت‌؟ ۷ به ایشان‌ فرمود: از شما نیست‌ که‌ زمان‌ها و اوقاتی‌ را که‌ پدر در قدرت‌ خود نگاه‌ داشته‌ است بدانید. ۸ لیکن‌ چون‌ روح‌القدس‌ بر شما آید قوّت‌ خواهید یافت‌ و شاهدان‌ من‌ خواهید بود، در اورشلیم‌ و تمامی‌ یهودیه‌ و سامره‌ و تا دورترین جاهای زمین).[۲۲]

آنچه محکم و قطعی است این است که روح‌القدس در متن مذکور یک توصیف است و اسمی خاص برای یک شخص نیست؛ چراکه او می‌گوید تسلی‌دهنده (روح‌القدس) و کلمۀ تسلی‌دهنده، صفت نیز محسوب می‌شود؛ صفتی که انسان نیز به آن متّصف می‌شود و این شخص، همان عیسی(ع) است. طبق این سخن ایشان(ع): «تسلی‌دهندۀ دیگری». باید این تسلی‌دهنده، انسانِ دیگری باشد و اطلاق آن به روح محض نیازمند دلیل است. اگر منظور آن حضرت همان منظور شما باشد سزاوار بود این‌گونه بیان می‌فرمود: «روح‌القدسِ تسلی‌دهنده را برای شما می‌فرستم.»

شاگردان قبل از روز پنجاهم نیز به روح‌القدس دست پیدا کرده بودند. این مطلب به‌طورکلی این سخن شما را که می‌گویید روح‌القدس فقط در پنجاهمین روز بر شاگردان فرود آمده است نقض می‌کند. این متن تقدیم شما:

مسیح پیش از رفتن خود، آن [روح‌القدس] را به شاگردان داد، آنجا که به آنان فرمود: (و چون‌ این‌ را گفت،‌ دمید و به‌ ایشان‌ گفت‌: روح‌القدس‌ را بیابید)[۲۳] و طبق [گفتۀ] انجمن یسوعیه به‌ این صورت زیر است: (در آنان دمید و فرمود: روح‌القدس را بگیرید).

به‌این‌ترتیب روح‌القدس همراه مسیح و پیش از او بود و وی آن را به شاگردان عطا کرد؛ اما خصوصیت آن تسلی‌دهنده یا روح‌القدسی که خواهد آمد به این صورت است: (اگر نروم وی نزد شما نمی‌آید)؛ پس او همان روح‌القدسی نیست که مسیحیان از آن سخن به میان می‌آورند.

به‌علاوه روح‌القدس، خدایی است که در لاهوت، با پدر و پسر مساوی بوده است. پس وقتی عیسی(ع) صعود کند و روح‌القدس فرود بیاید، لازمه‌اش این خواهد بود که روح‌القدس همان عیسی(ع) باشد؛ چراکه در لاهوت، متحد و یکپارچه هستند؛ بنابراین لفظ «دیگر» به روح‌القدس نمی‌تواند بازگردد؛ بلکه به بشری که فرستاده می‌شود بازمی‌گردد؛ چراکه او در سخن مسیح کسی غیر از عیسی(ع) است: (من از پدر درخواست می‌کنم تا تسلی‌دهندۀ دیگری به شما بدهد).

هنگامی‌که مقرّر شده بود آن حضرت آن‌ها را ترک می‌کند، به آن‌ها وعدۀ کسی را داد که همان وظیفه را انجام می‌دهد و او شخص دیگری است که می‌آید تا آن‌ها را تعلیم دهد و از آن‌ها حمایت کند و این بر روح‌القدس منطبق نمی‌شود.

کلمۀ «دیگر» چند بار در انجیل‌ها به همین شکل تکرار شده است. از جمله:

۱. انجیل لوقا ۷: ۱۹: (آیا تو آن‌که خواهد آمد هستی‌ یا منتظر دیگری باشیم‌؟) یعنی آیا تو همان وعده‌داده‌شدۀ مورد انتظار ـ‌یعنی مسیح‌ـ هستی؟ یا تو آن شخص نیستی و ما منتظر شخص دیگری هستیم که او همان مسیح وعده‌داده‌شده است؟

۲. انجیل یوحنا ۵: ۴۲: (ولی‌ هرگاه‌ دیگری‌ به‌ اسم‌ خود بیاید او را قبول‌ خواهید کرد)؛ یعنی اسمش بر صفتش دلالت دارد و اسم «احمد» از «حمد» گرفته شده است.

۳. انجیل یوحنا ۱۴: ۱۶: (به شما تسلی‌دهندۀ دیگری داده می‌شود).

۴. نامۀ دوم به قرنتیان ۱۱: ۴: (زیرا هرگاه‌ آن‌که‌ آمد وعظ‌ می‌کرد به‌ عیسای دیگر).

کلمه «دیگر» دلالت دارد بر اینکه شخصی از همین نوع وجود دارد؛ یعنی: تسلی‌دهندۀ نخستینی وجود دارد که همان عیسی(ع) است. پس تسلی‌دهندۀ دیگری که مشابه اوست چه کسی خواهد بود؟

خصوصیت دوم

می‌گویند: تسلی‌دهنده همه‌چیز را به شما می‌آموزد.

ما می‌گوییم: خصوصیتی که روح‌القدس می‌تواند با آن توصیف شود این است که او روحی است الهام‌کننده و تسدید‌کننده. جزئیات ماهیت روح‌القدس ان‌شاء‌الله در فصل دوم خواهد آمد.

خصوصیت سوم

می‌گویند: هر‌آنچه عیسی(ع) به او می‌فرماید بیان می‌کند؛ آنجا که در وصف تسلی‌دهنده می‌فرماید: (هر چیزی را که من به او گفته‌ام به شما یادآور می‌شود).

می‌گوییم: این نیز نیازمند سخنگویی است که شنوندگان را به سخنان و کارهای عیسی(ع) یادآور می‌شود؛ درحالی‌که روح‌القدس شاگردان را یادآوری نمی‌کند و بعد از آنان، امت مسیحی را نیز یادآوری نمی‌کند ـ‌نه به همه و نه به برخی از سخنان مسیح‌ـ و چیزی نیز در‌این‌باره از ایشان حفظ نشده است؛ بلکه همان‌طور که گفتیم او تسدید‌کننده و الهام‌‌دهندۀ مؤمنانی است که برای خداوند سبحان اخلاص می‌ورزند.

خصوصیت چهارم

می‌گویند: فرستنده برتر از فرستاده‌شده است و تنها خداوند ارسال‌کننده است؛ پس شما چگونه می‌گویید عیسی(ع) او را می‌فرستد؟

می‌گوییم: تسلی‌دهنده در مرتبۀ اول به‌صورت «فرستادۀ خداوند» توصیف شده است؛ در این سخن مسیح: (من از پدر درخواست می‌کنم تسلی‌دهندۀ دیگری به شما عطا فرماید).

بار دوم به‌عنوان «فرستادۀ مسیح» توصیف شده است؛ با این سخن ایشان: (ولی اگر من بروم او را به‌سوی شما می‌فرستم).

و مرتبۀ سوم به اینکه او «فرستادۀ خدا به اسم مسیح است» توصیف شده است؛ در این سخن ایشان: (اما آن تسلی‌دهنده، روح‌القدس است که پدر با نام من او را می‌فرستد).

ما در برابر این توصیف‌های سه‌گانه قرار می‌گیریم؛ حال یا باید بگوییم اختلاف موجود در این توصیف‌ها به «نابسامانی در نقل» دلالت دارد که در نتیجه استدلال به همگی آن‌ها باطل می‌شود؛ یا تلاش کنیم تمام این توصیف‌های سه‌گانه را درست و منطقی توجیه کنیم.

این توصیف که تسلی‌دهنده، فرستادۀ خداوند است اشکالی ندارد؛ اما توصیف او به «فرستادۀ مسیح» است به این دلیل است که مسیح به او بشارت داد و از خداوند (پدر) ارسال‌شدنش را تقاضا نمود و توصیف‌شدن او به «فرستاده‌ای به نام مسیح» به این دلیل است که او دین مسیح را بیان و شائبه‌های شرک و بدعت‌ها را از آن رفع می‌کند؛ گویی او به نام مسیح آمده است تا رسالتش را از هر‌آنچه به آن پیوست شده است بزداید و خالص گرداند.

اکنون پس از این توضیحات به این اشکال، با ذکر سه نکته بازخواهیم گشت:

اول، این اشکال در وهلۀ نخست به خودِ شما بازمی‌گردد. شما می‌گویید روح‌القدس معادلِ عیسی(ع) است، درحالی‌که متن می‌گوید عیسی(ع) او را ارسال خواهد کرد. آیا شما دربارۀ روح‌القدس به این ماهیت نازل اعتقاد دارید که او مخلوقی است که بسیاری از پاپ‌های اولیۀ کلیسا به چنین طرز فکری معتقد بودند تا اینکه کسی آمد و عقیدۀ روح‌القدس لاهوت را وضع نمود که هیچ پایه و اساسِ برگرفته از کتاب مقدس ندارد.

دوم، هیچ مانعی وجود ندارد که یک فرستاده، چند فرستاده را ارسال کند. او حجت خداوند بر آفریدگانش و تمثیل خداوند است و صلاحیت فرستادن را دارد. به او توانایی زنده‌کردن مردگان و شفای بیماران و نیز ارسال فرستادگان داده شده است.

