فصل‌ها

توضیح سید احمدالحسن

هم‌جنس‌گرایی: پژوهشی در خصوص علت ماورایی در انسان · دکتر علاء سالم

منبع ↗

صفحۀ PDF منبع ۶۷

۶. سید احمدالحسن، دلیل هم‌جنس‌گرایی را مشخص می‌کند

در تاریخ ۱۶ فِوریۀ ۱۲۰۱۴ سید احمدالحسن در صفحۀ شخصی خود در فیس‌بوک، مقاله‌ای علمی را نوشت و در آن به موضوع هم‌جنس‌گرایی پرداخت. این مقاله، مطالب بسیار مهمی را در خود جای داده و به مهم‌ترین پرسش‌هایی پرداخته است که دانشمندان نتوانسته‌اند در این زمینه پاسخ بدهند. پیش از پرداختن به متن این کلام، به برخی حقایق علمی اشاره می‌کنم که شاید در فهم دقیق‌تر و منصفانه‌تر کلام ایشان سهم داشته باشد:

۱. باید بدانیم بر روی این زمین «تعیین جنسیت» در مرحله‌ای دیرتر از شروع تکامل پدید آمد؛ چراکه ـهمان طور که معروف استـ پایه‌های تکامل، حرکت از سادگی به پیچیدگی است. شروع تکامل، با تولیدمثل غیرجنسی (بدون ازدواج) بوده است؛ روشی که در آن، موجودی یگانه (یک فردِ پدری = نه مذکر و نه مؤنث) چندین موجود جدید را تولید می‌کند که ساختارشان به‌طور کامل شبیه موجود اصلی است؛ و این خصیصه‌ای است که در جانداران ساده ـمثل باکتری و برخی جلبک‌هاـ وجود دارد. بعد از آن، تولیدمثل جنسی (حاصل از ازدواج) پدید آمد که میان دو فرد مذکر و مؤنث صورت می‌پذیرد و این خصوصیتی است که در موجودات زندۀ پیچیده ـاز جمله انسانـ حاصل شده است.۲

به‌علاوه، تولیدمثل جنسی ـبه نوبۀ خودـ تنها به یک شکل انجام نمی‌شود و چندین نوع دارد:

از جمله اینکه یک موجود زنده دو جنسیتی باشد؛ یعنی از اندام‌های تناسلی مذکر و

صفحۀ PDF منبع ۶۸

مؤنث برخوردار باشد؛ مثل کرم خاکی.۱

و از جمله اینکه یک موجود زنده در مقطعی از زندگی خود، نقش مذکر و بعداً در دورۀ دیگری از زندگی خود، نقش مؤنث را داشته باشد. این پدیده در برخی ماهیانی که در اعماق تاریک اقیانوس‌ها زندگی می‌کنند وجود دارد. این ماهی‌ها به‌علت کم‌بودن تعدادشان و زندگی‌کردن در مناطق دوردستی که به‌دست‌آوردن شریک جنسی در آن دشوار است، دارای دو اندام تناسلی مذکر و مؤنث هستند که هرکدام از آن‌ها نقش خود را در دورۀ زمانی معینی ایفا می‌کند و اگر این‌گونه نبود این موجودات قطعاً منقرض می‌شدند.۲

و از جمله وضعیت جدایی و تمایز جنس مذکر از جنس مؤنث در طول زندگی، به همان صورتی که در انسان و بیشتر حیواناتی که ژن‌های خود را از طریق تولیدمثل جنسی منتقل می‌کنند دیده می‌شود.

