فصلها
بررسی متونی که برای اثبات عقیدۀ تثلیث به آن تکیه میکنند
بشارت به تسلیدهنده، احمد و کنکاشی در عقیدۀ مسیحیت · عادل سعیدی
-فصل دوم: بررسی متونی که برای اثبات عقیدۀ تثلیث به آن تکیه میکنند
دانستن باطلبودن عقیدۀ تثلیث که نصارا به آن اعتقاد دارند و از آن دفاع میکنند و تأکید دارند که در کتاب مقدس ذکر شده است، نیازمند تلاش بسیاری از سوی محقق ندارد؛ چراکه هیچ متن صریحی وجود ندارد که این عقیده را بیان کرده باشد، بلکه عقیدۀ اقانیم سهگانه یا خدایان سهگانۀ متمایز و اینکه آنگونه که آنها تصور میکنند همگی یک جوهر هستند، در هیچ متن قطعی و محکمی از کتاب مقدس نیامده تا بتوان آن را ثابت کرد؛ حتی عقل سلیم نیز این عقیده را بهطورقطع و یقین بیهیچ اشکالی برنمیتابد.[۵۵]
حتی در خصوص استشهاد آنها به متن (کسانی که در آسمان گواهی میدهند سه تن هستند...)[۵۶] باید توجه داشت که این متن، اصلی نیست و مترجمان و مفسران آن را جعل کردهاند؛ با توجه به اینکه این متن، مهمترین متنی است که بر پایهاش بر اعتقاد اقانیم سهگانه گواه میآورند.
در سفر اشعیا: ۳۴: ۱۶ میخوانیم: (در کتاب پروردگار تفتیش نموده، آن را مطالعه كنید).
و در سفر رؤیای یوحنای لاهوتی ۱: ۳ میخوانیم: (خوشا به حال کسی که میخواند و آنانی که میشنوند کلام این نبوت را و آنچه در آن مکتوب است را نگاه میدارند؛ زیرا وقت نزدیک است).
این متنها ما را به خواندن، تحقیق و دقت دعوت میکنند؛ چراکه نجات و رهایی ما، در شناخت است. با ما همراه شوید تا در اَسفار کتاب مقدس جستوجو و تحقیق کنیم و بخوانیم؛ چهبسا هدف خود را بیابیم.
مسیحیان برای نزدیککردن ذهن به مفهوم این عقیده، دلایل عقلی را پیش میکشند؛ زیرا عقیدۀ تثلیث از فقر متونی رنج میبرد که به آن استدلال کنند؛ به همین دلیل فقهای مسیحی به روش استفاده از مثالها پناه آوردند تا از یکسو دلالتی بر آن داشته باشد و از سوی دیگر این عقیده به ذهنها نزدیک شود.
از جمله مثالهایی که در این خصوص پیش میکشند این سخن آنان است که خورشید از جسم و نور و حرارت تشکیل شده است و این سه تا، یک سهگانه را تشکیل میدهند. امکان ندارد بتوان خورشید را از جسم و نور یا حرارتش جدا کرد؛ بنابراین این سه تا، یک چیز هستند و درعینحال سه تا!
مثال جسم سیب و طعم و بویش نیز به همین صورت است.
ولی آنها از این حقیقت غافل میشوند که حرارت، طعم، نور و بو، تنها عَرَضها یا صفاتی هستند که بهخودیِخود استوار و مستقل نیستند؛ درحالیکه اَقانیم سهگانه هرکدام حقیقی و از یکدیگر مستقل هستند؛ بنابراین مساویبودنی که در اَقانیم سهگانه میپندارند، در اینجا جایگاهی ندارد.
آنها مثال دیگری برای تثلیث بیان میکنند و میگویند: انسان از ذات و عقل و روح تشکیل شده، درحالیکه یک موجود است. در اینجا باید بدانیم که ذات برای زندهبودن به روح و برای اندیشیدن به عقل نیازمند است؛ بنابراین ما در برابر اجزایی هستیم که به یکدیگر نیازمند هستند و مستقل نیستند؛ همانطور که دربارۀ اَقانیم گفته میشود. البته این هنگامی است که ما معتقد باشیم که این سه تا، اجزا هستند.
همین سخن دربارۀ مثال مثلث گفته میشود؛ مثلث از سه ضلع تشکیل میشود و درعینحال یکی هستند؛ هر ضلع آن بهتنهایی مثلث نیست، بلکه یک مثلث با کنار هم قراردادن ضلعهای دیگر تشکیل میشود.
