فصلها
حیوانات و انسان
همجنسگرایی: پژوهشی در خصوص علت ماورایی در انسان · دکتر علاء سالم
۵. ارتباط میان همجنسگرایی در حیوانات و انسان
از نظر علمی ـبر اساس دادههای پژوهشها و تحقیقات مطرحشدۀ امروزی۱ـ رفتار جنسیِ همجنسگرایانه فقط در انسانها خلاصه نمیشود؛ بلکه این رفتاری است که در حیوانات نیز ـبا نسبتهای مختلفـ شیوع دارد. میمونهای بونوبو، ماکاک، دلفینها، مرغابی سیاه، شیر، کرکس و دیگر حیوانات، رفتارهای همجنسگرایانهشان به ثبت رسیده است؛ چه این رفتار، رفتاری نادر و ناهنجار در زندگی برخی از آنها بوده باشد یا تبدیل به بخشی عادی از زندگی برخی دیگر شده باشد؛ کما اینکه این وضعیت در گوسفندان محلی اهلی به همین صورت است؛ بهطوری که ملاحظه شده است حدود ۸% حیوانات مذکر ـدر طول حیات خودـ ارتباط با حیوان مذکر دیگر را ـبا وجود حضور حیوان مؤنثـ ترجیح میدهند. این نوع همجنسگرایی در انسان نیز دیده میشود.
این شگفتآور نیست؛ شگفت آن است که تمایل برخی حیوانات به همجنسگرایی، بهعنوان دلیل و توجیهی برای برشمردن همجنسگرایی در بشر بهعنوان حالتی طبیعی و انتخاب جنسیِ مشروع قلمداد شود! و درست آن است که مقایسۀ رفتار حیوانی با انسان، مطلقاً اشتباه است. انتظار نمیرود هر رفتاری را که برخی حیوانات به آن رو میکنند انسان عاقل هم انجام بدهد؛ ولی معتقد نیستم این دیدگاه از نظر علمی ـاز نظر ملحدانـ کافی باشد تا اساس مقایسهای را که منظور از آن، توجیه همجنسگرایی در انسان است مردود سازد؛ ازاینرو روش دیگری را برای رد این توجیه خواهم آورد؛ پس میگویم:
اول: برخی پژوهشها وجودِ انگیزهها و محرکهای فراوانی را فرض گرفتهاند که در ورای تمایل برخی حیوانات بهسوی همجنسگرایی وجود دارد؛ مثل اعلام سیطره و تسلط بر حیوانات نر دیگر، جلبتوجه مادهها، و دیگر مسائل مشابه. در اینجا درصدد ارزشیابی این فرضیات نیستیم؛ بلکه میخواهیم اشارهای داشته باشیم به اینکه این رفتار ـبه هر صورتی که شکل گرفته باشدـ پرسش دربارۀ اصل و سببی که حیوان را به این رفتار منحرف سوق میدهد ملغی نمیکند. بله، شاید بتوان آن را از جمله چیزهایی تصور کرد که شرایط و زمینهای مساعدتر را برای بروز همجنسگرایی در حیوانات فراهم میکند؛ پس نقش آن کاملاً همانند نقش عوامل اجتماعی و محیطی است که در خصوص همجنسگرایی انسان، دربارهاش سخن به میان آمد.
دوم: دانشمندان تا به امروز نتوانستهاند «ژن» مشخص و معینی را تعیین کنند که سبب همجنسگرایی در حیوانات بوده باشد؛ درست مثل معیننکردن «ژن» همجنسگرایی در انسان؛ چراکه انتخاب طبیعی ـهمان طور که پیشتر گفتمـ مسئولیت ازبینبردن چنین ژنی را (بهفرض اینکه وجود داشته باشد) بر عهده خواهد داشت و اجازۀ انتقال آن را به نسلهای بعدی نمیدهد؛ بهخصوص در حیواناتی که بهصورت دائم در طول زندگی خود به همجنسگرایی میپردازند؛ این مسئلهای است که نظریۀ تکامل بهروشنی لازم میگرداند؛ اما تلاش برخی افراد برای پاسخدادن به این پرسش با این گمان که حیوان «همجنسگرا» همیشه برای انتقال ژنهای خود تلاش نمیکند، ولی از خویشاوندان خود که همان ژنها را در خود دارند بهره میبرد،۱ صرفاً یک فرضیه است و دلیلی برایش وجود ندارد.
به این ترتیب مشخص میشود که برهانآوردن برای همجنسگرایی و
مشروعیتبخشیدن به آن در انسان، بهدلیل وجودداشتنش در حیوانات، درست مانند بازگرداندن علت یک مجهول به مجهول دیگری همانند خودش است و نه چیزی دیگر!