فصلها
اختیار و جبر
همجنسگرایی: پژوهشی در خصوص علت ماورایی در انسان · دکتر علاء سالم
۹. همجنسگرایی اختیاری است، نه جبری و از سرِ ناچاری
تا امروز ـاز نظر علمیـ ادعا نشده است که چیزی بهصورت جبری ـو نه حتی در سطحی پایینتر از جبرگراییـ همجنسگراها را بهسوی رفتار جنسیِ همجنسگرایانه سوق میدهد، جز اراده و انتخاب خود افراد همجنسگرا بهسوی چنین رفتارهای نامتعارفی.
۱. نه پژوهشها و نه گروههای پژوهشی که در رأس آنها دانشمندان تأییدکنندۀ همجنسگرایی قرار دارند ـهمان طور که پیشتر شاهد بودیمـ هیچکدام نتوانستهاند علتی ژنتیکی برای این رفتار کشف کنند و همین کافی است تا اندیشۀ حتمیبودنِ ژنتیکی را از پایه و اساس مردود بدانیم؛ بلکه پیشتر بیان کردیم، حتی اگر فرض بگیریم آنها به این ژن فرضی هم دست یابند، چنین دستاوردی با وجود توانایی انسان برای رویارویی و نبرد با ژنها و نابودکردن نقشههایشان (همان طور که مشاهده میشود)، برای ارائۀ تصویری از همجنسگرایی بهعنوان یک تقدیر حتمی ـکه فرد همجنسگرا را (چه مرد باشد و چه زن) بهناچار وادار میسازد بهسویش گام برداردـ کافی نخواهد بود.
دکتر ریچارد داوکینز میگوید:
«بگذارید بفهمیم ژنهای خودخواه ما چه میکنند؛ زیرا در آن صورت است که دستکم این امکان به وجود میآید که برنامههایشان را به هم بریزیم و طرحی نو دراندازیم؛ طرحی که تاکنون هیچ موجود دیگری در پِی آن نبوده است.»۱
و بهدنبال آن، سید احمدالحسن در کتاب «توهم بیخدایی» میفرماید:
«در حقیقت فرد با انصاف باید بگوید ما بهعنوان گونۀ انسانی، در عمل، خودپرستیِ ژنها را نابود ساختهایم؛ زیرا اخلاق والا یا ایثارگری واقعی که انبیا و پیامبران الهی مروّج آن بوده و ادیان الهی به آن توصیه کردهاند، این خودخواهی را در هم کوبیده است. این خودخواهی ژنتیکی میگوید: پسرم برتر از پسر برادرم است، برادرم برتر از پسرعمویم است، پسرعمویم برتر از افراد غریبه است، همشهریام برتر از اهالی شهرهای دیگر است، مردم کشورم برتر از مردم دیگر کشورها هستند، مردم طایفهام از طوایف دیگر بهترند و کشورم بالاتر از کشورهای مجاور است؛ اما پیامبران و ادیان به نیکیکردن به افراد غریبه و ترجیحدادنِ آنها بر خود و فرزندان توصیه کرده و این رفتار ایثارگرایانه را بین مردم رواج دادهاند. من فقط به ذکر یک داستان تاریخی مشهور در اسلام که قرآن نیز از آن سخن گفته است بسنده میکنم؛ ماجرای خاندان رسالت اسلامی یعنی خاندان حضرت محمد
پیامبر اسلام؛ داستان گرسنهماندن علی
و فاطمه
دختر محمد
و فرزندان خردسالشان پس از آنکه غذای خود را به فقرا بخشیدند.
وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا
(و به [پاس] دوستی [خدا]، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک میدادند * ما برای خشنودی خداست که به شما میخورانیم و پاداش و سپاسی از شما نمیخواهیم). (سورۀ انسان، آیات ۸ و ۹)
سورۀ انسان، روایتکنندۀ داستان انسان حقیقی است که بر حیوانیت خویش پیروز شد و آمد تا دیگران را از حیوانیت و خودخواهیِ ژنتیکیشان رهایی ببخشد. آنها با این ایثار، بهدنبال شهرت و معروفیت نبودند؛ زیرا این کار بهصورت مخفیانه صورت پذیرفت و خود نیز آن را پنهان کردند و برای کسی فاش نساختند. آنها با انجام این کار بهدنبال منفعت و سود متقابل نیز نبودند؛ زیرا بخشیدند و چیزی نگرفتند، و بخشش آنها نیز کوچک و ناچیز نبود؛ چراکه حضرت علی و فاطمه
با این کار جان فرزندان کوچک خویش را به خطر انداختند.