اکنون میخواهیم به مسئلۀ اُقنوم سوم، یعنی روحالقدس بپردازیم. آیا این اقنوم یک مخلوق است یا اَزلی؟ و آیا عالمانِ روزگار گذشته اعتقاد داشتند او «خدا» است؟
و آیا متنی وجود دارد که تأکید کند این اُقنوم، خداوند اَزلی است؟
برخی از متونی را که آنها میپندارند بر اُلوهیت روحالقدس دلالت دارد، با هم میخوانیم و این متون را در فهرست بحثمان قرار میدهیم:
متن اول
نامۀ اول یوحنای رسول ۵: ۷: (۷ زیرا کسانی که در آسمان گواهی میدهند سه تا هستند؛ ۸ پدر، کلمه و روحالقدس؛ و این سه، یکی هستند).
میگویند: این دلیلی قاطع بر عقیدۀ تثلیث و اَقانیم سهگانه است. «پدر، پسر (کلمه) و روحالقدس» و این سه، یکی هستند.
میگوییم: ما متوجه نمیشویم چگونه ۱+۱+۱ = ۱ زیرا این سهتا در همهچیز با یکدیگر متمایز هستند؛ با وجود این، در متون جستوجویی میکنیم، شاید چیزی بیابیم که به نظر شما اشاره داشته باشد!
اول، این متن در قرن پانزدهم آشکار شده و پیش از آن نبوده است.
دوم، دایرةالمعارف کتاب مقدس بیان میکند این متن، هیچ وجودی نداشته است و نیز میگوید که این متن، تنها یک پانویس بوده و جزو متون [اصلی] نبوده است؛ بلکه تنها پانویسی بوده که بعداً به متون افزوده شده است.
این متن جزو متون اصلی در کتاب مقدس نیست. این نکته به اعتراف دایرةالمعارف کتاب مقدس، ج ۳، ص۲۹۵ حرف «خ»، نوشتههای خطی عهد جدید و تحتعنوان «اختلافهای عمدی» است که میگوید: «گاهی برخی از افزودنیها برای تقویت اندیشۀ لاهوتی انجام شده است؛ همانطور که در اضافهکردن جملۀ (زیرا کسانی که در آسمان گواهی میدهند سه تا هستند)[۵۷] چنین بوده است. این عبارت در هیچ دستنوشتۀ یونانی که به پیش از قرن پانزدهم بازگردد، دیده نمیشود. چهبسا این عبارت در اصل در یک توضیح حاشیهای در نوشتۀ خطی لاتین آمده و بهعنوان اضافهای عمدی و هدفمند به متن کتاب مقدس نبوده، سپس یکی از نسخه نویسان آن را در متن وارد کرده باشد.»
سوم، این متن طبق ترجمههای جدید عربی:
۱. ترجمۀ عربی مبسط (ترجمۀ مشترک) که هیئتهایی از گروههای مختلف مسیحیعربی در آن کار میکنند، این متن را حذف کردهاند.
۲. ترجمۀ کاتولیکی جدید یا (یسوعیه) انتشارات دارالمشرق بیروت، این متن را حذف کرده و در حاشیۀ پایینِ عبارتی که پیش از آن است (ص۹۹۲، چاپ ۱۹) اینگونه نگاشته است: «در برخی از نسخههای اصل: پدر، کلمه و روحالقدس و اینها یکی هستند. این مطلب در اصلهای یونانی که بر آنها تکیه میشود نیامده است. شایسته است بگوییم این متن یک توضیح است که در برخی از نسخهها به متن وارد شده است.»
۳. ترجمۀ تفسیری کتاب مقدس (کتاب زندگی) آن را بین پرانتز قرار داده و در مقدمه نگاشته است: «جملۀ بین پرانتز عبارت است از توضیح و تفسیر و در متن اصلی وجود ندارد.»
پس این متن موجودیتی ندارد و واردشده است؛ زیرا عقیدهای است که خواسته شده آشکارا بیان شود ولی در متون کتاب مقدس وجود نداشته است.
چهارم، گواهی دانشمند بزرگ اسحاق نیوتن است که میگوید: «این عبارت اولینبار در چاپ سوم انجیل ایرازمس عهد جدید ظاهر شد.» همچنین نیوتن نکتۀ مهمی را اضافه میکند؛ اینکه این متن در هیچ بحث لاهوتی دربارۀ تثلیث از زمان جروم و حتی در زمان طولانی پس از او استفاده نشده و اصلاً بیان نشده است؛ ولی این متن به طریقی شیطانی با سوءاستفادۀ ناگهانی صلیبیون آمده است و همانطور که دیدیم آنها هر چیزی را جز کوتاهآمدن از تثلیث دروغین میپذیرند.