۲. در آخرین مرحله از تولیدمثل جنسی، جنین ـچه جنین انسانی باشد و چه حیوانیـ این آمادگی را دارد تا تبدیل به مذکر شود یا به مؤنث، و در خصوص انسان، ثابت شده است «تمامی جنین‌های مذکر یا مؤنثی که عمرشان از هفت هفته کمتر باشد از اندام‌های جنسی یکسانی برخوردار هستند؛۳ به معنای دیگر: جنین در رحم مادر تا رسیدن به هفتۀ هفتم (و چه بسا بیشتر از آن) جنسیتش تقریباً مشخص نشده و نمی‌توان حکم کرد مذکر است یا مؤنث؛ زیرا کروموزوم تعیین‌کنندۀ جنسیت، قبل از این دوره در جنین فعالیت نمی‌کند و جنین در این دوره فقط از آمادگی برای مذکر یا مؤنث‌شدن برخوردار است.

صفحۀ PDF منبع ۶۹

سپس بعد از این مرحلۀ استعداد و آمادگی، مرحلۀ شکل‌گرفتن جنسیت و تسلط‌یافتن یکی از گرایش‌ها بر دیگری خواهد بود؛ یعنی هنگامی که کروموزوم تعیین جنسیت شروع به فعالیت می‌کند. به‌طور کلی، کروموزم‌های X و Y ـو به‌طور مشخص، کرومزوم Yـ مسئول این کار هستند. نبودن کروموزوم Y باعث می‌شود جنین به‌صورت «مؤنث» تکامل یابد و وجودداشتن این کروموزوم به‌معنای «مذکر»شدن جنین است؛ «چرا که این کروموزوم اقدام به ساختن پروتئینی خاص برای ایجاد بیضه و تشکیل دستگاه تناسلی مردانه می‌کند. بیضه نیز بعداً به‌نوبۀ خود، دو هورمون اصلی یعنی «تستوسترون» ـمعروف به هورمون مردانهـ و هورمون دوم به‌نام «آنتی‌مولرین Anti-Mullerian hormone / » را ترشح می‌کند؛ این هورمون دوم، رشد و تکامل لوله‌های فالوپ، رحم و تخمدان را مهار می‌کند.»۱ اگر آمادگی و استعدادی که درباره‌اش سخن گفتیم وجود نداشت، جنین مذکر هرگز نیازی به ترشح هورمون دوم برای ممانعت از رشد دستگاه تناسلی مؤنث نداشت.

«الگوی نمونه برای شکل‌گرفتن جنسیت جنین انسانی، با متمایزشدن اندام تناسلی میان اینکه بیضه باشد یا تخمدان آغاز می‌شود و این تا حد زیادی فرایندی است وراثتی و به‌محض ایجاد تمایز میان این اندام‌ها، آن‌ها هورمون‌های معینی را می‌سازند که تکامل اندام‌های تناسلی خارجی را مشخص می‌کنند. این دورۀ زمانی در مدت حاملگی ـوقتی هورمون‌ها تأثیرات فنوتیپی (تأثیرات قابل‌مشاهده) و عصبی خود را اعمال می‌کنندـ حاصل می‌شود. تستوسترون ـکه بیضه‌ها آن را ترشح می‌کنندـ در تکامل‌دادن اندام‌های تناسلی خارجی مردانه سهم دارد و در رشد دستگاه عصبی مردان نیز مؤثر است؛ و فقدان هورمون تستوسترون در زنان اجازه می‌دهد اندام تناسلی خارجی زنانه تکامل یابد.»۲

صفحۀ PDF منبع ۷۰

همچنین شکل‌گرفتن جنسیت جنین ـاز نظر پزشکیـ از طریق «جوانۀ تناسلی» منجر به این نتیجه می‌شود؛ یعنی «جوانۀ تناسلی» بعد از هفتۀ دوازدهم بارداری، شروع به رشد می‌کند؛ اگر شروع به حرکت رو به پایین کند تا جایگاهی افقی پیدا کند، جنین مؤنث است و اگر رو به جلو بیاید تا جایگاهی شبه‌افقی بگیرد، جنین مذکر است؛ اما قبل از این زمان جنین نه این است و نه آن، و فقط از آمادگی برای یکی از این دو جنسیت برخوردار است.»۱