این متن محکم و قطعی که بیان می‌کند فرستاده می‌تواند فرستادگانی را ارسال کند تقدیم شما: (و شائول فرستادگانی برای گرفتن داوود فرستاد و چون جماعت انبیا را دیدند كه نبوت می‌كنند و سموئیل را كه به پیشوایی ایشان ایستاده است، روح خدا بر فرستادگان شائول آمد و ایشان نیز نبوت كردند).[۲۴]

سوم، باید به مسئلۀ مهمی توجه داشت؛ اینکه عیسی(ع) از پدر درخواست کرد تا او را بفرستد. پس این سخن آنان مُنتفی می‌شود که عیسی(ع) از آن فرستاده برتر است؛ چراکه فرستندۀ حقیقی خداوند است؛ همان‌طور که در سخن حق‌تعالی می‌توان دید: (اللهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها)[۲۵] (خدا جان‌ها را به‌هنگام مردنشان به‌تمامی بازمی‌ستاند).

همچنین: (قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوت)[۲۶] (بگو: فرشتۀ مرگ شما را می‌میراند).

و( الَّذينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَة)[۲۷] (کسانی که فرشتگان جانشان را به‌طور کامل بازستانند).

ستانندۀ حقیقی جان‌ها خداوند است؛ ولی این کار را به کسان دیگری واگذار کرده است که به آن بپردازند.[۲۸]

مانند چنین عملی در کتاب پادشاهان دیده می‌شود. ایلیای نبی عقوبت الهی را به خودش نسبت داده است؛ عقوبتی که پروردگار، پادشاه اخاب را با آن مجازات خواهد کرد: (اَخاب‌ به‌ ایلیا گفت‌: «ای‌ دشمن‌ من‌! آیا مرا یافتی‌؟» او جواب داد: بلی‌ تو را یافتم؛‌ زیرا تو خود را فروخته‌ای‌ تا آنچه‌ در نظر خداوند شر و بدی است‌ به‌جا آوری‌. اینک من‌ بر تو بلا می‌آوردم و تو را به‌طور کامل هلاك خواهم‌ ساخت‌ و از اَخاب‌ هر مرد را ـ‌خواه‌ محبوس‌ و خواه‌ آزاد‌ـ در اسرائیل‌ منقطع‌ خواهم‌ ساخت‌).

ایلیای پیامبر آنچه در ‌حقیقت ساخته و عقوبت خداوند است به خودش نسبت داده؛ چراکه او اجراکنندۀ این عقوبت الهی است.

خصوصیت پنجم

می‌گویند: او از خداوند جدا می‌شود؛ و این در گفتۀ مسیح است: (روح راستی که از سوی پدر جدا می‌شود).

ما می‌گوییم: جدا‌شدن و سرچشمه‌گرفتن، متأخر (عقب‌تر) می‌آید، حتی اگر به‌اندازۀ لحظه‌ای باشد؛ همچنین این صادر‌‌شدن نمی‌تواند به‌تنهایی تفسیر شود؛ بلکه باید با نظایر آن، ‌که در همان معناست تفسیر شود، ‌یعنی همان ارسال‌ که در برخی از متون به ارسال و فرستادن توصیف شده است. اختلاف‌داشتن این الفاظ دلالت بر اختلاف معنای آن‌ها ندارد، بلکه بر مترادف و هم‌معنا‌‌بودن آن‌ها دلالت دارد. پس معنای جدا‌‌شدن و فرستادن ـ‌با توجه به جمع‌بستن بین متون‌ـ یکی است و در‌نتیجه این توصیف صحیح است و تأیید می‌کند که این تسلی‌دهنده، فرستاده‌ای از سوی خداوند سبحان است.

خصوصیت ششم

می‌گویند: اینکه او خبرهایی از آینده می‌دهد: (و از امور آینده به شما خبر می‌دهد).

ما می‌گوییم: چنین گفته نشده که روح‌القدس از امور آینده خبر می‌دهد. به‌علاوه خبر‌‌دادن، به زبان سخنگویِ انسانی نیازمند است تا امور آینده را بیان کند.

هرکس می‌خواهد از امور غیبی که تسلی‌دهنده، احمد(ع) بیان داشته است مطلع شود، می‌تواند به کتاب کرامات و غیبیات مراجعه کند و گمشده‌اش را در آن بیابد.

خصوصیت هفتم

می‌گویند: شاگردان، او را می‌شناسند و این مطلب در سخن مسیح دیده می‌شود: (اما شما او را می‌شناسید).

ما می‌گوییم: منظور، دیدن بصری و شناخت حسی نیست؛ بلکه شناخت ایمانی است.

در غیر این صورت شایسته بود بگوید: «اما شما او را می‌بینید و می‌شناسید.» اما وقتی دیدن حذف شده، بر این مطلب دلالت دارد که منظور از دیدن در اینجا شناخت حقیقی است، نه دیدن با چشم؛ و در اینجا معنای آن چنین است: «وقتی تسلی‌دهنده بیاید مردم جهان او را به شکل حقیقی نمی‌شناسند؛ درحالی‌که شاگردان، او را حقیقتاً می‌شناسند؛ چراکه آن‌ها خبری از او داشتند.»

ایمان حقیقی، به دیدن با چشم نیست؛ بلکه یک ایمان قلبی است حتی اگر دیدن حاصل نشده باشد؛ و این مطلبی است که عیسی(ع) بر آن تأکید می‌ورزد: (چراکه تو ‌ای‌ توما‌، بعد از دیدنم ایمان‌ آوردی‌؟ خوشا به حال‌ آنانی‌ که‌ ندیده‌ ایمان‌ می‌آورند).[۲۹]

یوحنای دهان‌‌طلا (جان کریسوستوم) می‌گوید:

«ایشان ـ‌منظورش عیسی(ع) است‌ـ در هرجایی مایل است که دیدن را در جایگاه شناخت قرار دهد؛ همان‌طور که می‌فرماید: (خوشا به حال کسانی که قلبشان پاک است؛ چراکه خداوند را می‌بینند). (متی ۵: ۸)؛ یعنی افراد پاکی که نه‌تنها از زنا، بلکه از هر خطا و اشتباهی پاک شده‌اند؛ زیرا هر خطایی موجب ناپاکیِ دل می‌شود.»[۳۰]

اغسطونیوس دربارۀ مسئلۀ شناخت توضیح می‌دهد:

«مسیح چه می‌گوید؟ «ای فیلیپس، در این مدت با شما بوده‌ام است. آیا مرا نشناخته‌ای؟» به او نفرمود «تو مرا ندیده‌ای» بلکه فرمود: «تو مرا نشناخته‌ای.»[۳۱]

و مَثَل آن، آمدن ایلیا با مصداق یوحناست. مردم او را نشناختند؛ زیرا چشمانشان بسته بود:

آنتونیوس فکری، ‌یکی از مفسرین کتاب مقدس‌، می‌گوید که پیش از دومین آمدن، یک زمینه‌ساز برای مسیح(ع) وجود خواهد داشت.»[۳۲]

وی می‌گوید: ملاحظه کنید کاتبان، از معرفت نظری نسبت به کتاب برخوردار بودند ولی بدون روح. یوحنا پیش‌تر با روح ایلیا در زهد و ریاضت و گواهی‌دادن او به حق در برابر پادشاهان آمد؛ ولی او را نشناختند؛ چراکه دیدگانشان بسته بود؛ بنابراین ایلیا دقیقاً خودش نیامد؛ اما در اینجا زمینه‌سازی برای مردم به‌واسطۀ تعمید‌دهندگان (یوحنا) انجام شده است. آن‌ها توبه و اظهار ندامتی را برای زمینه‌سازی آمدن اولِ مسیح پیش فرستادند و ایلیا در عمل و پیش از آمدن دوم خواهد آمد تا مردم را برای بازگرداندن دل‌های پدران به فرزندان آماده کند. ملاکی، اصحاح چهارم: ۶: (و او دل‌های پدران را به‌سوی پسران و دل‌های پسران را به‌سوی پدران برمی‌گردانَد).

بنابراین ایلیا در آمدن اولِ مسیح(ع) با شخصیت یوحنا آمد، ولی آن‌ها او را نشناختند، چراکه چشم‌های آن‌ها بسته بود. پس ایلیای مدنظر که در آمدن دوم می‌آید چه کسی خواهد بود؟

در ملاکی،‌اصحاح چهارم: ۵ آمده است: (آگاه باشید! من ایلیای نبی را پیش از آمدن روز بزرگ و ترسناکِ پروردگار می‌فرستم).

ما معتقدیم ایلیای مدنظر باید بیاید؛ زیرا روز خداوند نزدیک است. او همان احمدالحسن(ع) است، زمینه‌ساز و فرستاده‌ای از سوی مسیح(ع).

آن‌ها می‌گویند: او از شاگردان جدا نمی‌شود، بلکه با آنان و در میان آنان است: (زیرا او با شما می‌ماند و در میان شما خواهد بود).

نصارا با توجه به این توصیف را نفی می‌کنند: اینکه منظور از تسلی‌دهنده یک انسان باشد یا محمد(ص) یا هرکس دیگری.

