پرسش ۳۲۹ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 329:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته اللهم صل علی محمد و آله الائمة و المهدیین و سلم تسلیماَ کثیراً. سرور و مولایم! جانم فدای تو! سلام بر تو باد. با جان و جسم و مال و خانواده و فرزندان و هر آنچه دارم، با تو تجدید بیعت میکنم. سرورم! سؤالی دارم: اگر چندین سال پیش با زن شوهرداری زنا شده باشد و این دو از هم جدا شده و به درگاه خدا توبه کرده باشند و پس از مدت زمانی، به طور اتفاقی با هم برخورد کنند و مرد بفهمد که شوهر زن سالها است مرده است... با چشمانی اشک بار منتظر یاری امام مهدی (ع) هستیم و چشمانتظار پاسخ شما میباشم.
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. کسی که با زنی زنا کند ازدواج با آن زن بر او حرام نمیشود، ولی اگر با زن شوهردار (یعنی ازدواج کرده) یا زنی که در عدهی رجعیه است زنا کند، تا ابد بر او حرام میگردد. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته احمدالحسن ذی القعده 1430 هـ.ق
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- سلام بر یمانی آل محمد و رحمت الله و برکاته... اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماَ. در سال 1424 هـ.ق مناسک حج را به جا آوردم و الحمد لله این دومین حجِ من بود و همسرم نیز مرا همراهی میکرد. ما با یکی از کاروانهای مشهور حج در «احساء» بودیم و در این حج مبارک چه عبرتها و داستانهایی داشتیم. در شب عرفه حادثهای برای زنان کاروان اتفاق افتاد؛ در شب عرفه پس از انجام اعمال آن شب، صدای فریادی بلند (بانگی شدید) که دو بار تکرار شد و زنان خواب را بیدار کرد به گوش رسید. شگفت آن که برخی از زنانی که آنجا نشسته بودند، آن فریاد را نشنیدند. این بانگ بلند باعث ترس و وحشت زنان شد و آنها نفهمیدند که این صدا از کجا آمد. ماجرای دوم که مهمتر است به شرح زیر میباشد: وقتی من و همسرم برای طواف حج وارد حرم شدیم، دیدم جمعیت، بسیار زیاد است و من از این ترسیدم که نتوانم همسرم را طواف حج دهم. راهنمای دینی کاروان به ما گفت: وقتی انبوه جمعیت را مشاهده میکنید بگویید «یا علیم یا عظیم»، راه باز میشود. من این ذکر را در طواف عمره تجربه کرده بودم و دیدم که معمولاً جمعیت باز میشود. یک بار که گفتم «یا علیم یا عظیم»، ناگهان مردی را دیدم که همان لحظه وقتی من ذکر را تمام کردم از بین رکن و مقام آمد و صفوف حاجیان را شکافت. گویی او در حین طواف خودش یا قبل از این که طوافش تمام شود به سراغ ما آمده بود زیرا وی از رکن و مقام رد نشده بود. او به طور ویژهای به پیشواز ما آمد، در حالی که کعبه پشت سرش بود و در مسیرش به سمت ما حتی یک نفر از حاجیان سر راهش نبود. او به من گفت: پشت سر من بیا تا شما دو نفر را طواف دهم. من با همسرم پشت سرش رفتیم و به طواف حج مشغول شدیم، و هیچ شلوغی و فشاری احساس نکردیم. او دعاها و اذکاری میخواند و در بین آنها دعای کمیل را میخواند و من بسیار بر محمد و آل محمد صلوات میفرستادم و با خودم میگفتم: شاید این مهدی محمد بن الحسن(ع) باشد ولی میگفتم: من کی هستم که مهدی به سراغ من بیاید و مرا طواف دهد؟ در اثنای دور اول طواف که همسرم پشت سرم بود، آن مرد به من گفت: همسرت را جلویت بگذار. من نیز به او گفتم که جلوی من و پشت سر آن مرد یعنی وسط ما دو تا بیاید. منظور آن مرد این بود که به من بیاموزد چگونه در اثنای طواف از همسرم محافظت کنم. هنگام رسیدن به حجر الاسود او با دست راستش به آن اشاره میکرد و میگفت: «الله اکبر». و هنگامی که از طواف هفتم فارغ شدیم پس از مقام ابراهیم(ع) به او گفتم: میخواهم با شما طواف نسا به جا آورم. او به من گفت: «ان شاء الله»، و گویی با من خداحافظی میکرد، و در حالی که صورتش رو به روی من بود، به عقب میرفت و از من دور میشد، به طوری که گویی آن هزاران نفر از مردم را کنار میزد و به عقب حرکت میکرد؛ جا برای او باز میشد و وی میرفت، گویی حاجیان دریا بودند و او موج تنومندی بود که آبهای دریا را میشکافت و کنار میزد. اما اوصاف این مرد به این شرح است: چشمانی فرو رفته و ابروهایی بلند داشت، بلند قد و لاغر و گندمگون بود و موهای سیاه بلندی داشت، و تعجبآور اینجا است که او در روز طواف حج، لباس سبز روشنی به تن داشت و بر سرش هم پوششی بود که ما آن را به گویش خلیجی، «طاقیه» (عرقچین) مینامیم. سؤال من این است: این مرد کیست؟ آیا او همان یمانی آل محمد(ع) است؟ در حالی که من چه کسی باشم که یمانی آل محمد(ع) بیاید و مرا طواف دهد؟ یا شاید او خضر بوده چون لباس سبزی به تن داشته است؟ یا شاید یکی از انصار امام مهدی محمد بن الحسن(ع) بوده است؟؟ از یکی از طلبههای حوزه سؤال کردم، او گفت: او امام(ع) بوده است. از یکی از مؤمنین پرسیدم، گفت: شاید خضر(ع) یا یکی از یاران امام(ع) باشد. چنین ماجرایی را از یکی از انصار نیز شنیدم؛ او داستانش را برای من تعریف کرد و توصیفش نمود، همان صفاتی بود که من دیده بودم و اگر بعد از این همه سال، آن مردی که مرا طواف داده بود ببینم، او را از بین یک میلیون نفر میشناسم. و سلام بر یمانی آل محمد و رحمة الله و برکاته اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً فرستنده: ابو الرحمات - سعودی