به لطف این بزرگان و مانند آنان از پیامبران و فرستادگان الهی، امروزه افراد، گروهها و حتی کشورهایی داریم که دیگران را بر خویش ترجیح میدهند؛ هرچند ممکن است تعداد افرادی که بر خود مقدم میشمارند، اندک باشد و بر وضعیت آنها نیز تأثیری بر جای نگذارد و چه بسا بعضاً در پسِ این بخشش اهدافی نهفته باشد؛ ولی بهطور کلی این حرکت، گامی در مسیر صحیح است که ما به فضل این بزرگان به آن رسیدهایم. آنها نمونههای برتر ایثار هستند که بشریت از آنها درس میآموزد...
به اعتقاد من، کار علی و فاطمه
آنقدر ارزشمند است که یک زیستشناس تکاملی یا زیستشناس اجتماعی ملحد لازم است ـدستکمـ با توجه به آن، محاسبات خود را مجدداً بررسی کند؛ زیرا میبیند که این بزرگان بیش از هزار سال قبل از زیستشناسان تکاملی، بیماری خودپرستی ژنتیکی را تشخیص داده و برای آن راه درمانی وضع کردهاند.»۱
۲. مسئله فقط این نیست که همجنسگرایی، یک انتخاب اجتنابناپذیر و اجباری جنسی در انسان نیست؛ بلکه حتی نمیتوانیم آن را یک انتخابِ جنسی طبیعی و سودمند به شمار آوریم تا باعث توجه همجنسگراها به این انتخاب شود؛ بلکه ـهمان طور که در مطلب قبلی دانستیمـ همجنس گرایی، یک انحراف و ناهنجاری است؛ هم در سطح ژنتیکی و هم در سطح طبیعی.
در نتیجه این اندیشه که همجنسگراها ناچارند به چنین انتخاب جنسیای روی بیاورند و ناگزیر به آن هستند، صحیح نیست و هیچ پایه و اساس علمی نیز ندارد. صحیح این است که همجنسگرایی، یک رفتار جنسی منحرف و غیرطبیعی است که هیچ فایدهای نیز ندارد و اقدام یک مرد برای برقراری رابطۀ جنسی با یک همجنسباز مرد دیگر، یا یک زن با یک زنِ دیگر، یا مرد یا زن همجنسباز با حیوان یا با دیگر ابزار و
وسایل جنسی، صرفاً یک انتخاب شخصی است که تابع هوس خود اوست؛ بنابراین این عده کسانی هستند که این انحراف از سازوکار طبیعت را فقط با خواست و ارادۀ خودشان برگزیدهاند؛ بدون آنکه ـمطلقاًـ هیچ ناچاری یا اجباری در کار بوده باشد.
اما دلیل این انتخاب اشتباه از طرف آنها:
ما این انتخاب را ـطبق آنچه تقدیم شدـ با علل زیر مرتبط میدانیم:
۱. همان طور که سید احمدالحسن در سخن پیشین خود بیان فرمود، وسوسههای فریبنده برای زندهکردن گذشتۀ پنهان ـدر مرحلۀ رشد جنینیـ در بدن؛
۲. بهکاربردن روش اشتباه و غیرطبیعی برای تحریک جنسی که در قسمت قبل بیان شد؛
۳. عوامل محیطی و تربیتی که بهعنوان عامل کمککننده شمرده میشود و شرایط مناسبتری را برای کشیدهشدن بهسوی همجنسگرایی ـبرای کسی که تمایل داردـ فراهم میکند.
با تأکید مجدد بر اینکه همجنسگرایی ـهرقدر هم که دلایل اصلی و کمککنندهاش فراوان باشدـ تنها بهعنوان یک «انتخاب شخصیِ خودِ فرد» باقی میماند؛ بدون آنکه هیچ سبب حتمی و مقهورکنندهای برای فرد وجود داشته باشد تا او را به این مسیر بکشاند.