این شاگردان قرن‌ها پیش‌ از این تسلی‌دهندۀ انسان ‌که به او اشاره می‌کنید از دنیا رفته‌اند؛ پس چطور صحیح است گفته شود: او با شما و در میان شماست؟

به‌رغم اینکه ما برای معنای (با شما می‌ماند و شما او را می‌شناسید) تفسیر دیگری داریم، در فصل سوم دربارۀ شخصیت این شبیه و یکی از حواریون سیزده‌گانه توضیحاتی بیان خواهد شد.[۳۳]

ما تفسیر به رأی نمی‌کنیم؛ ‌چراکه هر‌کس تفسیر به رأی کند هلاک می‌گردد‌؛ بلکه متون را به‌عنوان سخنگو، تفسیرکننده و تعبیر‌‌کنندۀ حقیقی هر مفهومی قرار می‌دهیم.

ما می‌گوییم: اگر منظور شما صرفاً تفسیر کلامی است شاگردان تنها کسانی بودند که این سخن را شنیدند، درحالی‌که آن‌ها موجود بودند؛ پس این شناخت به غیر آن‌ها سرایت نمی‌کند.

در متی در ‌خصوص خطاب‌قرار‌دادن رؤسای کاهنان، شیوخ و مجمع آمده است: (و نیز شما را می‌گویم‌: پس ‌از این‌ پسر انسان‌ را خواهید دید که‌ بر دست‌ راست‌ قوّت‌ می‌نشیند و بر ابرهای‌ آسمان‌ می‌آید).[۳۴] حال‌آنکه این کسانی که خطاب قرار گرفته‌اند، مرده و از بین رفته‌اند و او را درحالی‌که بر ابرها می‌آید ندیدند.

ولی آیا متونی وجود دارد که به همین معنا اشاره داشته باشد؟ بیایید در این متون به‌دقت بنگریم:

در انجیل یوحنا ۱۴: ۲۰ آمده است: (در آن‌ روز شما خواهید دانست‌ که‌ من‌ در پدرم هستم‌ و شما در من‌ و من‌ در شما).

همانند آن در انجیل یوحنا اصحاح ۱۵: ۴ نیز آمده است: (در من‌ بمانید و من‌ در شما. همچنان که‌ شاخه‌ اگر در تاک‌ نماند از خود نمی‌تواند میوه‌ آورد، شما نیز به همین صورت اگر در من‌ نمانید).

در انجیل یوحنا اصحاح ۱۵: ۱۱ آمده است: (این‌ را به‌ شما گفتم‌ تا خوشیِ من‌ در شما بماند و شادی‌ شما کامل‌ شود).

ما می‌گوییم: اکنون پس‌ازاینکه مسئلۀ شبیه با توضیحات تسلی‌دهنده، احمد(ع) روشن شد، مسئله‌ای که می‌فرماید (او همان کسی است که با شما و در میان شما می‌ماند) برای ما روشن می‌شود و بیان آن در فصل سوم همین کتاب خواهد آمد.

حال پرسشی را مطرح می‌کنیم که از تسلی‌دهنده، احمد(ع) دربارۀ وجود‌داشتن شبیهی که به‌جای عیسی(ع) به صلیب رفته است پرسیده شد:

پرسش: چرا حواریون پس ‌از اینکه واقعۀ به‌صلیب‌رفتن و مرگ اتفاق افتاد، حقیقت فدا‌‌شدن شما برای پیامبر خدا عیسی(ع) را برای مردم بیان نکردند؟

پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلّیماً کثیراً.

خداوند شما را به هر خیری موفق بدارد. شبیه، برای حواریون مشخص نبود تا او را بشناسند و جزئیات این اتفاق را پیش از به‌انجام‌رسیدنش بدانند؛ حتی وقتی او حاضر شد کسی جز عیسی(ع) او را ندید. به‌این‌ترتیب خداوند اراده فرمود تا پس از رفع‌شدن عیسی(ع) همگی او را ببینند؛ اما خودِ واقعی او را نمی‌دیدند بلکه او را به‌صورت عیسی(ع) می‌دیدند تا همان‌طور که خداوند سبحان و متعال اراده فرموده بود کار تمام شود. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

این پاسخی است کافی و شافی که تسلی‌دهنده، سید احمدالحسن(ع) نکتۀ مهمی را روشن می‌فرماید که شاگردان آن را نفهمیده بودند؛ این سخن یسوع: (پس از اندکی‌ مرا نخواهید دید و بعد از اندکی‌ باز مرا خواهید دید).[۳۵]

تمام سخن ایشان(ع) تقدیم شما: (۱۲ و بسيار چيزهای ديگر نيز دارم که به شما بگويم ولی الآن طاقت تحملشان را نداريد ۱۳ اما هنگامی‌که او يعنی روحِ راستی آيد، شما را به جميع راستی هدايت خواهد كرد؛ زيرا كه از خود تکلم نمی‌كند، بلكه فقط به آنچه شنيده است سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد ۱۴ او مرا جلال خواهد داد؛ زيرا آنچه از آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد ۱۵ هر‌چه‌ از آنِ پدر است‌ از آنِ من‌ است‌. ازاین‌جهت‌ گفتم‌ که‌ از آنچه‌ از آنِ من‌ است‌ می‌گیرد و به‌ شما خبر خواهد داد. ۱۶ پس از اندکی‌ مرا نخواهید دید و بعد از اندکی‌ باز مرا خواهید دید؛ زیرا نزد پدر می‌روم‌. ۱۷ آنگاه‌ بعضی‌ از شاگردانش‌ به‌ یکدیگر گفتند: این چه‌چیز است‌؟! اینکه‌ به‌ ما می‌گوید پس از اندکی‌ مرا نخواهید دید و بعد از اندکی‌ باز مرا خواهید دید و اینکه، زیرا نزد پدر می‌روم‌؟ ۱۸ پس‌ گفتند: این چه‌چیز است‌؟ این‌ اندکی‌ که‌ او می‌گوید؟ ما نمی‌دانیم‌ او چه‌ می‌گوید. ۱۹ عیسی‌ چون‌ دانست‌ آن‌ها می‌خواهند از او سؤال‌ کنند به ایشان‌ گفت‌: آیا در میان‌ خود از این‌ سؤال‌ می‌کنید که‌ گفتم‌ اندکی‌ دیگر مرا نخواهید دید، پس‌ بعد از اندکی‌ باز مرا خواهید دید؟)

باید در سخنان عیسی(ع) تحقیق و در کتاب مقدس دربارۀ معانی کلماتی که عیسی(ع) بیان می‌فرماید جست‌وجو کنیم. در هر متنی که آن‌ها گواه بر این مطلب می‌گیرند که تسلی‌دهنده، روح است و انسان نیست!

در انجیل یوحنا، اصحاح ۱۴ آمده است: (۱۵ اگر مرا دوست می‌دارید وصیت‌های مرا حفظ کنید. ۱۶ و من از پدر درخواست می‌کنم تسلی‌دهندۀ دیگری به شما ببخشد که تا ابد با شما بماند. ۱۷ همان روح راستی که جهان نمی‌تواند او را بپذیرد؛ چراکه او را نمی‌بیند و او را نمی‌شناسد؛ اما شما او را می‌شناسید؛ زیرا او با شما می‌ماند و در میان شما خواهد بود).

پیش از اینکه در جزئیات این گوهرهای ناب که از زبان عیسی(ع) بیرون آمده است وارد شوم، مایلم به نکتۀ مهمی اشاره کنم که از دید نصارا پنهان مانده است:

عیسی(ع) به آنان سفارش می‌کند که ایمان‌ داشته باشند و از او پیروی کنند و به آن‌ها می‌فرماید: (اگر مرا دوست می‌دارید وصیت‌های مرا حفظ کنید) و نیز می‌فرماید: (پیش از آنکه اتفاق بیفتد به شما گفتم تا اگر آمد، ایمان بیاورید).

و این گوهر ارزشمند را به آنان می‌فرماید: (او از خودش سخنی نمی‌گوید، بلکه هر چیزی را که می‌شنود بیان می‌کند).

اگر کسی که می‌آید همان روح‌القدس باشد، این وصیت‌ها معنایی نخواهد داشت؛ زیرا این روح به‌صورت زبانه‌های آتش فرود آمد و تأثیر آن در درون آن‌ها این بود که زبان‌های مختلف را دانستند. همانند چنین رویدادی به وصیتی نیازمند نیست تا به واسطه‌اش به او ایمان آورند و بر راستگو‌‌بودنش تأکید شود؛ چراکه بدون نیاز به رد‌کردن یا توانایی بر تکذیب‌کردنش در دل بر پا می‌شود.

همچنین روح‌القدس یکی از ارکان تثلیث است و طبق عقیدۀ نصارا شایسته است که شاگردان به او ایمان داشته باشند؛ پس چرا آنان را وصیت می‌کند به او ایمان بیاورند؟

طبق اعتقاد نصارا روح‌القدس خدایی است که در الوهیتش با پدر مساوی است؛ پس این توانایی را دارد که از خودش سخن بگوید؛ ولی آن روحِ حقی که می‌آید: (او از خودش سخنی نمی‌گوید، بلکه هر چیزی را که می‌شنود بیان می‌کند).

می‌گویند: اینکه (تسلی‌دهنده‌ای‌ دیگر به‌ شما عطا خواهد کرد که تا ابد با شما بماند...) دلالت بر ابدی‌بودن می‌کند و ابد به معنای چیزی است که پایانی ندارد.