۳. آمادگی جنین در هر مرحله از رشد برای اینکه مذکر باشد یا مؤنث؛ با وجود اینکه این استعداد و آمادگی در مراحل بعدی به‌طور کامل از وجودش محو نمی‌شود؛ ولی به‌صورت عملی و حقیقی اثری ندارد تا بر انسان تسلط یابد؛ به‌گونه‌ای که در همراهی با این اثر، فرد مذکر ناچار شود نقش زنانه به خود بگیرد یا برعکس! این آمادگی تنها به‌صورت یک گذشتۀ پنهان و محوشده در درون جسم انسان از مرحلۀ رشد جنینی، باقی می‌ماند. این گذشتۀ پنهان به‌وضوح در برخی حالات بیماری ـاز جمله سندرم عدم حساسیت به آندروژنـ نمایان می‌شود؛ این حالت گاهی به‌صورت مؤنثی نمایان می‌شود که دارای اندام‌های مذکر و پنهان در بدن است و هنگامِ بیانِ سخن سید احمدالحسن، توضیح بیشتر این مسئله خواهد آمد.

۴. آنچه ـبه‌طور مشخصـ هم‌جنس‌گراها انجام می‌دهند این است که این باطن پنهان و محوشده را زنده می‌کنند؛ با وجود اینکه حقیقت علمی لازم می‌کند که انسان ـو دیگر حیواناتی همانند انسان که با یک اندام تناسلی تخصصی می‌شوندـ در طول حیات خود از نظر جنسی، تخصصی شوند و در نتیجه تنها یک گرایش، سمت‌وسویی خواهد بود که هنگام اجرای نقشۀ ژنتیکی‌اش که جنسیت آن را بعد از هفتۀ هفتم یا دوازدهم رشد

صفحۀ PDF منبع ۷۱

جنین تا پایان حیاتش مشخص می‌کند مسلط و مهیمن خواهد بود؛ بنابراین وضعیت طبیعی، آن است که انسان ـچه مذکر باشد و چه مؤنثـ مطابق با وجود طبیعتِ مسلط بر بدنش ـطبیعتی که نقشۀ ژنتیکی‌اش با آن اجرا شده استـ رفتار کند؛ اما اگر آن را رها کند و باطن پنهانی را که تأثیری عملی بر او ندارد زنده کند، این عمل، نتیجۀ غلبه‌های روانیِ معین و برخلاف طبیعت و ـهمان طور که واضح استـ مشخصاً یک «انحراف» است.

۵. عاملی که باعث هم‌جنس‌گرایی در انسان می‌شود ـعاملی که سید احمدالحسن در کلام خود از آن پرده برداشته استـ دقیقاً بر حیواناتی که اقدام به هم‌جنس‌گرایی می‌کنند نیز انطباق دارد و در نتیجه مجالی برای درنظرگرفتن هم‌جنس‌گرایی در حیوانات، به‌عنوان دلیلی برای پذیرش آن در انسان وجود ندارد؛ بنابراین آنچه پارلمان برخی دولت‌های بزرگ مانند فرانسه و انگلستان و دیگران، برای قانونمندکردن ازدواج دو هم‌جنس ـبا استناد به این برهانـ انجام می‌دهند، نشان‌دهندۀ جهل و نادانی اکثر سیاست‌مدارانِ آن‌ها از علم زیست‌شناسیِ تکاملی است و نه هیچ‌چیز دیگر.

۶. از آنجا که هم‌جنس‌گرایی، یک ناهنجاری و خروج از طبیعت جسمانی انسان است، درست آن است که از طریق درمانِ افراد مبتلا به آن و نیز وضع قوانینی که در نهایت منجر به ازبین‌رفتن آن شود یا ـدست‌کمـ به این کار کمک کند، با آن برخورد شود. وقتی قوانین حمایت از حیوانات باعث شد بیشتر کشورهای جهان، قوانینی را برای جرم‌شناختن «زوفیلی» (رابطۀ جنسی با حیوانات) وضع کنند، شایسته‌تر است جمعیت‌های منادی دفاع از انسان نیز در این راستا تلاش کنند.