پنجم، نوشتههای خطی
این متن فقط در هشت نوشتۀ خطی یافت شده است که هفت تای آنها به قرن شانزدهم بازمیگردد. شمارههای نوشتههای خطی عبارتاند از: (۶، ۸۸، ۴۲۹، ۶۲۹، ۶۳۶، ۳۱۸، ۲۳۱۸ و ۲۲۱). نوشتۀ خطی آخر با شمارۀ ۲۲۱ از قرن دهم است؛ یعنی دستکم هزار سال است که این متن تنها بهصورت پانویس و با خطی متفاوت وجود داشته است؛ درحالیکه تاریخ نگارش آن بهطور دقیق مشخص نیست.
معنایش این است که هیچ دلیل یقینی وجود ندارد که وجود این متن را در یکی از دستنوشتههای یونانیِ قبل از سال ۱۵۰۰ ثابت کند. حتی در خصوص هفت نوشتۀ خطی پیشگفتهشده در چهار تای آنها این متن بهصورت پانویس نگاشته شده است.
آیا پس از این توضیحات کسی وجود دارد که به این متن استدلال کند؟
متن دوم
انجیل متی ۲۸: ۱۹: (پس بروید و همۀ امتهـا را شاگـرد سازیـد و آنها را بـه اسمِ پدر، پسر و روحالقدس تعمید دهید).
میگویند: صیغۀ تعمید که در این متن آمده، دلیلی قطعی بر عقیدۀ تثلیث است.
میگوییم: طی این بحث روشن میشود که آیۀ ۱۹ انجیل متی، اصحاح ۲۸ تحریف شده و اِستشهاد و دلیلآوردن به آن باطل است؛ چراکه هیچیک از حواریون و شاگردان و حتی خود پطرس این صیغه را نمیدانستند؛ بلکه این صیغه در اعمال رسولان ۲: ۳۸ به این صورت وارد شده است: (پطرس به آنان گفت: توبه کنید و هرکدام از شما با نام یسوع مسیح برای آمرزش گناهان تعمید نماید. بخشش روحالقدس را بپذیرید).
پس روحالقدس میبخشد و توبهکنندگان با او از خطاها و گناهان تسدید میشوند؛ همان کسانی که با پیروی از حجت خدا و جانشین او بر آفریدگانش، از گناهانشان پاک میشوند؛ کسی که توصیف شده است به اینکه خدای در خلق[۵۸] است که در آن زمان، مسیح(ع) بوده است.
مطلبی که در انجیل یوحنا، اصحاح ۲۰ آمده، دلیلی است بر اینکه خلیفه و جانشین خداوند و حجت خداوند همان کسی است که آنان را با روحالقدس تسدید میکند و اینکه او همان کسی است که به آنان میبخشد: (۲۱ عیسی دوباره به ایشان گفت: سلام بر شما. همانطور که پدر مرا فرستاد من نیز شما را میفرستم. ۲۲ و چون این را گفت، دمید و به ایشان گفت: روحالقدس را دریابید).
و بهعنوانمثال این عبارت در مرقس ۱۶: ۱۵ سه اُقنومِ ادعاشده را بیان نمیکند: (پس به ایشان گفت: به تمام عالم بروید و جمیع خلایق را به انجیل موعظه کنید).
طبق پندار آنها مسیح متن واردشده در متی ۲۸: ۱۹ را در برابر یازده شاگرد بالای کوه بیان کرده است. پس میتوانیم آن را طبق آنچه نویسندۀ انجیل متی پنداشته، خطبۀ وداع بنامیم یا آخرین مطلبی که مسیح بیان داشته است. واقعاً دشوار است که تصور کنیم یازده شاگرد این سخن مهم و اساسی را فراموش کردند و پس از آن حتی یکبار کسی آن را نگفته باشد!
آیا عاقلانه است که شاگردان نتوانستهاند «یک جمله» را حفظ کنند! درحالیکه این جمله مهمترین و آخرین سخنی بوده باشد که مسیح بیان کرده و [درعینحال] هیچکدام از شاگردانش به آن جمله عمل نکرده باشند؟!
ما میتوانیم بهسادگی بسیار سؤال کنیم: نصارا در تعمید باید از چه کسی پیروی کنند؟ از روش متی یا روش پطرس و مرقس که قبلاً بیان شد؟
مرجع متی، مرقس است و به همین دلیل روش مرقس برتری دارد. به هر صورت این متن هیچچیزی را در موضوع تثلیث ثابت نمیکند.
دلیل، این است که این روش به متن اصلی افزوده شده. آنچه را که اوسِبیوس قیصری بیان میکند خواهیم خواند؛ البته پسازاینکه خواننده را با ایشان آشنا کردیم.