ما می‌گوییم: (تا ابد با شما بماند) الزاماً به معنای چیزی نیست که پایانی ندارد یا ابدی باشد و دلیل آن از کتاب مقدس:

در سفر تثنیه، اصحاح ۲۳ می‌خوانیم: (عمّونی‌ و موآبی‌ داخل‌ جماعت‌ پروردگار نشوند. حتی‌ تا پشت‌ دهم‌، اَحَدی‌ از ایشان‌ تا ابد داخل‌ جماعت‌ خداوند نشود).

در سفر اول تواریخ ۲۸: ۶ می‌خوانیم: (و به من گفت: سلیمان فرزند توست. او خانه و سرزمین مرا می‌سازد؛ زیرا که او را برگزیده‌ام تا پسر من باشد و من پدر او خواهم بود و مملکت او را تا ابد استوار خواهم ساخت).

اما مملکت سلیمان پایان یافته و تا ابد باقی نمانده است. این متن نتیجه‌گیری شما نسبت به کلمۀ ابد را نقض می‌کند. متون بسیاری وجود دارد که بر این مطلب دلالت دارند و ما تنها به‌عنوان نمونه ذکر کردیم.

می‌گویند: منظور این است که این متن در اینجا از نسل داوود سخن می‌گوید؛ نسلی که تا ابد باقی می‌ماند.

می‌گوییم: پس چرا در زمان عیسی(ع) بازایستاد. آیا «ابد» آن‌گونه که شما می‌گویید الزاماً به معنای چیزی است که پایانی ندارد؟

بلکه می‌گوییم: بله، اینکه ابد به معنای بی‌پایان باشد علیه شماست و نه به سود شما. شما در زمان عیسی(ع) بازمی‌ایستید و به‌این‌ترتیب ابدی‌بودن خود را نقض می‌کنید؛ درحالی‌که حقیقت این است که ادامه‌دار‌‌بودن آن تا ابد در وجود تسلی‌دهنده، احمد(ع) محقق شده است. ایشان از سوی مادر از نسل داوود(ع) است ـ‌یعنی نرجس(ع) مادر امام مهدی(ع)ـ و اکنون این نسل به تسلی‌دهنده، احمد(ع) رسیده است و در نسل ایشان ادامه خواهد یافت؛ این از یک‌سو. از سوی دیگر، بر شماست بپذیرید که شمشیر تا ابد حتی با عیسی(ع) باقی خواهد ماند؛ پس چرا شما می‌گویید شمشیر با رسالت عیسی(ع) بازایستاد و کرسی داوود(ع) به کرسی ملکوتی روحانی تبدیل شد و دیگر زمینی نیست؟

در سموئیل ۱۲، آیۀ ۱۰ که دربارۀ داستان داوود است این‌گونه می‌خوانیم: (و اکنون شمشیر تا ابد از خانه‌ات جدا نمی‌شود).

همچنین در سخن دانیال به بخت‌النصر می‌خوانیم: (دانیال با پادشاه سخن گفت: ای پادشاه، تا ابد زندگی کن).

می‌گویند: این سخن دانیال در متن مذکور به معنای دعای دانیال برای پادشاه است که محقق نشد.

ما می‌گوییم: کلمۀ ابد به این معنا که شما تصور کرده‌ای نیست. متن زیر را مشاهده کنید: (پروردگار سوگند خورده‌ است‌ و پشیمان‌ نخواهد شد كه‌: تو با مقام و مرتبۀ پادشاهی صادق تا ابد كاهن‌ خواهی بود).[۳۶]

آیا این سخن پروردگار نیز محقق نمی‌شود؟ شما را چه شده؟ چگونه حکم می‌کنید؟!

متن زیر قاطعانه اشاره دارد که مردم تا ابد به موسی ایمان خواهند آورد:

سفر خروج، اصحاح نوزده: ۹: پروردگار به موسی فرمود: (اینک من‌ در ابر تیره نزد تو می‌آیم‌ تا وقتی با‌ تو سخن‌ بگویم‌ این قوم‌ بشنوند؛ پس به تو نیز تا ابد ایمان‌ آورند) درحالی‌که موسی از دنیا رفت و کسانی که به او ایمان آورده بودند نیز از دنیا رفتند.

سفر خروج، اصحاح ۲۱: (۵ لیكن‌ هرگاه‌ آن‌ غلام‌ بگوید كه‌ هرآینه‌ آقایم‌ را دوست می‌دارم و زن‌ و فرزندان‌ خود را، و نمی‌خواهم‌ آزاد بیرون‌ روم‌، ۶ آنگاه‌ آقایش‌ او را به‌ حضور خدا بیاورد و او را نزدیک در یا چهارچوب برساند و آقایش‌ گوش‌ او را با درفشی‌ سوراخ‌ كند؛ پس او وی‌ را تا ابد خدمت کند). آیا با وجود این سخن، خدمتگزار تا ابد باقی مانده است؟

و نمونه‌های فراوان دیگر؛ ولی به همین مقدار بسنده می‌کنیم که همین مقدار، سخنِ آن‌ها را از اصل و اساس نقض می‌کند؛ اینکه «ابد» به معنای بی‌پایان یا ابدی است.

می‌گویند: اینکه (جهان او را نمی‌شناسد) بر این دلالت دارد که او روح است و یک انسان نیست!

ما می‌گوییم: منظور از این متن این است که مردم، عالَم او را با شناختی حقیقی نمی‌شناسد، ولی شما او را می‌شناسید؛ زیرا مسیح و پیامبران از او به شما خبر داده‌اند؛ اما بقیۀ مردم همان‌طور هستند که مسیح می‌فرماید: (زیرا آن‌ها بینندگانی هستند که نمی‌بینند و شنوندگانی هستند که نمی‌شنوند و نمی‌فهمند).[۳۷]

می‌گویند: عالَم نمی‌تواند او را بپذیرد زیرا او را نمی‌بینند و نمی‌شناسند. (و اما شما او را می‌شناسید؛ زیرا او با شما می‌ماند و در میان شماست).

ما می‌گوییم: منظور از این عبارت دیدن بصری و شناخت حسی نیست؛ بلکه منظور شناخت ایمانی است. مشابه آن در یوحنا آمده است: (یسوع پاسخ داد: شما نه‌ مرا می‌شناسید و نه‌ پدر مرا؛ که اگر مرا می‌شناختید قطعاً پدر مرا نیز می‌شناختید).[۳۸]

و مانند این‌ سخنان در انجیل‌ها بسیار است.

«متی هنری» در تفسیر خود بر انجیل یوحنا می‌گوید: «کلمۀ "می‌بیند" در متن یونانی دیدن با چشم را نمی‌رساند؛ بلکه منظور، دیدن با بصیرت است. بسیاری از مفسرین کتاب مقدس "دیدن" را به شناخت و معرفت تفسیر کرده‌اند؛ از جمله یوحنای دهان‌طلا (جان کریسوستوم)، آگستینوس، تادرس یعقوب و بسیاری دیگر.»

و ما می‌گوییم آن‌ها نسبت به آن منتظری که می‌آید شناختی ندارند چراکه او غریب است و خوشا به حال غریبان: (و اما مسیح هنگامی‌که بیاید هیچ‌کس نمی‌داند او از کجاست).[۳۹]

ایلیا با شخصیت یوحنای معمّدان (یحیای تعمیددهنده) آمد و او را نشناختند؛ زیرا چشم‌های آنان بسته بود‌؛ و ایلیا ـ‌واقعاً‌ـ پیش از آمدن دوم خواهد آمد تا مردم را برای بازگرداندن دل‌های پدران به فرزندان آماده کند. ملاکی‌، ‌اصحاح چهارم: ۶: (و او دل‌های پدران را به‌سوی پسران و دل‌های پسران را به‌سوی پدران برمی‌گردانَد).

بنابراین ایلیا با شخصیت یوحنا آمد و او را نشناختند؛ زیرا چشمانشان بسته بود. و ما می‌گوییم که ایلیا، همان کس که مقرر شده بیاید‌، باید بیاید، ‌چراکه روزِ پروردگار نزدیک شده و او همان احمدالحسن(ع) و زمینه‌ساز و فرستاده‌ای از سوی مسیح(ع) است.

آیا شما می‌گویید ایلیای فرستاده‌شده که در آمدن دوم پیش از مسیح(ع) می‌آید همان روح‌القدس است؟

خصوصیت هشتم

می‌گویند: او همۀ عالَم را سرزنش خواهد کرد و کسی جز روح چنین کاری نمی‌تواند انجام دهد.

ما می‌گوییم: او، عالَم را به خاطر گناه توبیخ می‌کند؛ چراکه مسیح می‌فرماید: (و چون‌ او آید جهان‌ را بر گناه‌ و بر عدالت‌ و داوری‌ ملزم‌ خواهد نمود).

اما نکوهش و توبیخ جهان را بر اساس عدالت، مسیح با این سخن خود تفسیر کرده است: (و اما بر عدالت‌، از آن‌ سبب‌ که‌ نزد پدر خود می‌روم‌ و دیگر مرا نخواهید دید).