۷. با شناخت عاملی که در ورای هم‌جنس‌گرایی در انسان وجود دارد، درمان آن اساساً برعهدۀ خود انسانِ هم‌جنس‌گراست؛ پس وقتی وسوسۀ روانیِ فریبنده‌ای وجود دارد که گذشتۀ پنهان محوشده‌ای را در انسان برمی‌انگیزد، زبان حال امروز او می‌گوید که شما به‌طور کامل یک انسان (مؤنث یا مذکر) هستی و نیاز نداری هیچ الگوی رفتاری

صفحۀ PDF منبع ۷۲

منحرف و مخالف با طبیعت مسلط بر بدن خود را در پیش بگیری.

۸. حالات بیماری معینی وجود دارند که از نظر جنسی بر بدن تأثیر می‌گذارد؛ مانند کمبود یا افزایش ترشح برخی هورمون‌ها و بیماری‌های دیگر؛ چنین حالت‌هایی می‌تواند با مراجعه به پزشکان متخصص درمان شود.

این‌ها مهم‌ترین عناوین بیان‌شده در کلام سید احمدالحسن، در خصوص موضوع هم‌جنس‌گرایی بود؛ و متن سخن ایشان:

«در رسانه‌های ارتباطات‌جمعی، روز ۵/۱۷ به‌عنوان روز حمایت از هم‌جنس‌گرایی یا آن‌گونه که آن‌ها می‌نامند «روز مقابله با ترس از هم‌جنس‌گرایی» منتشر شده است و پوشیده نیست که بسیاری از دولت‌های جهان، قانون ازدواج هم‌جنس‌گرایان را تصویب کرده‌اند یا در حال تصویبش هستند. ما پیش‌تر به این مطلب اعتراض کردیم و معتقدیم نه فقط از دیدگاه دینی، بلکه حتی از دیدگاه اجتماعی و بیولوژیکی نیز کاری زشت و ویران‌کننده است. شخصاً این مسئله را از نظر علمی مورد بحث و بررسی قرار دادم و به‌روشنی بیان کردم توجیهاتی که برای انحراف جنسی مطرح می‌کنند باطل است.

آنچه پیش‌تر نوشتم:

«مشخص‌شدن جنسیت در مراحل بعدی تکامل بر روی زمین حاصل شده است؛ زیرا زندگی با تولیدمثل جنسی آغاز نشد؛ بلکه در ابتدا با تکثیر غیرجنسی آغاز شد و سپس تکثیر جنسی پدید آمد. در این خصوص نکاتی شایان‌توجه است؛ از جمله: دوجنسیتی‌بودن حیوان؛ یعنی حیوان، هم دارای اعضای تناسلی نر و هم اعضای تناسلی ماده باشد. از جمله: رفتار بعضی از ماهی‌ها؛ ماهی‌هایی که در یکی از مراحل زندگی خود موجود نری با اعضای تناسلی کامل هستند و اقدام