-اوسِبیوس کیست؟
اوسِبیوس قیصری (۲۶۳ تا ۳۳۹م) در سال ۳۱۴، اسقف قیصریه شد. به او قیساریه گفته میشد. او به جهت بزرگداشت قیصر روم، اگوستوس، به این نام نامیده شد. چند شهر به اسم قیصریه یا قیسریه وجود دارد که یکی از آنها در جولان سوریه است، یکی در انطاکیه و سومی در فلسطین که از سال ۱۳۳ میلادی (قیصریۀ فلسطین) نامیده میشد؛ همچنین قیصریۀ فیلیپی در سوریه که در جولان فعلی واقع و در انجیل لوقا ذکر شده است و امروزه بانیاس حوله نامیده میشود.[۵۹]
در بسیاری اوقات از او بهعنوان پدر تاریخ کلیسا یاد میشود؛ به جهت کارهایی که در تاریخنگاری کلیسای مسیحی در همان اوایل انجام داد، بهخصوص وقایع تاریخی کلیسا.
اوسِبیوس آیۀ ۱۹ در انجیل متی: ۲۸: ۱۹ را خواند و در کتابهای بسیارش که در بازۀ زمانی ۳۰۰ تا ۳۳۶ نگاشته از آن بهعنوان سند استفاده کرده است. از جملۀ این کتابها، توضیحات و شرحهایی است که بر مزامیر و بر اشعیا نگاشته و کتاب مشهور خود «تاریخ کلیسا» و کتاب دیگرش که در ستایش امپراتور کنستانتین است.
اوسِبیوس این آیه را در انجیل متی ذکر کرده و متن آن بهصورت زیر است: (پس بروید و همۀ امتهـا را شاگـرد سازیـد و آنها را بـه اسمِ من تعمید دهید) و حتی یک بار هم عبارت مربوط به تثلیث را بیان نکرده است.
اگر بخواهیم عقیدۀ تثلیث را که نصارا به آن ایمان دارند، متنبهمتن دنبال کنیم خط سِیر آن را به این صورت مییابیم: یا در نسخههای یونانی و عبری وجود ندارد، یا از معنای اصلیاش منحرف، یا از نظر معنا و دلالتداشتن تحریف شده است. کسی که معتقد است متنی قطعی و اصلی بر این عقیده وجود دارد، از او انتظار داریم تحفهای برایمان به ارمغان بیاورد و از او بسیار سپاسگزار خواهیم شد!
چهبسا بگویند ای مسلمانان! فقط شما چنین عقیدهای دارید؛ اما ما مسیحیان بر این عقیده اتفاقنظر داریم و اینکه ـطبق اعتقاد ارتودوکسهاـ روحالقدس از پدر یا ـطبق اعتقاد کاتولیکهاـ از پدر و پسر سرچشمه گرفته است، و روحالقدس، لاهوتِ مطلق است و مخلوق نیست!
اما این سخن هیچ سودی برایشان ندارد. دلیل عکس آن، در تصریحات خود آنان وجود دارد که میتوانند به سایتهای رسمی خودشان مراجعه و مطالعه کنند.[۶۰]
-علما و اسقفها ایمان دارند که روحالقدس مخلوق است:
اوریجانوس روحالقدس را در درجهای پایینتر از پسر قرار میدهد؛ نه به دلیل کرامت، بلکه با توجه به اصل و ریشه. او بیان میدارد که فقط پسر از پدر است؛ اما روحالقدس بهواسطۀ پسر از پدر است.
آنها کاتولیکها را متهم میکنند و میگویند سرآغاز بدعت کاتولیک این اعتقاد بوده که روحالقدس از «پدر و پسر» جدا شده است.
اوریجانوس در توضیح عبارت: (همهچیز بهواسطۀ او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت)[۶۱] در ابتدای انجیل یوحنا چنین میپرسد: «اکنون ـهمانطور که میبینیمـ همهچیز از طریق آن «لوگوس» به وجود آمده است. در اینجا باید بپرسیم آیا روحالقدس نیز از طریق آن به وجود آمده است؟»
-اوریجانوس کیست؟
اوریجانوس (۱۸۵ تا ۲۵۴م) «Ὠριγένης Ōri(ع)énēs» از جملۀ بارزترین پاپهای نخستینِ کلیسای مسیحی بود که در سال ۲۵۴ از دنیا رفت. نوشتههای او بسیار اهمیت دارند؛ چراکه جزو اولین تلاشهای فکری برای توصیف مسیحیت شمرده میشوند.
او قوۀ عقلانی فوقالعادهای داشت و با وجود کمبودن سنش، نابغهای در علم شد. وی همچنین به تکیهگاهبودن و تشویق مؤمنانی که مورد ستم قرار میگرفتند شهره بود و آنها را در ایمانشان تقویت میکرد تا به شهادت میرسیدند.