نظر پروفسور عبد‌الاحد داوود[۴۰] این است که مسیح، ملزم‌کردن بر عدالت را با سخن بعدی خود تفسیر کرده است: (و اما بر عدالت‌، از آن‌ سبب‌ که‌ نزد پدر خود می‌روم‌ و دیگر مرا نخواهید دید) و معنایش این است که او کسانی را توبیخ می‌کند که معتقدند وی به صلیب شده است، درحالی‌که رها‌شدن او از کید و حیلۀ دشمنانش را انکار می‌کنند. به آن‌ها خبر داده است که او را طلب می‌کنند ولی او را نمی‌یابند؛ چراکه او به آسمان بالا خواهد رفت: (ای‌ فرزندان‌ من! من اندک‌زمانی‌ دیگر با شما هستم‌. شما مرا طلب‌ خواهید کرد و همچنان که‌ به‌ یهود گفتم‌ من به‌جایی‌ می‌روم‌ که شما را توانِ آمدن نیست، اکنون نیز به‌ شما می‌گویم‌...).[۴۱]

همان‌طور که آن تسلی‌دهنده ـ‌که خواهد آمد‌ـ شیطان را توبیخ و با وحی و هدایتی که گسترش داده است بر او حکم می‌کند و این سخنی است که پروفسور عبد‌الاحد داوود در مناظرۀ بزرگی که بین مجموعه‌ای از کشیشان و مجموعه‌ای از مناظره‌‌کنندگان مسلمان صورت گرفت ‌ـ‌و ایشان یکی از آن‌ها بود‌ـ بر آن تأکید می‌ورزد. این مناظره از تلویزیون پخش و نیز در بیشتر روزنامه‌ها و تعدادی از سایت‌ها و تالارها منتشر شد.

(و اما بر داوری‌، ازآن‌رو که‌ بر رئیس‌ این‌ جهان‌ حکم‌ شده‌ است‌). صحیح نیست تمام این خصوصیات که عبارت‌اند از حکم‌‌کردن بر گناهان و عدالت و شیطان از ناحیۀ روح‌القدس باشد. او مردم را بر گناهان توبیخ نمی‌کند. او شیطان را توبیخ نمی‌کند. کسی که منکر چنین مطلبی است باید برای ما متونی دربارۀ روح‌القدس بیاورد که اعتقادش را روشن سازد و آن را توضیح دهد.

طبق ترجمۀ پاپ جورج فاخوری در لبنان، به‌جای عبارت «توبیخ می‌کند» «او را ساکت می‌کند» آورده و گفته شده، «اَفحَمه» یعنی او را در دشمنی و سایر امور ساکت و خاموش می‌کند.[۴۲]

از جمله جایگاه‌های تسلی‌دهنده، نکوهش کردن عالم به‌گونه‌ای است که آن‌ها را در پاسخ گفتن به خودش به خاموشی می‌کشانَد، و با این‌چنین نکوهش کردنی آن‌ها نخواهند توانست سخن او را نقض کنند.

خصوصیت نهم

می‌گویند: او به همۀ حق هدایت می‌کند و این مطلب در سخن مسیح آمده است: (او شما را به‌سوی همۀ حق هدایت می‌کند).

ما می‌گوییم: وقتی متنِ کامل بیان شود روشن می‌شود که او یک شخصیت است و روح نیست. متن را می‌خوانیم:

انجیل یوحنا، اصحاح ۱۶: (۵ اما الآن نزد فرستندۀ خود می‌روم و كسی از شما، از من نپرسد به كجا می‌روی ۶ وليكن چون اين را به شما گفتم، دل شما از غم پُر شده است ۷ و من به شما راست می‌گويم كه رفتن من برای شما بهتر است؛ زيرا اگر نروم تسلی‌دهنده نزد شما نخواهد آمد؛ اما اگر بروم او را نزد شما می‌فرستم ۸ و چون او آيد، جهان را بر گناه و عدالت و داوری ملزم خواهد نمود ۹ اما بر گناه، زيرا آن‌ها به من ايمان نمی‌آورند ۱۰ و اما بر عدالت، از آن سبب كه نزد پدر خود می‌روم و ديگر مرا نخواهيد ديد ۱۱ و اما بر داوری، ازآن‌رو كه بر رئيس اين جهان حكم شده است ۱۲ و بسيار چيزهای ديگر نيز دارم که به شما بگويم؛ ولی الآن شما تابِ تحمّل نداريد ۱۳ ولی هنگامی‌که او يعنی روحِ راستی بیايد شما را به جميع راستی هدايت خواهد كرد؛ زيرا از خود تکلم نمی‌كند، بلكه فقط به آنچه شنيده است سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد).

با توجه به متن فوق، می‌بینیم که این متن دربارۀ شخصیتی سخن می‌گوید ‌که یک انسان است‌ و به امور حسی بسیاری می‌پردازد که یک روحِ بدون جسد نمی‌تواند آن‌ها را انجام دهد. اکنون به برخی نکاتی خواهیم پرداخت که در خصوصیات پیشین به آن‌ها اشاره نکردیم و عبارت‌اند از:

اول، سبک و سیاق این متن اشاره به اتفاقات زمینی و داوری‌هایی دارد که خطاکاران را خوار و حقیر می‌گردانَد، و سخن از شخصی به میان می‌آورد که این کار را انجام می‌دهد. او جهان‌ را بر گناه‌ و عدالت‌ و داوری‌ ملزم‌ خواهد کرد. عیسی(ع) به این مطلب اشاره می‌فرماید که همراهیان او سخنش را تحمل نمی‌کنند، ولی وقتی او بیاید ـ‌که اشاره به شخصی مبعوث و فرستاده‌شده داردـ این کار را انجام خواهد داد.

دوم، (شما را به‌سوی جمیع حق هدایت می‌کند). وی در این عبارت توقف نمی‌کند و آن را کامل می‌نماید و با این سخن خود بر آن دلیل می‌آورد: (زيرا از خود تکلم نمی‌كند بلكه فقط به آنچه شنيده است سخن خواهد گفت).

شما گمان می‌کنید روح‌القدس همان لاهوت است و لاهوت به دیگری نیازمند نیست و بی‌نیاز است؛ ولی ما می‌بینیم او به دیگری نیازمند است و نمی‌تواند از خودش سخن بگوید، بلکه چیزی را بیان می‌کند که می‌شنود. به‌این‌ترتیب شما لاهوت‌بودن روح‌القدس را از جایی که خود نمی‌فهمید نقض کرده‌اید؛ درحالی‌که ما ثابت کردیم این تسلی‌دهنده شخصیتی است که مبعوث می‌شود و به لاهوت مطلق نیازمند است.

سوم، خبر‌‌دادن از امور غیبی با این گفتار: (و از امور آینده به شما خبر خواهد داد). خبر‌‌دادن به «سخنگویی» نیازمند است که به‌حق سخن بگوید و مؤمنان و غیر‌مؤمنان را از آن باخبر کند.

این خصوصیت بر تسلی‌دهنده، احمدالحسن(ع) صِدق می‌کند. او کسی است که مردم را به همه‌چیز هدایت کرده است حتی اگر این هدایت به‌صورت جزئی و تفصیلی نبوده نباشد به شکلی اجمالی و بیان کلیدهای آن بوده است. او امور دینی و اخروی را توضیح داده و راه‌های حق را از باطل مشخص کرده است. هیچ خیری نیست مگر اینکه ما را به سویش راهنمایی کرده و هیچ شری نیست مگر اینکه ما را از آن بازداشته است؛ و این در حالی است که این خصوصیت برای روح‌القدس شناخته‌شده نیست. کسی که می‌پندارد روح‌القدس امت نصرانی را به همۀ حق هدایت کرد و سخن گفت و خبر داد و امور غیبی را بیان کرد، باید دلیلی بر این مدعا بیاورد؛ درحالی‌که هیچ دلیلی در دست ندارد.

خصوصیت دهم و آخر

می‌گویند: او روح حق و راستیژ است و این ویژگی به روح‌القدس اختصاص دارد و جایز نیست یک انسان به «روح» توصیف شود.

ما می‌گوییم: این در تضاد و مخالف آن چیزی است که کتاب مقدس شما آورده. یوحنا بیان کرده است که [صفت] روح‌بودن بر پیامبران نیز اطلاق می‌شود؛ در انجیل یوحنا آمده است: (۲ با‌ این‌، روح‌ خدا را می‌شناسید‌: هر روحی‌ که‌ به‌ عیسی‌ مسیح‌ مجسم‌شده‌ (آمده در جسد) اقرار کند از خداست‌، ۳ و هر روحی‌ که‌ عیسی‌ مسیح‌ مجسم‌ را انکار کند از خدا نیست‌).[۴۳]

در نامۀ اول یوحنای رسول، اصحاح ۴: ۱ آمده است: (ای‌ حبیبان‌، هر روحی را تصدیق نکنید، بلکه روح‌ها را بیازمایید که‌ از خدا هستند یا نه‌؛ زیرا انبیای‌ دروغین بسیاری به‌ [سرتاسر] دنیا رفته‌اند).

در اینجا کلمۀ روح‌ها مترادف کلمۀ پیامبران آمده است؛ پس نمی‌توان عبارت روح را فقط به روح‌القدس اختصاص داد.

یوحنا تعبیر روح الهی را برای دلالت بر پیامبر الهی یا به‌عبارت‌دیگر «فرستاده‌شده از سوی خدا» استفاده کرده است.

یوحنا ما را بدون مشخص‌کردن روح خدا رها نکرده است؛ آنجا که در نامۀ اول یوحنای رسول ۴: ۲ می‌گوید: (با‌ این‌، روح‌ خدا را می‌شناسید‌: هر روحی‌ که‌ به‌ عیسی‌ مسیح‌ مجسم‌شده‌ (آمده در جسد) اقرار کند از خداست‌).