صفحۀ PDF منبع ۷۳

به تلقیح می‌کنند و سپس در مرحله‌ای دیگر به ماده‌ای با اعضای تناسلی کامل تبدیل می‌شوند و تخم‌گذاری می‌کنند. از جمله: وضعیتی که در آن به سر می‌بریم؛ یعنی مذکر و مؤنث جدا از هم با جنسیتی معیّن در طول زندگی‌شان. در این حالت، جنین توانایی این را دارد که مذکر یا مؤنث شود و آنچه رشد یکی از اعضای تناسلی معین ـو نه دیگریـ را مشخص می‌کند، کروموزوم‌های جنسی است و این یعنی در داخل هر بدنی، یک مذکر و یک مؤنث، یا بهتر است بگوییم قابلیت مذکر یا مؤنث‌بودن وجود دارد، و آنچه حاصل شده تنها عبارت است از اینکه یکی از آن‌ها هنگام اجرای نقشۀ ژنتیکیِ مخصوص به آن بدن، بر دیگری تسلط پیدا کرده و در نتیجه فرد، مذکر یا مؤنث شده است. این نکته در بعضی از حالات بیماری یا اختلال در کروموزوم‌ها واضح است؛ مثل وضعیتی که در سندرم عدم‌حساسیت آندروژنی وجود دارد؛ به‌طوری که گاهی اوقات مؤنث، دارای اعضای مذکر پنهان در بدن می‌شود. این نکته را در کتاب «توهم بی‌خدایی» بیان کرده‌ام.

متن زیر، این مسئله را برای شما روشن خواهد ساخت:

«یک [نوع] جهش ژنتیکی وجود دارد که بر گیرنده‌های آندروژنی یا سندرم هورمون مردانۀ جنین ( )XY۴۶ تأثیر می‌گذارد. این جهش، تأثیر ژن جنسی مردانه را بیشتر می‌کند؛ به این ترتیب دستگاه تناسلی زنانه تشکیل می‌شود، ولی بر حسب نوع جهش و میزان تأثیرگذاری آن در گیرنده‌های آندروژنی، حالت شخص دچارشده به این سندرم مشخص خواهد شد. این شخص ممکن است اندام‌های مردانه و زنانۀ ناقصی داشته باشد و ممکن است تنها به یکی از آن‌ها اکتفا کند؛ ولی به‌طور معمول ظاهری زنانه خواهد داشت.

اگر جنینِ حامل ژن‌های مذکر یا XY۴۶ ، به سندرم عدم‌حساسیت کامل

صفحۀ PDF منبع ۷۴

آندروژن مبتلا باشد، از نظر ظاهری به‌طور کامل مؤنث خواهد شد و حتی معمولاً در ابتدا و بدون معاینۀ دقیق نمی‌توان وضعیت او را تشخیص داد. در چنین جنینی اعضای ظاهری زنانه وجود دارد؛ بنابراین یک مؤنث معمولی خواهد بود؛ اما بدون رحم و تخمدان؛ یعنی جنس مؤنث با دستگاه تناسلی زنانۀ ناقص شکل گرفته است. در چنین جنینی، دستگاه تناسلی مردانۀ پنهان و پوشیده‌ای نیز در داخل شکم وجود دارد.»

یعنی طبق آنچه تقدیم شد می‌توانیم درک کنیم که هر مذکری در درون خود، مؤنثی مُرده و هر مؤنثی، در درون خود مذکری مرده را حمل می‌کند، و آنچه افرادِ ناهنجار انجام می‌دهند بیدارکردن این باطن جسمانی خفته در مرحلۀ نمو ژن، با تلقین نفْسانی است؛ با وجود اینکه این باطن خفته، به‌واقع و در عمل، بر بدنی که در آن قرار دارد هیچ اثر حقیقی و عملی ندارد و به این ترتیب یک نر می‌تواند مجبور شود نقش ماده را ایفا کند، یا اینکه ماده نقش نر را. در حقیقت تنها انسان نیست که چنین رفتاری را انجام می‌دهد؛ بلکه حیوانات دیگر نیز به نسبت ۱۰ % ـیا اندکی بیشتر یا کمترـ چنین کاری را انجام می‌دهند و علت، همان است که در آنچه تقدیم شد بیان کردم. به این ترتیب روشن می‌شود ناهنجاری جنسی ـتنها به این دلیل که حیوانات دیگر نیز آن را انجام می‌دهندـ مسئله‌ای طبیعی نیست؛ بلکه حالتی ناهنجار و خارج‌شدن از طبیعتِ چیره‌شده بر بدنِ موجودِ زنده محسوب می‌شود و وضع‌کردن قوانینی که بازدارنده از این انحراف باشد و فرد را محدود کند، امری است طبیعی نه برعکس! اما متأسفانه این بهانه ـکه ناهنجاری جنسی، صفتی موجود و شایع در ویژگی‌های حیوانی استـ برای قانع‌کردن برخی سیاست‌مداران در بریتانیا و فرانسه ـکه بیشتر آن‌ها اطلاعی از زیست‌شناسی تکاملی ندارندـ به خدمت گرفته شد تا قوانین مربوط به ازدواج هم‌جنس‌گراها رایج شود.