او تا آنجا پیشرفت کرد که ـدرحالیکه ۱۸ سال بیشتر نداشتـ پاپ دیمیتریوس اول، پاتریک دوازدهم او را به جانشینی «اکلیمندس اسکندری» رئیس مدرسۀ لاهوتی اسکندریه منصوب کرد و مدیر مدرسۀ مسیحی اسکندریه شد.
وی در تفسیر کتاب مقدس و پژوهشهای تطبیقیِ انجیل فعال بود و کتابها و رسالههای تفسیری بسیاری را در تفسیر کتاب مقدس به رشتۀ تحریر درآورد؛ بهعلاوۀ کتاب مشهور «هیکسابلا».
بنابراین اوریجانوس ایمان داشته که روحالقدس از پسر پایینتر و بهواسطۀ او آفریده شده است. پس از او، آریوس و سپس مقدونیوس همین اعتقاد را داشتند و انکار آنها در خصوص لاهوتبودن روحالقدس معروف است. همچنین ثیئوغنسطس نیز این مطلب را بیان کرده است. اینها جزو مسلمانان محسوب نمیشوند؛ زیرا در زمانی زندگی میکردند که اسلام در عمل پا به عرصه نگذاشته بود؛ بنابراین متهمکردنمان به اینکه فقط ما معتقد به مخلوقبودن روحالقدس هستیم عاری از هرگونه صحتی است.
اکنون پس از این مقدمه به یکی از اقانیم، یعنی روحالقدس، میپردازیم تا بهروشنی و بیهیچ شک و تردیدی دریابیم که روحالقدس یک مخلوق است و خداوندِ اَزلی نیست.
ولی اول باید بفهمیم روحالقدس چیست؟ تسلیدهنده، احمدالحسن(ع) میفرماید:
«روحالقدس همان روح پاكی و عصمت است. اگر بنده نیّتش را برای خداوند سبحان و متعال خالص گرداند و خواهان وجه او باشد، خداوند او را دوست میدارد و ملکی را موکّل او میکند تا او را به هر خیری وارد و از هر شرّی خارج كند و او را بهسوی مکارم اخلاق (والاترین خصوصیات اخلاقی) سوق میدهد. روحالقدس واسطۀ انتقال دانش به انسانی است که موکّلش است.
روحالقدسها متعددند و یکی نیستند؛ روحالقدسی كه با حضرت عیسی(ع) و انبیا بوده است با روحالقدسی كه با محمد(ص)، علی(ع) و فاطمه(ع) و ائمه(ع) است فرق میكند؛ این روحالقدس، همان روحالقدس اعظم است كه فقط برای حضرت محمد(ص) نازل شد و پس از وفات او به علی(ع) منتقل شد و پس از او به ائمه(ع) انتقال یافت و پس از ایشان به مهدیین دوازدهگانه منتقل میشود.
از ابوبصیر روایت شده است كه گفت: از ابوعبدالله(ع) دربارۀ این سخن خداوند تبارکوتعالی پرسیدم: (وَكَذَلِكَ أَوْحَینَا إِلَیكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَلا الْأِیمَانُ)[۶۲] (و اینچنین روحی از امر خودمان را به تو وحی کردیم درحالیکه تو نمیدانستی کتاب چیست و ایمان کدام است). فرمود: مخلوقی از مخلوقات خداوند عزوجل كه از جبرئیل و میكائیل بزرگتر است و همراه حضرت محمد(ص) بود و به او خبر میداد و راهنمایی میكرد و بعد از ایشان، همراه ائمۀ بعد از اوست.[۶۳]»[۶۴]
خداوند حجتها و خلفای خود را با روحالقدس مسح و با آن تسدیدشان میکند و این مطلبی است که تورات و انجیل بر آن تصریح دارند.
سفر اعمال رسولان، اصحاح دهم: (۳۸ همان یسوع را که از ناصره بود خدا چگونه با روحالقدس و قوت مسح نمود که حرکت کرده، اعمال نیکو بهجا میآورد و همۀ مقهورین ابلیس را شفا میبخشید؛ زیرا خدا با وی بود). در این متن کسی که مسح شده، مسیح(ع) است که به او توان انجام اعمال را عطا میکند؛ چراکه خدا با او بود.
مزامیر، اصحاح ۴۵: ۷: (عدالت را دوست و شرارت را دشمن داشتی. به این دلیل خداوند ـخدای توـ تو را با روغن شادمانی بیش از رفقایت مسح كرده است).
اکنون تأملی میکنیم در برخی از متونی که ثابت میکنند روحالقدس مخلوق است و نیز هیچ ارتباطی با اقانیم سهگانه ندارد.