در نامۀ اول یوحنای رسول ۴: ۶: (هرکس خدا را بشناسد ما را می‌شنود و هرکس که از سوی خدا نیست ما را نمی‌شنوند. از اینجاست که ما روح حق و روح گمراهی را می‌شناسیم).

می‌گویند: روح‌القدس در پنجاهمین روز بر حواریون حلول کرد (فرود آمد) و پیش از آن روز ‌با وجود عیسی(ع)‌ و پس ‌از آن، بر آنان فرود نیامد.

ما می‌گوییم: روح‌القدس با وجود عیسی(ع) نیز بر حواریون فرود آمد. دلیل از انجیل یوحنا ۲۰: ۲۲ تقدیم شما: (۲۱ عیسی‌ دوباره به‌ ایشان‌ گفت‌: سلام‌ بر شما! چنانکه‌ پدر مرا فرستاد من‌ نیز شما را می‌فرستم‌. ۲۲ و چون‌ این‌ را گفت‌، دمید و به‌ ایشان‌ گفت‌: روح‌القدس‌ را دریابید).

به‌علاوه اگر این، امر مهمی بود چرا شاگردان برای ما بیان نکرده‌اند که فرود‌‌آمدن روح‌القدس بر آنان در پنجاهمین روز همان آمدن تسلی‌دهنده‌ای است که عیسی(ع) به او بشارت داده است؟

از اینجا روشن می‌شود که روح حق و راستی، انسانی راست‌گو و از سوی خداوند است و روح گمراهی، انسان دروغ‌گویی است که به‌هیچ‌وجه از سوی خدا نیست.

معنای «تسلی‌دهنده» باراکلیتس یا باریکلیتس یا هرچیز دیگری باشد، خصوصیات و مقدماتی که عیسی(ع) برای او ذکر کرده است مانع می‌شود که منظور از آن، روح‌القدس باشد و تأکید می‌شود که منظور از آن، انسانی است که خداوند او را می‌فرستد. این مطلب از طریق مطالعۀ منصفانۀ متون روشن می‌شود؛ بدون مراجعه به عقیده‌ای که منظور از آن، محکم‌کردن متون باشد و نه برعکس!

می‌گویند: او مسیح را جلال خواهد داد و بزرگ خواهد شمرد: (او مرا جلال‌ خواهد داد؛ زیرا آنچه‌ را از آنِ من‌ است‌ خواهد گرفت‌ و به‌ شما خبر خواهد داد).[۴۴]

ما می‌گوییم: (او مرا جلال‌ خواهد داد) یعنی او رسالت مرا بزرگ می‌شمارد و به فضیلت من اعتراف می‌کند؛ به همین دلیل رسالت او را کوچک نشمارید و فضیلت او را انکار نکنید؛ بلکه او را پیروی کنید، بزرگش بدارید و جلالش دهید؛ همان‌طور که او مرا جلال می‌دهد. تجلیل و بزرگ‌شمردن من توسط او این‌گونه است: (زیرا آنچه‌ را از آنِ من‌ است خواهد گرفت‌ و به‌ شما خبر خواهد داد) یعنی او از سوی خداوند، از آن علم خداوندی که برای من ذخیره شده است می‌گیرد ـ‌یعنی از همان علمی که من از آن گرفتم‌ـ و آن را به من نسبت می‌دهد؛ زیرا من همان کسی هستم که با شما سخن می‌گویم، و او از همان منبعی که من از آن می‌گیرم، برخواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد.

کسی جز احمدالحسن(ع) از تورات و انجیل سخن به میان نیاورده و اسرارش را باز نکرده و حقیقت به‌صلیب‌رفتن و بسیاری از اسرار کتاب مقدس را بیان نکرده است؛ به‌خصوص رؤیای یوحنای لاهوتی دربارۀ بیست‌وچهار شیخی (پیر) که مفسرین مسیحی در مشخص‌کردن هویت آن‌ها و اینکه آن‌ها چه کسانی هستند حیران و سرگردان شده‌اند؟ ایشان، مُهر آن را به‌واسطۀ وصیت رسول خدا(ص) گشود؛ اینکه این رؤیا به امامان دوازده‌گانه و مهدیین دوازده‌گانه اشاره دارد و تفسیر دیگری جز این، برای این کسانی که بر عرش خداوند نشسته‌اند وجود ندارد.

و بسیاری از اسرار و مهرهای موجود در سفر رؤیا، پیچیده و اسرارآمیز بود تا اینکه خورشید آمد تا آن را برای ما روشن کند. اسقف آنتونیوس فکری، ‌یکی از مفسرین کتاب مقدس است‌، دربارۀ آن می‌گوید: «پیچیده‌بودن سفر رؤیا به بزرگی آن می‌افزاید. از معانی آن فقط در زمانی پرده برداشته می‌شود که خداوند خواسته باشد؛ اما اگر این رازها را بشناسید ابلیس آن‌ها را تباه می‌کند.»[۴۵]

تسلی‌دهنده، احمد(ع) مُهرهای آن را برای ما گشوده و این پیچیدگی‌ها را برای ما روشن کرده است. در فصل آخر این کتاب توضیح داده خواهد شد‌ و اینکه تسلی‌دهنده احمد (سید احمدالحسن(ع)) چگونه متون کتاب مقدس، ‌از جمله‌ رؤیای یوحنا لاهوتی را تفسیر می‌کند و به پرسش‌های پرسشگران پاسخ می‌دهد.

عطف به ابتدای این مبحث، عیسی(ع) در سخن خود دربارۀ تسلی‌دهنده به نکاتی اشاره می‌فرماید که نشان می‌دهند او یک انسان است که پس از ایشان خواهد آمد؛ آنجا که در انجیل یوحنا می‌فرماید: (ولی هنگامی‌که او، يعنی روحِ راستی آيد، شما را به جميع راستی هدايت خواهد كرد؛زيرا كه از خود تکلم نمی‌كند، بلكه فقط به آنچه شنيده است سخن خواهد گفت و از امور بسیاری به شما خبر خواهد داد).[۴۶]

اکنون دلیل آن‌ها را بر اینکه کلمۀ تسلی‌دهنده فقط به روح‌القدس بازمی‌گردد، بدون هیچ تأویلی و با متن محکمی از کتاب مقدس رد می‌کنیم.

در نامۀ دوم پولس به کولسیان، اصحاح ۱ آمده است: (۳ خداوند ـ‌پدر پروردگار ما یسوع مسیح‌ـ مبارک است. پدر مهربانی و خداوند هر تسلّی. ۴ کسی که ما را در هر سختی تسلّی می‌دهد تا بتوانیم کسانی را تسلّی دهیم که در هر سختی قرار دارند که ما به‌واسطۀ آن از سوی خداوند هستیم). این دلیل، سخن آنان را باطل می‌کند؛ اینکه کلمۀ تسلی‌دهنده نمی‌تواند بر خصوصیت انسان‌بودن منطبق شود یا به آن بازگردانده شود. ما با این خصوصیات استدلال می‌کنیم که تسلی‌دهنده یک صفت انسانی است، نه روحی.

آیا پس ‌از این توصیفات صریح، در اینکه این تسلی‌دهنده‌ای که مسیح درباره‌اش سخن می‌گوید، عنوان یک انسان است، کمترین شک و تردیدی وجود خواهد داشت؟!

نصارای اولیه از سخن یوحنا چنین فهمیدند که این کلمه بشارت به موجودی بشری می‌دهد. مونتوس (منتس) در قرن دوم میلادی (۱۸۷م) در آسیای صغیر مدعی شد که تسلی‌دهنده، فارقلیط است که آمده. مانی ـ‌همانند او‌ـ مدعی شد که وی فارقلیط و مشابه مسیح است. او دوازده شاگرد و هفتاد اسقف را برگزید و آن‌ها را به سرزمین‌های شرقی فرستاد. اگر فهم آنان از فارقلیط چنین بود که وی سومین اقنوم (روح‌القدس) است، هرگز جسارت چنین ادعایی را نمی‌داشتند.

آیین مانوی به زهد و خودشناسی به‌عنوان اولین گام برای رهایی از چنگال‌های ماده دعوت می‌کند و پس ‌از آن، بالا‌‌رفتن روح (معراج). مانی برای مسیحیت یک خطر شمرده می‌شد و با کاهنان زرتشتی درگیر شد و آن‌ها با برخی از درباریان پادشاهی علیه او شدند؛ او زندانی و شکنجه شد تا در سال ۲۷۶م مُرد و در شهر تیسفون دفن شد؛ شهری که امروز در عراق، سلمان پاک نامیده می‌شود؛ یعنی شهر سلمان فارسی مبارک و کسی که از پیروان آیین مانوی شمرده می‌شد.[۴۷]

سندی در کلیسای فینا لیاسابیوس قیصری وجود دارد. «بیوس قیصری» کشیش قیصریه و مورخ اولین کلیسا این مطلب را در کتاب «تاریخ کنیسه» آورده است. در این کتاب آمده است که کلمۀ «بارکلیتس» به‌عنوان صفتی برای شخصیتی اطلاق می‌شود که مسئولیت دفاع از مسیحیان را عهده‌دار است و وی کسی است که به مسیحی‌بودن آن‌ها اهمیت می‌دهد. در این کتاب آمده است که مسیحیان این شخصیت را که نامش «فیتوش ایب اجانوس» است با عبارت «برکلیتس» ستایش می‌کنند؛ چراکه او حامی آن‌هاست و آشکارا تا پای جان از آن‌ها دفاع می‌کند.[۴۸]

در خصوص مذاهبی که برچسب مرتد‌‌بودن بر آن‌ها زده شد ـ‌مثل مذهب گنوستیسیسم (ع)nostics، آپولینارین‌ها Appolinarians، دوکیتی‌ها Docetas و دیگران‌ـ یکی از رهبران این مذاهب، نام «براقلیوس» را برای خودش برگزید و مدعی شد که وی همان پیامبر (آل احمد) است که مسیح به او بشارت داده و پیروان بسیاری دورش جمع شدند.[۴۹]

انبا آتاناسیوس، ‌اسقف بنی سویف و بهنسا، در تفسیر یوحنا، ص‌۱۱۹ می‌گوید: «وقتی اندکی تلفظ عبارت فارقلیط (تسلی‌دهنده) تحریف شود "بیرکلیتس" و به معنای حمد یا شکر می‌شود...» که نزدیک لفظ احمد است.

