فصلها
تغییر جنسیت
همجنسگرایی: پژوهشی در خصوص علت ماورایی در انسان · دکتر علاء سالم
۷. آیا تغییر جنسیت، درمان درستی برای همجنسگراهاست؟
برخی مؤسسات غربی ـکه همجنسگرایی را نمیپذیرندـ روشهای درمانی زیادی را برای درمان همجنسگرایی، در گذشته و امروز پیگیری کردهاند. برخی از این درمانها قطعاً مردود هستند؛ بهعنوان مثال، همانند آنچه در اردوگاههای کلیسایی در برخورد با همجنسگراهای کمسن در آمریکا انجام شد: «در سال ۲۰۰۶ از طرف ۲۵ نفر از قربانیان اردوگاههای کلیسایی مسیحی، علیه WWASP & Cross creek دعوایی قضایی اقامه شد. شکایت نوجوانان و کودکان، نشان داد ادارهکنندگان اردوگاه، آنها را وادار به خوردن استفراغ میکردند، به آنها تجاوز جنسی میکردند و به دانشآموزان بزرگتر، اجازۀ تجاوز جنسی به دانشآموزان کمسنتر را میدادند. کودکان، همچنین در معرض مشت و لگد قرار میگرفتند و آنها را در کنار سگها در قفس میانداختند، یا بهصورت انفرادی در قفسهای کوچک یا چادرهای تاریک حبس میکردند، آنها مجبور میشدند در حضور دیگر همسالان خود ادرار و مدفوع کنند، کف دستشویی و زمینها را با مسواک خودشان تمیز کنند و پس از آن، با همین مسواک دندانهای خود را مسواک بزنند.»۱
این روشها و روشهای مشابه دیگر ـاگر درست نقل شده باشندـ بهجای اینکه روشهایی سودمند برای درمان باشند، حقیقتاً انحراف جنسی همجنسگراها را بیشتر میکند و حتی مهرورزی دوجانبۀ دیگران را به آنها میافزاید و باعث انحراف دیگری میشود که اهمیتش کمتر از خودِ انحراف همجنسگرایی نیست. وقوع چنین اتفاقهایی
در اردوگاههای پیروان متدین غربی، ـبهطور کلیـ پاسخی منفی به دین در پِی خواهد داشت؛ بهخصوص وقتی بدانیم بر اساس نتایج آماری که «وایتهد» در کتاب خود بیان کرده است نسبت انحراف جنسی در مردان دین مسیحی در سال ۲۰۱۰ ، به ۱۰ % رسیده است، در مقایسه با دیگرانی که ـدر بهترین حالتـ انحرافشان به ۳% میرسد. این وضعیت درست مانند آن چیزی است که در شرقِ پر از خطبههای آکنده از موعظه و ارشاد و زهد حاصل میشود؛ در حالی که زبانِ حالِ برخی واعظان تأکید میکند که آنها تروخشک را با هم میسوزانند.
تغییر جنسیت یا اصلاح آن بهعنوان وسیلهای در درمان همجنسگرایی، کاری کاملاً نادرست است؛ بهخصوص بعد از آنکه سبب پنهانِ در ورایِ آن را دانستیم. تا زمانی که وسوسههای فریبنده در همجنسگراها ـکه (طبق آنچه در بیان سید احمدالحسن اشاره شد) گذشتۀ پنهان در بدن آنها را در مرحلۀ رشد جنینی، زنده میکندـ درمان نشود صرفاً تغییر مذکر به مؤنث یا برعکس، برای درمان نهایی همجنسگرایی سودمند نخواهد بود.