متن اول
از رسالۀ اول پولس رسول به کولسیان ۳: ۱۷: (و آنچه کنید در گفتار و کردار، همه را به نام پروردگار یسوع انجام دهید و خداوند و پدر را بهوسیلۀ او شکر کنید).
بنابراین هر عمل، سخن و کاری با نام پروردگار یسوع (آقا یا یسوع معلم) با شکرگزاری از خداوند و پدر انجام میشود.
میبینیم هیچ یادی از روحالقدس نیست و هیچ اشارهای، نه نزدیک و نه دور، در این متن وجود ندارد.
متن دوم
در رسالۀ دوم پولس به قرنتیان ۱۳: ۱۴ این سخن پولس: (فیض پروردگار ما یسوع و محبت خدا و مشارکت روحالقدس با جمیع شما باد. آمین!) نصارا از این متن، برهانی را نتیجه میگیرند برای صحیحبودن تثلیث و مساویبودن اقانیم سهگانه.
میگویم: چهبسا منظور گوینده چیزی غیر از فهم شما باشد؟
در سفر اعمال رسولان ۸: ۳۰ آمده است: (و او شنید که اشعیای نبی میخواند؛ پس گفت: آیا آنچه میخوانی، میفهمی؟).
اگر کوتاه بیاییم و بگوییم این همان مطلبی است که پولس رسول میخواست به مردم بفهماند، میگوییم:
اول، گویندۀ این عبارت پولس رسول است که مسیح را ندیده و نزدش شاگردی نکرده است؛ درنتیجه معصوم از خطا و اشتباه نیست تا سخنانش دلیل و حجت باشد.
دوم، عبارت پیشین پولس مبنی بر اعتقاد به تثلیث فرض شده، درحالیکه اعتقاد به تثلیث نه از این عبارت و نه از امثال آن ریشه نگرفته، بلکه بر اساس مَجمع نیقیه در سال ۳۲۵م در ربع اول قرن چهارم میلادی مقرر شده است.
سوم، معنای لفظ روحالقدس در سخن پولس، خداوند نیست تا اُقنوم سوم تلقی شود؛ بلکه منظور یک موهبت قدسی است که وقتی بنده برای خداوند اخلاص میورزد و از گناهانش پاک میگردد از سوی خداوند عطا میشود. درنتیجه روحالقدس را برای تسدید و راهنماییاش موکل بر او میکند و این همان نکتهای است که ما در اعمال رسولان ۲: ۳۸ بیان کردیم: (پطرس به آنان گفت: توبه کنید و هرکدام از شما به نام یسوع مسیح برای آمرزش گناهان تعمید کند. بخشش روحالقدس را بپذیرید).
روحالقدس میبخشد و به واسطهاش توبهکنندگانِ از گناهان تسدید میشوند؛ همان کسانی که با پیروی از حجت و خلیفۀ خدا بر خلقش از گناهانشان پاک میشوند؛ یعنی پیروی از خدای در خلق که در آن زمان، مسیح(ع) بود.
خداوند بیان فرموده که روحالقدس مخلوق است و این روح آنگونه که نصارا میپندارند، همان خداوند نیست. آنها همیشه بیان میکنند که خداوند، روح است!
این روحی که خداوند بهواسطۀ او مخلصان و پاکدلان را تسدید میکند در اسفار زیر ذکر شده است. اینها فقط چند نمونه است، نه همۀ آنها؛ وگرنه بسیارند:
در مزمور ۵۱: ۱۰ میخوانیم: (ای خدا! قلبی پاک در من بیافرین و روحی راستکار در باطنم تازه بساز). خداوند در درون او، در دلش روحی نیکوکار آفرید که او را تسدید و پاک و طاهر میکند تا بهواسطۀ آن، راههای حق را بپیماید؛ درنتیجه روح، مخلوق است و آنگونه که مسیحیان میگویند، خداوند نیست.
در سفر حزقیال ۱۱: ۱۹: (و ایشان را یک دل خواهم داد و در اندرون ایشان روحی تازه خواهم نهاد). دعا برای آنان به این صورت است که در درونشان روحی جدید قرار داده شود، غیر از روحی که درون آنان است. این خود دلیلی است بر اینکه روح، آفریدهای از آفریدههای خداوند است.
در سفر دوم پادشاهان ۲: ۹: (الیشع گفت: نصیب مضاعف روح تو بر من شود). این متن بر متعددبودن روح تأکید میورزد و اینکه یکی نیست.
در سفر دانیال ۵: ۱۱: (شخصی در مملكت تو هست كه روح خدایان قدوس دارد). در اینجا تأکید میشود مردی وجود دارد که در او روح خدایان قدوس هست؛ یعنی روحالقدس.
