فصلها
محیط و اجتماع
همجنسگرایی: پژوهشی در خصوص علت ماورایی در انسان · دکتر علاء سالم
۳. علت محیطی و اجتماعی برای همجنسگرایی
منظور از «علت» در اینجا عاملی است که بهدستآوردنش، فرصت بیشتری را برای بهدستآوردن مسبّب (با هر نسبتی بالاتر از نرخ صفر) فراهم میکند. اگر همجنسگرایی را با نماد «ص» و عامل محیطی یا اجتماعیِ معینی را با «س» نشان دهیم، محققشدن «س» زمینۀ مناسب و فرصت بیشتری را برای تحقق «ص» با نسبتی معین در عالم بیرونی فراهم خواهد کرد و مسئله در اینجا هیچ ارتباطی با «علیت تام» یا «سببیت حتمی» ندارد؛ بلکه اگر وجود چندین عامل را فرض بگیریم ـو همان طور که خواهیم دید چنین هم هستـ حتی با فراهمبودن تمامی این عوامل، برای کسی که با تکیه به این عوامل بهسوی همجنسگرایی سوق پیدا میکند هیچ عذری وجود نخواهد داشت؛ چه برسد به اینکه فقط یکی از این عوامل دخیل بوده باشد؛ زیرا این عوامل ـهمان طور که گفتیمـ صرفاً عواملی هستند که در افزایش احتمال همجنسگرایی در کسی که همجنسگرایی در او ایجاد شده است نقش دارند و سبب و علتی تام برای آن شمرده نمیشوند و این یعنی تمایلات جنسی در فرد همجنسگرا، مسئلهای است تحتاختیار خودش و در نتیجه این فرد، مسئولیت کاملی را که در نتیجۀ چنین انتخابی حاصل میشود برعهده خواهد داشت.
نظر مرسومِ علمی در حالِ حاضر، تقریباً بر تأثیر محیط و دیگر عوامل اجتماعی در انحراف جنسی، متفقالقول است؛ بهگونهای که در میان آنها افرادی وجود دارند که علاقهمند به اثبات علت ژنتیکی برای این انحراف هستند و وقتی در مبحث پیشین به پژوهشهای علمی انجامشده توسط دانشمندان وراثت و ژنتیک و دیگر دانشمندان پرداختیم، این نکته را بهوضوح ملاحظه کردیم. این عده به اندازهای که تلاش کردهاند تا
علت بیولوژیکی برای این انحراف جنسی بیابند ـکه اگر اثبات شود از اولویت برخوردار خواهد بودـ درصدد نفی تأثیر محیط و جامعه نبودهاند؛ (بلکه همان طور که ملاحظه کردیم برخی پژوهشهای آنها، نقش بزرگتری را به محیط و جامعه داده است).
بلکه ـهمان گونه که در سخن پیشین دکتر داوکینز دیدیمـ حتی با فرضگرفتن کشف ژن مسبب همجنسگرایی، امکان ندارد تأثیر «محیط» را نادیده بگیریم؛ آنجا که میگوید:
«... وقتی در خصوص «ژنِ» هرچیزی سخن میگوییم ـچه همجنسگرایی باشد یا هرچیز دیگرـ منظور ما این نیست که آن ژن، اجتنابناپذیر یا عامل حتمی است. این «ژن» در محیط مناسب میتواند تاثیرگذار باشد؛ پس این «ژن» عاملِ همجنسگرایی در محیط فعلی است؛ یعنی در محیط تکنولوژیکیِ تمدنیِ ما! ولی در محیط متفاوت دیگری تأثیری نخواهد داشت... تمام قضیه به محیطی برمیگردد که فرد در آن رشد میکند.»
بله، چه بسا پژوهشگرِ این موضوع، پژوهشها یا مقالات متعصبانهای را ملاحظه کند که این مسئله را فقط به »علت» ژنتیکی منحصر میکنند و نمیپذیرند که اسباب اجتماعی و تربیتی، تأثیری در همجنسگرایی داشته باشند و حتی این نظر را بدون هیچ پایه و اساس علمی، و صرفاً متأثر از تفکر دینی ـو نه هیچچیز دیگرـ میدانند؛ ولی طرفداران این رویکردِ انفعالی، فراموش کردهاند با چنین موضعگیریای باعث میشوند پدیدآمدن خصوصیت همجنسگرایی مسئلهای ناممکن باشد؛ چراکه [در این صورت] با هیچ سبب و علتی، توجیه و علتیابی نمیشود؛ زیرا آنها ـعلاوه بر اینکه دخالت عامل اجتماعی را رد میکنندـ این حالت را بهعنوان یک بیماری و انحراف جنسی ـکه فردِ مبتلا به آن باید درمان شودـ رد میکنند و در نتیجه آنها [به این ترتیب] سبب و عاملِ فردی را رد کردهاند؛ اما عاملِ ژنتیکی ـهمان طور که دانستیمـ تا به امروز از نظر علمی ثابت نشده است و به همین دلیل همجنسگراها ـطبق نظر آنهاـ همجنسگرا خواهند بود، بدون آنکه برای این تمایل جنسی آنها هیچ علت ژنتیکی یا فردی یا اجتماعی وجود داشته
باشد!
حال که این را دانستیم، اعتقاد ندارم نیاز چندانی به پیشکشیدن پژوهشهای علمی و آماری مطرحشده در این زمینه داشته باشیم؛ چراکه اساساً هیچ موضوع اختلافی بین علم و دین از یکسو، و خودِ دانشمندان از سوی دیگر وجود ندارد؛ مگر از نظر میزان سهمی که هرکدام از این اسباب و عوامل در سوقدادن فرد بهسوی همجنسگرایی فراهم میکند.
بله، شاید بیفایده نباشد که بهطور مختصر، به برخی از این اسباب و عوامل نگاهی بیندازیم تا این عوامل را در نظر داشته باشیم و به اهمیت آنها پی ببریم:
۱. سرکشی جنسی در مرحلۀ کودکی؛
۲. ازهمپاشیدگی خانوادگی و فقدان پدر یا مادر؛
۳. روشهای تربیتی اشتباه؛
۴. دوستی دوران کودکی؛
۵. تحقیر و خشونت جنسی؛
۶. تکنولوژی مدرن: طبیعتاً منظورم جنبۀ مثبت آن نیست؛ بلکه منظور در اینجا ـبهطور مشخصـ اسباب و عوامل تحریک جنسی است که در اختیار قرار داده است؛ مثل فیلمهای منحرف و ـبهطور کلیـ محرّک جنسی.
تمامی این عوامل ـو چه بسا دیگر عوامل اجتماعی و محیطی که مقالات و پژوهشهای علمی بسیاری به آنها اشاره کردهاند۱ـ در گرایش همجنسگرایانه به جنس
موافق تأثیر دارد؛ هرچند بهطور نسبی باشد؛ ولی هرقدر هم که این عوامل زیاد باشد و هرقدر هم که سهم بالایی داشته باشند، بهتنهایی برای علتیابی همجنسگرایی و بیان دلیل اصلی که در ورای آن قرار دارد کافی نیست؛ و همین کافی است بدانیم که این اسباب و عوامل برای افراد دیگر هم مهیا بوده است، ولی آنها هرگز به این سمتوسو نرفتهاند و حتی به آن فکر هم نکردهاند.