کشیش «متی هنری» در تفسیر یوحنا می‌گوید: «یکی از نام‌های مسیا بین یهود، «مناحیم» بود؛ یعنی تسلی‌دهنده. یهودیان روز مسیا را سالیان تسلّی می‌نامیدند.»[۵۰]

کشیش مهتدی عبد‌الاحد داوود، ‌استاد زبان یونانی، می‌گوید: «این کلمه از نظر لغوی به معنای باشکوه‌ترین، مشهورترین و مستحق مدح و ستایش است. این کلمه از دو بخش تشکیل شده است: «بری» و «کلیتوس». این کلمه از تمجید یا مدح و ثنا مشتق شده که در زبان عربی دقیقاً به معنای «احمد» است. متن یونانی، کلمۀ «اونوما» را استفاده کرده است که به معنای «نام او» است؛ ولی نصارا آن را در انجیل‌های فعلی تغییر داده‌اند: (پدر او را با نام من می‌فرستد) درحالی‌که ترجمۀ صحیح به این صورت است: (اما پیامبر راستینی که خداوند او را مبعوث می‌کند، نامش احمد است)... .»[۵۱]

ما همۀ عُقلای نصارا را دعوت می‌کنیم کتاب مقدس را با آزادی و عقلانیت و رها‌شدن از مطالعات پیشین، قانع‌شدن‌های گذشته و حکم‌های از‌پیش‌رانده‌شده مطالعه کنند و در متونی که ما برخی از آن‌ها را از کتاب خودشان آورده‌ایم تأمل و اندیشه کنند و آن‌ها را دعوت به تلاش برای فهم این متون می‌کنیم؛ در این صورت متوجه خواهند شد که این متون بر تسلی‌دهنده، احمد(ع) دلالت دارد.

از جمله سخنان قائم آل محمد، احمدالحسن(ع) که در پاسخ به یک زن مسیحی فرموده است:

پرسش:

شما شیعیان معتقدید سفرای امام زمان چهار نفر هستند و بعد از آن، سفارت قطع شده است. چطور با دلیل عقلی و نقلی از قرآن، تورات و انجیل ثابت می‌کنيد که شما سفیر پنجم هستيد؟!

Reta Jorj، یک زن مسیحی، ۲۰۰۵م

پاسخ:

«...سفر اشعیا اصحاح یازدهم: (۱ و از تنۀ یسی شاخه‌ای خارج می‌شود و شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شکفت ۲ و روح پروردگار بر او قرار خواهد گرفت، روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح معرفت و ترس از خداوند ۳ و خوشی او در ترس از پروردگار خواهد بود، فقط بر وفق مشاهدۀ چشمش قضاوت نمی‌کند و موافق سمع گوش‌هایش حکم نمی‌دهد ۴ بلکه مسکینان را با عدالت داوری خواهد کرد و در میان بینوایان زمین با انصاف حکم خواهد راند. زمین را با عصای دهانش می‌زند و منافق با نفس لب‌هایش خواهد مرد ۵ کمربند کمرش، عدالت و کمربند میانش، امانت خواهد بود ۶ پس گرگ با گوسفندان سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله با شیر [...] ۹ و در تمام کوه مقدس من، فساد نمی‌کنند و کار زشتی انجام نمی‌دهند؛ زیرا زمین از معرفت پروردگار پُر می‌شود همان‌طور که آب، دریا را می‌پوشاند ۱۰ و در آن روز ریشۀ یسی به‌عنوان پرچمی برای مردم برپا خواهد شد و امت‌ها فقط او را طلب خواهند کرد و او با جلال خواهد بود).[۵۲]

[...]

اما یسی در تورات شناخته‌شده است؛ او پدر پیامبر خدا، داوود(ع) است و مادر امام مهدی(ع) از نسل داوود(ع) است.

داستان آن به‌صورت کاملاً خلاصه به شرح زیر است: (او ملکه‌ای است که جدش قیصر روم است. در خواب، عیسی(ع) و جانشین وی یعنی شمعون صفا و محمد(ص) را می‌بیند؛ و حضرت محمد(ص) او را از حضرت عیسی(ع) برای فرزندش امام حسن عسکری‌(ع) خواستگاری می‌کند. عیسی(ع) به شمعون صفا (سمعان بطرس) می‌گوید: افتخار بزرگی نصیبت شده است؛ چراکه وی (مادر امام زمان(ع)) از نوادگان شمعون صفا (سمعان بطرس)، وصی و جانشین عیسی(ع) است. بعد از این رؤیا، رؤیاهای زیادی می‌بیند، خودش را اسیر می‌کند و معجزه‌های زیادی برایش اتفاق می‌افتد؛ تا به خانۀ امام علی هادی(ع) می‌رسد و آن حضرت وی را به همسری فرزندش امام حسن عسکری(ع) درمی‌آورد و امام محمد بن الحسن المهدی(ع) از او متولد می‌شود).

پس امام مهدی محمد بن الحسن العسکری(ع) از ناحیۀ مادری جزو نوادگان اسرائیل (یعقوب(ع)) و از ناحیۀ پدری از نوادگان محمد(ص) به شمار می‌رود.

پس اینکه حضرت مهدی(ع) شاخه‌ای از تنۀ یسی است بر او صدق می‌کند؛ همان‌گونه که این امر بر مهدی اول از مهدیین دوازده‌گانه نیز صدق می‌کند؛ چراکه او نیز شاخه‌ای است که از شاخه‌ای از تنۀ یسی بیرون می‌آید؛ زیرا او از نسل امام مهدی(ع) است.

مهدی اوّل که طبق روایات رسول اکرم(ص) و ائمه(ع)، نامش احمد است، فرستادۀ امام مهدی(ع) و وصی و نیز دست راست وی و اولین کسی است که در آغاز ظهورش، قبل از اینکه با شمشیر قیام کند به وی ایمان می‌آورد. به جهت اختصار به همین مقدار بسنده می‌کنم. اگر خواستار توضیحات بیشتر هستی به تورات، سِفر اشعیا، اصحاح‌های سیزدهم، چهل‌و‌دوم، چهل‌و‌سوم، چهل‌و‌چهارم، چل‌و‌نهم، شصت‌و‌سوم، شصت‌و‌پنجم و شصت‌و‌ششم مراجعه و در آن‌ها به‌خوبی تدبر کن... .»[۵۳]

در پرسشی خطاب به قائم آل محمد(ع) پرسیده شد: در زیارت مادر قائم(ع) آمده است: «سلام بر تو که در انجیل نَعت (وصف) شده‌ای.» در کجای انجیل این نعت (وصف) آمده است؟

پاسخ:

«بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً.

این وصف مادر قائم(ع) در مکاشفات یوحنا لاهوتی اصحاح ۱۲ است: (۱ و علامتی عظيم در آسمان ظاهر شد: زنی كه آفتاب را دربر دارد و ماه زير پا‌هایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است، ۲ درحالی‌که آبستن است، از دردِ زایمان و عذاب زاييدن فرياد برمی‌آورد. ۳ و علامتی ديگر در آسمان پديد آمد. اژدهای بزرگِ آتشگون كه او را هفت ‌سر و ده شاخ بود و بر سرهايش هفت افسر ۴ و دُمش ثلث ستارگان آسمان را كشيد و آن‌ها را بر زمين ريخت. اژدها روبه‌روی آن زن كه می‌زاييد ايستاد تا چون بزايد، فرزند او را ببلعد. ۵ پس فرزند نرینه‌ای را زاييد كه همۀ امت‌های زمين را به عصای آهنين حكمرانی خواهد كرد؛ و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد. ۶ و زن به بيابان فرار كرد كه در آنجا مكانی برای وی مهيّا شده است تا او را مدت هزار‌‌و‌دويست‌و‌شصت روز بپرورند. ۷ و در آسمان جنگ شد: ميكائيل و فرشتگان با اژدها جنگ كردند، و اژدها و فرشتگانش جنگ كردند، ۸ ولی غلبه نیافتند و بعد از آن، مکان آن‌ها در آسمان يافت نشد. ۹ و اژدهای بزرگ، آن مار قدیمی که ابلیس و شیطانی که تمام عالم را گمراه می‌کند به زمین افکنده شد و فرشتگانش نیز همراهش افکنده شدند ۱۰ و آوازی بلند در آسمان شنيدم كه می‌گويد: اكنون نجات و قوّت و سلطنَت خدای ما و قدرت مسيح او ظاهر شد؛ زيرا كه آن مدعیِ برادران ما كه شبانه‌روز در حضور خدای ما بر ايشان دعوی می‌كند، به زير افكنده شد. ۱۱ و ايشان به وساطت خون بره و کلمۀ شهادتشان بر او غالب آمدند و جان خود را دوست نداشتند تا اینکه بمیرند. ۱۲ ازاین‌رو، ای آسمان‌ها و ساكنان آن‌ها شاد باشيد؛ وای بر ساکنان زمين و دريا، زيرا كه ابليس با خشمی عظيم به‌سوی شما فرود آمده است، چون می‌داند كه زمان اندکی دارد. ۱۳ و چون اژدها ديد كه بر زمين افكنده شده است، بر آن زن كه فرزند نرينه را زاييده بود جفا كرد. ۱۴ پس دو بال عقاب بزرگ به زن داده شد تا به بيابان به مكان خود پرواز كند، جايی كه او دور از دسترس آن مار، یک زمان و دو زمان و نصف زمان، محافظت شود. ۱۵ و مار از دهان خود در عقب زن، آبی چون رود فروریخت تا سيل او را فرا‌گيرد. ۱۶ پس زمين، زن را حمايت كرد و دهانش را گشود و آن رود را كه اژدها از دهانش ريخت، فروبُرد. ۱۷ اژدها بر زن غضب نمود. رفت تا با باقی‌ماندگان نسلِ او، کسانی که وصایای خداوند را حفظ می‌کردند و حاملین آن بودند، جنگ کند...).»[۵۴]