و این روح، همانی است که کسانی که ذکرشان خواهد آمد از او آکنده شدهاند:
یوحنای معمدان (یحیای تعمیددهنده)؛ در انجیل لوقا ۱: ۱۵ آمده است: (و از شکم مادر خود آکنده از روحالقدس خواهد بود).
همچنین مادرش الیزابت آکنده از آن بود؛ طبق آنچه در انجیل لوقا ۱:۴۱ آمده است: (و چون الیصابات (الیزابت) سلام مریم را شنید آن جنین در رحم او به حرکت درآمد و الیصابات آکنده از روحالقدس شد).
وجه تمایز بین فرودآمدن روحالقدس بر مادر یوحنا ـالیزابتـ و مریم عذرا(ع) چیست؟ آیا اینطور نیست که بر هر دو، روحالقدس فرود آمده است؟ یا شما میگویید بُز است حتی اگر پرواز کند؟![۶۵]
همانطور که پدرش زکریا آکنده از آن بود؛ طبق آنچه انجیل لوقا ۱: ۶۷ بیان کرده است؛ و استفانوس آکنده از آن بود که یادش در سفر اعمال رسولان ۶: ۵ و نیز ۷: ۵۵ آمده و نمونههای دیگر که بسیارند.
آنچه در این متون آمده است نه ازجمله برهانهای دال بر صحیحبودن تثلیث محسوب میشوند و نه مساویبودن اقانیم سهگانه؛ حتی اگر کوتاه بیاییم و بپذیریم که اینها، متون اصلی هستند و در کتاب مقدس وارد نشدهاند؛ چراکه در آنها هیچ ذکری از اقانیم سهگانه وجود ندارد.
انبیا و فرستادگان و نیز شاگردان با روحالقدس مسح شدند و بهطور قطع و یقین عیسی(ع) نیز یکی از ایشان است. متن زیر را از اعمال رسولان میخوانیم که همچون خورشید میان روز، آشکار است:
اعمال رسولان اصحاح دهم: (۳۸ همان یسوع را که از ناصره بود خدا چگونه با روحالقدس و قوت مسح نمود؛ که حرکت کرده، اعمال نیکو بهجا میآورد و همۀ مقهورین ابلیس را شفا میبخشید؛ زیرا خدا با وی بود).
ما از شما میپرسیم: تفاوت بین مسحشدن یسوعی که از ناصره است توسط خداوند و مسحشدن دیگر انبیا و فرستادگان توسط او چیست؟ اگر بگویید: در اینجا عام و خاص مطرح میشود که چنین چیزی موجود نیست! شما بر ما تفضلی فرمایید و بفرمایید چنین مطلبی را از کجا آوردید؟!
اما عبارت روحالقدس، طبق متونی که پیشتر بیان شد به موهبت قدسی و تسدید و یاری مؤمنان مربوط میشود.
با وجود این، میپرسیم: آنگونه که مسیحیان اعتقاد دارند چطور ممکن است اقانیم سهگانه از یکدیگر متمایز و درعینحال در جوهر یکسان باشند؟!
در نامۀ اول پولس رسول به تسالونیکی ۵: ۱۹ میخوانیم: (روح را خاموش مکنید. ۲۰ نبوتها را حقیر مشمارید. ۲۱ همهچیز را تحقیق کنید و به آنچه نیکوست تمسک جویید). در اینجا روح مترادف نبوتها آمده است و بر امتحان و تحقیق هر چیز و تمسک به آنچه نیکوست تأکید شده. این همان چیزی است که برای روح حق خواسته شده است؛ روحی که عیسی(ع) به آن بشارت داد، همان تسلیدهنده، احمد(ع).
او روح حق است و این صفتی است که نصارا گمان کردند به روحالقدس اختصاص دارد و جایز نیست هیچ بشری به روحبودن توصیف شود؛ درحالیکه این نظر با آنچه در کتاب مقدس آنان آمده، در تضاد است؛ آنجا که یوحنا بیان میکند روحبودن بر انبیا نیز اطلاق میشود. در انجیل آمده است: (۲ با این، روح خدا را میشناسید: هر روحی که به عیسی مسیح مجسمشده (آمده در جسد) اقرار کند از خداست، ۳ و هر روحی که عیسی مسیح مجسم را انکار کند از خدا نیست).
در نامۀ اول یوحنای رسول اصحاح ۴: ۱ آمده است: (ای حبیبان، هر روحی را تصدیق نکنید، بلکه روحها را بیازمایید که از خدا هستند یا نه؛ زیرا انبیای دروغین بسیاری به [سرتاسر] دنیا رفتهاند).