صفحۀ PDF منبع ۷۵

حقیقتِ علمی این است که ما و دیگر حیواناتی که بدنشان تنها به یک سیستم تناسلی اختصاص دارد، در طول زندگی خود از نظر جنسی به‌طور کامل تخصصی می‌شویم و تلاش برخی افراد برای انجام کارهای ناهنجار و منحرف، این انحراف را به‌صورت امری طبیعی توجیه نمی‌کند؛ بلکه این انحراف، وضعیت خروج از طبیعت جسمانی و فیزیولوژیکی محسوب می‌شود. موجود زنده ـبه‌خصوص موجود هوشمندی مثل انسانـ می‌تواند از این انحراف به‌آسانی جلوگیری کند. به همین دلیل درست آن است که قوانینی وضع شود که از این انحراف جلوگیری و به دورشدن از این انحراف کمک کند نه ـبرعکسـ آن‌گونه که ـبا تأسف بسیارـ امروز شاهدش هستیم؛ تا آنجا که اخباری که پشتِ‌سرهم می‌رسد حاکی از تصویب ازدواج هم‌جنس‌گراها توسط حکومت‌هاست.

بنابراین علاج در دست شخصی است که خودش را متمایل به انحراف جنسی می‌بیند؛ اگر خواسته‌ای شیطانی وجود دارد که به او می‌گوید درون او یک مؤنث مرده وجود دارد و او را به زنده‌کردن مؤنث مرده برمی‌انگیزاند، او به‌خوبی می‌داند که درونش نری آشکار با اعضای تناسلی کامل وجود دارد. در خصوص مؤنث نیز وضعیت به همین صورت است. می‌توانیم وضعیت را در قالب یک مثال روشن‌تر کنیم: مثلاً اگر بگوییم در هر مذکری ۹۰ % نر و ۱۰ % ماده وجود دارد، همچنین در هر مؤنثی، ۹۰ % ماده و ۱۰ % نر وجود دارد، طبیعی است که صفات و تمایلات مردانه، بر مذکر چیره می‌شود ـزیرا در ترکیب بدنی او مردانگی نسبت بیشتری را از آنِ خود کرده استـ و همین وضعیت در خصوص مؤنث نیز وجود دارد و به‌ناچار باید صفات زنانه بر او چیره شود. حال ۱۰ % را بر بدن مسلط‌کردن و بدن را از مذکر به مؤنث ـیا برعکسـ تبدیل‌کردن وضعیتی ناهنجار و منحرف محسوب می‌شود و فرض این است که انسان توانایی جلوگیری از انحراف و تسلط بر آن را داراست؛ زیرا این عمل، عبارت است از خروج از طبیعت جسمانیِ مسلط

صفحۀ PDF منبع ۷۶

بر بدن در اثر وسوسه‌های فریبنده که می‌توان در رویارویی با حقیقتِ جنسیِ مسلط بر بدن، آن را مجاب ساخت و از آن جلوگیری کرد.