اصلاح جنسی را حتی در حالت پریشانی هویت جنسی، معروف به « Gender Fluid » یا «هویت جنسی سیال» (حالتی که در آن یک انسان معین و مشخص احساس میکند از نظر جنسی متعلق به جنس دیگری است) نمیتوان همواره درست دانست. به همان دلیل قبلی، یک فرد مذکر (که احساس میکند مؤنث است) در واقع مذکری است با اندامهای تناسلی مذکر تکاملیافته و در نتیجه، طبیعت مسلط بر بدن او مردانهبودن است؛ اما احساس او برای وابستهبودن به طرف دیگر، صرفاً وسوسهای فریبنده است تا گذشتۀ پنهان در بدنش در مرحلۀ جنینی را ابراز کند؛ با وجود اینکه ـهمان طور که اشاره شدـ این گذشته، عملاً هیچ اثر حقیقی ندارد. در خصوص فرد مؤنث هم (که احساس میکند مذکر است) وضعیت به همین صورت است؛ او مؤنثی است با اندامهای تناسلی زنانۀ کامل و در چنین حالتهایی، اصلاح جنسی بهعنوان درمان، درست نیست؛ نه فقط از جنبۀ شرعی، بلکه حتی از جنبۀ علمی و پزشکی هم به همین صورت است؛ زیرا ـهمان
طور که دانستیمـ در اصل هیچ سودی ندارد. درمان درست، در همان چیزی نهفته است که بیان کردیم: یکسرهکردن کار الهامات فریبنده، هم برای همجنسگراها و هم برای افراد دارای ناهنجاری جنسی. به این ترتیب مشخص میشود که سبب پنهانشده در ورای همجنسگرایی و « Gender Fluid » یکی است؛ همان طور که علاجشان نیز یکسان است.
بله، برخی افراد دچار بیماری هستند؛ مثلاً اندامهای تناسلیشان به رشد کامل نرسیده و نامشخص است، یا ترکیبی از اندامهای تناسلی مذکر و مؤنث را دارند و برخی وضعیتهای مشابه دیگر که در نتیجۀ آن، شخص میتواند یکی از جنسیتها را برگزیند و برای مشخصکردن جنسیت مدنظر خود تحت عمل جراحی قرار بگیرد.
سید احمدالحسن در خصوص تغییر جنسیت میگوید:
«در انسان، آنچه جنسیت را مشخص میکند، وضعیت بدن و داشتن اعضای تناسلی است که به رشد کامل رسیده باشد. اگر اعضای تناسلی، نَرینه باشد او مذکر است و جایز نیست تغییر جنسیت دهد؛ همچنین اگر اعضای تناسلی ماده باشد، وی مؤنث است و نباید تغییر جنسیت دهد؛ اما اگر اعضای تناسلی رشد کاملی نداشته یا با یکدیگر آمیخته شده یا نقصهای آفرینشی مشابهی داشته باشد، میتواند جنسیت خود را انتخاب و عمل جراحی انجام دهد که او را تبدیل به یک مذکر یا مؤنث مشخص میکند. این پاسخ از منظر حکم شرعیِ این کار است.
اما اینکه انسان احساس کند درونش مؤنثی قرار دارد، در حالی که مذکر است یا برعکس، این مسئله را میتوان با توجه به دانستن این نکته که جنسیت در مراحلِ بعدیِ تکامل بر زمین حاصل شده است درک کرد... .» و ادامۀ سخنی که قبلاً از ایشان نقل
شد.۱
و با دانستن آنچه ارائه شد، روشن میشود که تصمیم انجمن روانپزشکان آمریکا (برای حذف همجنسگرایی از راهنمای اختلالات روانی در چاپ سوم DSM و واردکردن «اختلال هویت جنسی» در چاپ پنجم بهعنوان یک بیماری یا اختلال روانی)۲ تصمیم اشتباهی بوده است؛ چراکه تصور این مسئله بهعنوان یک بیماری یا اختلال روانی طبق نظر این جمعیت، طبیعتاً اعترافی از سوی آنهاست به اینکه همجنسگرایی، یک بیماری یا اختلال روانی هم هست؛ زیرا دلیل این دو ـهمان طور که اکنون دانستیمـ یکسان است و حذف یکی از آنها و باقیگذاشتن دیگری، تصمیمی مطلقاً نادرست است. مشابه همین وضعیت در خصوص نادرستبودن «حکم جایزبودن تغییر جنسیت» وجود دارد، که در فتوای برخی فقها آمده است.