در اینجا کلمۀ «روحها» مترادف کلمۀ «پیامبران» آمده است؛ پس نمیتوان عبارت روح را فقط به روحالقدس اختصاص داد.
یوحنا تعبیر روح الهی را برای دلالت پیامبر الهی یا بهعبارتدیگر «فرستادهشده از سوی خداوند» استفاده کرده است.
یوحنا ما را بدون مشخصکردن روح خدا رها نکرده است؛ آنجا که در نامۀ اول یوحنای رسول ۴: ۲ میگوید: (با این، روح خدا را میشناسید: هر روحی که به عیسی مسیح مجسمشده (آمده در جسد) اقرار کند از خداست).
این مبحث را با دو متن قطعیِ محکم به پایان میرسانیم؛ متونی که نقص و جهالتی را که در خصوص مسیح(ع) وجود دارد بیان میدارند. همچنین دربارۀ روحالقدسی که مسیح(ع) بیان میدارد؛ اینکه او از آن ساعتی که جز پدر شخص دیگری نمیداند، اطلاعی ندارد.
در انجیل متی ۲۴: ۳۶ آمده است: (اما از آن روز و ساعت، هیچکس جز پدر من اطلاع ندارد، حتی ملائکۀ آسمان).
در انجیل مرقس ۱۳: ۳۲ آمده است: (اما از آن روز و ساعت هیچکس خبر ندارد؛ نه فرشتگان آسمان و نه پسر. فقط پدر از آن آگاه است).
نه روحالقدس و نه پسر، هیچکدام آن ساعت (روز پروردگار) را نمیدانند. شاید بگویند: در اینجا مسیح با ناسوت خودش سخن میگوید. این تنها یک مغالطه است؛ مغالطهای که هیچ سودی برایشان ندارد؛ بهاینترتیب آنها قانون ایمانی را که به آن اعتقاد دارند نقض میکنند؛ اینکه او تنها یک جوهر و ذات بوده است.
در کتاب بدعتهای جدید پاپ شنودا، ص۱۰۹ از قدیس کیرلس (۳۷۷ تا ۴۴۴) نقل میکند: «دانستیم که پس از اتحاد از دو ذات سخن نگوییم... بنابراین ما میتوانیم بگوییم: درون رحم سیده عذرا طبیعت لاهوتی از نظر اُقنومی با طبیعت بشری یکی شده است؛ ولی پسازاین اتحاد بههیچوجه بازنمیگردیم تا از دو طبیعت در مسیح سخن بگوییم؛ چراکه عبارت دو طبیعت، جدا و متفاوتبودن را میرساند.»
این سخن انبا گریگوریوس نیز هست. انبا ابرام اسقف الفیوم میگوید: «ما نمیگوییم این نیاز را طبیعت ناسوتی برآورده کرده است و آن کار را طبیعت لاهوتی. این از سخنان پروتستانهاست که ما به آن اعتقاد نداریم.»
انبا بیشوی، دبیر شورای مجمع مقدس، میگوید: «یسوع، یک «ذات» است، با لاهوت و ناسوت خودش، و بین این دو، انفصال و جدایی وجود ندارد و ما نمیگوییم این کار را ناسوت او و آن کار را لاهوتش انجام داده است.»
پاورقیها
- ↩برای مشاهدۀ بطلان عقیدۀ تثلیث میتوانید به کتاب «توحید» نوشتۀ تسلیدهنده، احمد(ع) در لینک زیر مراجعه کنید: https://almahdyoon.co/۱۰۳۱۳/books/Tawhid.pdf
- ↩پژوهش و تحقیق دربارۀ این متن خواهد آمد.
- ↩یوحنا ۵: ۷.
- ↩برای دانستن حقیقت تعبیر «خدای در خلق» کتاب توحید، نوشتۀ سید احمدالحسن(ع) را مطالعه کنید.
- ↩ویکیپدیا (عربی) دانشنامۀ آزاد.
- ↩بهعنوانمثال مراجعه کنید به: http://st-takla.org/Coptic-History/CopticHistory_۰۲-History-of-the-Coptic-Church-Councils-n-Christian-Heresies/Al-Magame۳-Al-Maskooneya/Encyclopedia-Coptica_Councils_۱۰-Magma۳-El-Kostantineya-Inro-۰۱-Origanos-Wal-rooh-Al-Kodos.html
- ↩انجیل یوحنا ۱: ۳.
- ↩شوری، ۵۲.
- ↩کافی، ج ۱، ص۲۷۳.
- ↩سید احمدالحسن(ع)، متشابهات، ج ۳، س۱۱۸.
- ↩ضربالمثل عربی (مترجم).