- 1 - در سورهی صافات خداوند عزّوجلّ به ما میگوید که ما صبح و شب بر قوم لوط گذر میکنیم: (وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ * وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ)،([75]) (شما بر آنها میگذرید، بامدادان * و شامگاهان، آیا تعقل نمیکنید؟). این عبور کردن به چه صورت است؟ مادّی است یا ملکوتی؟ و آیا این قضیه با غم و اندوهی که هنگام مغرب بر ما مستولی میشود، ارتباطی دارد؟ 2 - چگونه بر انانیّت غالب شوم؟ آیا مداومت بر نماز دارای آیه الکرسی و آیههای آخر سورهی حشر مفید است؟ آیا ختومات مفید است؟ خواهش میکنم مرا بر کوتاهترین راه دلالت کنید. همچنین از شما التماس دعا دارم برای خودم و کسانی از برادرانم که چشم امید توفیق یافتن را دارند. 3 - سرورم! مرا بر کلیدی که با آن گفتوگو دربارهی دعوت یمانی را آغاز کنم و دلها به جای این که دور شوند، آن را بپذیرد دلالت فرما. سرورم! بسیار مشاهده کردهام که بسیاری از مردم در ابتدا (جلسهی اول) آن را قبول میکنند ولی بعد از آن و تقریباً در همان جلسهی دوم از دعوت بیزاری میجویند و از آن منزجر میشوند. فرستنده: زینب
- بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین، و الصلاة علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین. سلام بر مردان هدایت و رحمة الله و برکاته. به اسم گروهی از انصار، از موضوعی که از طرف برخی برادران مطرح شده سؤال میکنیم؛ صدقه بر همه واجب است، بدون هیچ استثنایی. با توجه به این که در میان ما کسانی هستند که به نان شب خود محتاجند و دیگران به او صدقه میدهند، صدقه دادن به امثال این افراد چه حکمی دارد؟ گروهی از انصار. فرستنده: موسی ـ عراق
- بسم الله الرحمن الرحیم درود و سلام بر اشرف پیامبران و فرستادگان و اهل بیت طیب و طاهر او، ائمه و مهدیین و سلّم تسلیماً کثیراً. اما بعد.... سرور و مولایم! یمانی آل محمد! سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. سرور و مولایم! اینجانب بندهی ذلیل حقیر إلی الله از انصار شما هستم و به بیعت با شما مشرّف شدهام، و اکنون سربازی از سربازان شما هستم و از خدای علیّ قدیر مسئلت دارم که شهادت در پیشگاه شما را برایم مقدّر گرداند؛ به خواست خدا و به فضل دعای شما برای من ای آقای من! و اما داستان من: من بندهای هستم که در جوانی گناهان زیادی مرتکب شدهام و شیطان که لعنت خدا بر او باد، بر من مسلّط بود. این نفس حقیر وقتی که 14 ساله بودم خطایی با زنی انجام داد. بعد از آن بارها از آن زن عذرخواهی کردم ولی او پوزش مرا نپذیرفت. بابت آنچه از من سر زده بود از او خواستم ذمّهام را بری کند ولی او زیر بار نرفت و من تا همین لحظه به عذاب وجدان گرفتارم. سرورم! شما را به مادرت زهرا قسم میدهم مرا به آنچه خیر آخرت در آن است ارشاد نمایی. این مشکل اول. سرور و مولایم! و امام مشکل دوم.... سرورم! من به واسطهی انصار میدانم که قبول نمیکنی کسی شما را با لفظ سرورم و مولایم خطاب کند ولی من نمیتوانم شما را طور دیگری مخاطب قرار دهم. سرور و مولایم! از شما راه حلّی برای این دو مشکل میخواهم. آیا نصیحتی دارید؟ سرورم! شما را به گلوی بریدهی حسین قسمت میدهم که برای من دعا کنی به توفیق و داشتن فرزند و نسل صالح. سرورم! والله وقتی این نامه را مینوشتم اشکم جاری بود. سرورم! از این زندگی دنیا به جز بچه چیز دیگری نمیخواهم. سرورم! والله میترسم که از حسودان باشم. سرورم! برای بار دوم شما را به گلوی حسینِ مظلوم و تشنه لب قسم میدهم که خداوند جل جلاله را بخوانی که فرزندی به من عطا فرماید. سرور و مولایم! از این که مطلب به درازا کشید از شما بسیار بسیار عذر میخواهم. سرورم این ماجرای من بود و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماَ. فرستنده: م د
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۲۹:؛ صفحه ۸۷
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٤).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۲۹:؛ صفحه ۸۷ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/27 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V4-Q329