پاورقی‌ها

  1. ↩لوقا ۴: ۴۳.
  2. ↩متی ۱۰: ۷.
  3. ↩متی ۶: ۹ و ۱۰؛ لوقا ۱۱: ۲.
  4. ↩متی ۲۱: ۴۳ و ۴۴.
  5. ↩یوحنا ۱۳: ۱۶.
  6. ↩انجیل یوحنا ۱۶: ۷.
  7. ↩سفر اعمال رسولان: ۱.
  8. ↩یوحنا ۲۰: ۲۲.
  9. ↩سفر سموئیل اول ۱۹: ۲۰.
  10. ↩زمر، ۴۲.
  11. ↩سجده، ۱۱.
  12. ↩نحل، ۲۸.
  13. ↩آنچه بر این مطلب دلالت دارد این سخن حق‌تعالی است: (قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّكُمْ تُرْجَعُون( (بگو: فرشتۀ مرگ که موکل بر شماست شما را می‌ميراند سپس به‌سوی پروردگارتان بازگردانیده می‌شوید). که وظیفۀ گرفتن ارواح و ستاندن جان‌ها به فرشتگان واگذار شده است.
  14. ↩یوحنا ۲۰: ۲۹.
  15. ↩​h​t​t​p​:​/​/​s​t​-​t​a​k​l​a​.​o​r​g​/​p​u​b​_​B​i​b​l​e​-​I​n​t​e​r​p​r​e​t​a​t​i​o​n​s​/​H​o​l​y​-​B​i​b​l​e​-​T​a​f​s​i​r​-​۰​۲​-​N​e​w​-​T​e​s​t​a​m​e​n​t​/​F​a​t​h​e​r​-​T​a​d​r​o​s​-​Y​a​c​o​u​b​-​M​a​l​a​t​y​/​۰​۴​-​E​n​j​e​e​l​-​Y​o​u​h​a​n​n​a​/​T​a​f​s​e​e​r​-​E​n​g​e​e​l​-​Y​o​u​h​a​n​n​a​_​۰​۱​-​C​h​a​p​t​e​r​-​۱​۴​.​h​t​m​l
  16. ↩​h​t​t​p​:​/​/​s​t​-​t​a​k​l​a​.​o​r​g​/​p​u​b​_​B​i​b​l​e​-​I​n​t​e​r​p​r​e​t​a​t​i​o​n​s​/​H​o​l​y​-​B​i​b​l​e​-​T​a​f​s​i​r​-​۰​۲​-​N​e​w​-​T​e​s​t​a​m​e​n​t​/​F​a​t​h​e​r​-​T​a​d​r​o​s​-​Y​a​c​o​u​b​-​M​a​l​a​t​y​/​۰​۴​-​E​n​j​e​e​l​-​Y​o​u​h​a​n​n​a​/​T​a​f​s​e​e​r​-​E​n​g​e​e​l​-​Y​o​u​h​a​n​n​a​_​۰​۱​-​C​h​a​p​t​e​r​-​۱​۴​.​h​t​m​l
  17. ↩w​w​w​.​a​r​a​b​c​h​u​r​c​h​.​c​o​m​/​c​o​m​m​e​n​t​a​r​i​e​s​/​f​a​t​h​e​r​_​a​n​t​o​n​i​o​s​/​M​a​t​t​h​e​w​/​۱​۷
  18. ↩همچنین می‌توانید به کتاب شبیه عیسی، دکتر ابو‌محمد انصاری، انتشارات انصار امام مهدی(ع) مراجعه کنید‌ تا حقیقت برای شما روشن شود: h​t​t​p​s​:​/​/​a​l​m​a​h​d​y​o​o​n​.​c​o​/​۱​۰​۳​۱​۳​/​b​o​o​k​s​/​a​n​s​a​r​_​f​a​/​S​h​a​b​i​h​_​i​s​a​.​p​d​f
  19. ↩متی ۲۶: ۶۴.
  20. ↩انجیل یوحنا: ۱۶.
  21. ↩مزمور ۱۱۰: ۴.
  22. ↩متی ۱۳: ۱۳.
  23. ↩یوحنا ۸: ۱۹.
  24. ↩یوحنا ۷: ۲۷.
  25. ↩پروفسور عبد‌الاحد داوود، استاد علم لاهوت مسیحی است که مسیحی بود و مسلمان شد.
  26. ↩یوحنا ۱۳: ۳۳.
  27. ↩در سال ۱۹۵۳ در بیروت، عهد جدید ترجمه شد و به‌دلیل منتسب‌شدن آن به پاپ پولیسی جورج فاخوری، به ترجمۀ پولیسی معروف و این ترجمه در عصر جدید در ترجمه‌های انجیل به عربی برگردانده شد.
  28. ↩نامۀ اول یوحنای رسول، اصحاح ۴: ۲.
  29. ↩انجیل یوحنا ۱۶: ۱۴.
  30. ↩آنتونیوس فکری: h​t​t​p​:​/​/​s​t​-​t​a​k​l​a​.​o​r​g​/​p​u​b​_​B​i​b​l​e​-​I​n​t​e​r​p​r​e​t​a​t​i​o​n​s​/​H​o​l​y​-​B​i​b​l​e​-​T​a​f​s​i​r​-​۰​۲​-​N​e​w​-​T​e​s​t​a​m​e​n​t​/​F​a​t​h​e​r​-​A​n​t​o​n​i​o​u​s​-​F​e​k​r​y​/​۲​۷​-​S​e​f​r​-​E​l​-​R​o​۲​y​a​/​T​a​f​s​e​e​r​-​S​e​f​r​-​R​o​i​a​-​Y​o​u​h​a​n​n​a​-​E​l​-​L​a​h​o​u​t​y​_​_​۰​۰​-​i​n​t​r​o​d​u​c​t​i​o​n​.​h​t​m​l
  31. ↩یوحنا ۱۶: ۱۳.
  32. ↩مرگ وی را (ساویرس) در کتاب «تاریخ سَراسقف‌ها» بیان می‌کند. این مطلب را قدّیس «ماریادی لیکوری» در کتاب «تاریخ بدعت‌ها به همراه ‌بطلا‌نشان» و محمد حسنی یوسف در کتاب «قرآن سخن می‌گوید و انجیل آنچه را دین حق بیان می‌دارد، ثابت می‌کند» نیز آورده‌اند.
  33. ↩کتاب «قرآن سخن می‌گوید و انجیل آنچه را دین حق بیان می‌دارد، ثابت می‌کند» نوشتۀ محمد حسنی یوسف؛ همچنین این مطلب در مناظرۀ بزرگی بین مجموعه‌ای از کشیشان و علمای مسلمان که احمد دیدات از‌جملۀ آنان بود به بحث گذاشته شد و به‌ اثبات رسید.
  34. ↩کتاب «تصویر دیگر مسیح» نوشتۀ مورخ سوری «فراس سواح».
  35. ↩مراجعه کنید به «الریس»، بشارت احمد در انجیل، ص‌۱۷۱ تا ۱۷۳.
  36. ↩مراجعه کنید به کتاب «محمد آن‌گونه که در کتاب یهود و نصارا آمده است»، ص۱۴۱ تا ۱۴۸.
  37. ↩اصحاح یازدهم: ۱ تا ۱۰.
  38. ↩امام احمدالحسن(ع)، کتاب «وصی و فرستادۀ امام مهدی(ع) در تورات، انجیل و قرآن».
  39. ↩امام احمدالحسن(ع)، پاسخ‌های روشنگرانه، ج ۳، س۲۱۸.
اطلاعات صفحه
نوع صفحه
تسلی‌دهنده، یک انسان است یا فقط روح؟ - بشارت به تسلی‌دهنده، احمد و کنکاشی در عقیدۀ مسیحیت - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.