آنچه باقی می‌ماند این نکته است که امکان دارد حالاتی ناشی از بیماری وجود داشته باشد که بر بدن تأثیر بگذارد ـمانند کم یا بسیاربودن ترشح برخی هورمون‌ها یا مسائل دیگرـ که چنین حالت‌هایی را می‌توان با مراجعه به پزشک متخصص معالجه کرد.»۱

یادداشت اول: آمادگی جنین برای اینکه در ابتدای رشد خود، مذکر یا مؤنث باشد ـکه سید احمدالحسن به آن اشاره کرده و پژوهش‌های علمی اخیر نیز آن را ثابت کرده استـ ائمۀ اهل‌بیت بیش از ۱۲۰۰ سال پیش به آن اشاره کرده‌اند، وقتی به برخی اصحاب خود که همسرانشان باردار بودند و تمایل داشتند فرزندشان پسر شود برخی از اعمال و دعاها را توصیه می‌فرمودند.۲ وجود استعداد و آمادگی در جنین برای اینکه مذکر یا مؤنث باشد باعث می‌شود عمل و دعا معنا و فایده داشته باشد.۳ امام باقر و صادق چگونه این حقایق را می‌دانستند پیش از آنکه امروز کشف شود؟! آیا معنایش جز این است که آن‌ها حقی بوده‌اند که روی زمین راه می‌رفته‌اند؟

یادداشت دوم: آیا هم‌جنس‌گراها می‌توانند رفتار خود را اصلاح کنند؟ بعد از آنکه روشن شد این حالت، تحت اراده و انتخاب خودشان است، قطعاً این کار امکان‌پذیر است و برای اینکه آن‌ها بر تمایلات جنسی منحرف خود باقی بمانند هیچ توجیهی وجود ندارد.

صفحۀ PDF منبع ۷۷

در خصوص فردی از آن‌ها که به خدا و خلفایش ایمان دارد، او می‌تواند از سیره و نصیحت‌های خلفای خدا در زمینش ـمانند محمد و عیسی و موسی (صلوات خدا بر آنان)ـ بهره ببرد؛ همان طور که دانستیم مراجعه به پزشکان متخصص کاری است که در درمان و رفع وسوسه‌های روانی که می‌خواهد گذشتۀ پنهان در بدن را آشکار کند سودمند است؛ به‌خصوص که اصلاح رفتار جنسی هم‌جنس‌گراها، مسئله‌ای است که علم نیز آن را می‌پذیرد.

رئیس انجمن روان‌شناسی آمریکا ( APA ) دکتر «نیکلاس کامینگز/ Nicolas Cummings » می‌گوید: «نه یک نفر، نه دو نفر، نه سه نفر، بلکه صدها نفر را دیده‌ام که توانسته‌اند تغییر ایجاد کنند و زندگیِ درستِ سعادتمندانه‌ای داشته باشند.»۱

بنابراین اعتقاد دارم بدترین کاری که در حق هم‌جنس‌گراها شده، قانع‌کردن آن‌هاست به اینکه بیمار نیستند و در رفتار جنسی آن‌ها هیچ‌گونه وضعیت غیرطبیعی وجود ندارد که نیازمند درمان به‌خصوصی باشد. این نوع برخورد، هرگونه راه درمان و تغییر را برایشان می‌بندد و متأسفانه آن‌ها را قربانی تحریف و مخفی‌کاری برخی دانشمندان می‌کند که یا به تمایلات الحادی خود ـدر قالب علم و حقیقتـ کشش دارند، یا به انحراف جنسی خود متمایل هستند و می‌خواهند آن را هم در قالب علم و حقیقت توجیه کنند؛ ازاین‌رو می‌بینیم بیشتر دانشمندان تاییدکنندۀ هم‌جنس‌گرایی یا ملحد هستند یا از نظر جنسی، منحرف!

اطلاعات صفحه
نوع صفحه
توضیح سید احمدالحسن - هم‌جنس‌گرایی: پژوهشی در خصوص علت ماورایی در انسان - WikiSavior
زبان
fa

تغییر زبان رابط کاربری به معنای ترجمه یا تأیید انتشار یک حکم نیست.