پرسش ۳۲۸ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 328:
1 - در سورهی صافات خداوند عزّوجلّ به ما میگوید که ما صبح و شب بر قوم لوط گذر میکنیم: (وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ * وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ)،([۷۵]) (شما بر آنها میگذرید، بامدادان * و شامگاهان، آیا تعقل نمیکنید؟). این عبور کردن به چه صورت است؟ مادّی است یا ملکوتی؟ و آیا این قضیه با غم و اندوهی که هنگام مغرب بر ما مستولی میشود، ارتباطی دارد؟ 2 - چگونه بر انانیّت غالب شوم؟ آیا مداومت بر نماز دارای آیه الکرسی و آیههای آخر سورهی حشر مفید است؟ آیا ختومات مفید است؟ خواهش میکنم مرا بر کوتاهترین راه دلالت کنید. همچنین از شما التماس دعا دارم برای خودم و کسانی از برادرانم که چشم امید توفیق یافتن را دارند. 3 - سرورم! مرا بر کلیدی که با آن گفتوگو دربارهی دعوت یمانی را آغاز کنم و دلها به جای این که دور شوند، آن را بپذیرد دلالت فرما. سرورم! بسیار مشاهده کردهام که بسیاری از مردم در ابتدا (جلسهی اول) آن را قبول میکنند ولی بعد از آن و تقریباً در همان جلسهی دوم از دعوت بیزاری میجویند و از آن منزجر میشوند. فرستنده: زینب
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. جواب سؤال 1- قبلاً به این سؤال جواب دادهام. مسؤلین سایت میبایست مدتها پیش آن را برای شما ارسال میکردند. وقت مغرب، زمانی است که ابلیس که لعنت خدا بر او باد، لشکریانش را پراکنده میسازد. بهتر است مؤمن در آن هنگام بگوید: لا اله إلا االله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد يحيي ويميت، ويميت ويحيي وهو حي لا يموت بيده الخير وهو على كل شيء قدير هیچ معبود جز الله نیست، یگانه است و شریکی ندارد، پادشاهی از آنِ او و هر ستایش نیکویی مخصوص او است، زنده میگرداند و میمیراند در حالی که او زندهای است که نمیمیرد، خیر و نیکی فقط به دست او است، و او بر هر کاری توانا است. ده مرتبه. جواب سؤال 2 - به جا آوردن عبادات و دعا کردن، در مسیر مبارزه با منیّت قرار دارد ولی برای جنگ با منیّت، فقط به عبادت و دعا اکتفا نکن بلکه در این زمینه باید اخلاص وجود داشته باشد و باید خواست الهی بر خواست و ارادهی انسان مقدّم گردد، تا جایی که ارادهی انسان به پایان خود برسد و برای آدمی چیزی جز ارادهی خداوند و عمل به آن باقی نماند. جواب سؤال 3- هدایتِ آنان بر عهدهی شما نیست بلکه وظیفهی شما فقط تبلیغ است. شما برای حق آن قدر دلیل و برهان در اختیار دارید که میتوانید حق را برای هر انسان و از هر دین و مذهبی اثبات کنید. حتی ادلّهای دارید که حقتان را برای بوداییها و هندوها اثبات میکند، چه برسد به یهودیان و مسیحیان و عامّهی مذاهب مسلمین و دیگران. اساس رفتار شما با مردم باید بر مبنای اخلاق نیکو باشد زیرا اگر آنها بیادبی کنند، در واقع به خود بد میکنند و آنچه در باطن، نهان دارند را برملا میسازند. همچنین اخلاص و نزدیکی به خدا و طلب رضای او، زیربنای فعالیت و تبلیغ شما برای مردم است، تا به این ترتیب خداوند عمل شما را بابرکت گرداند و در آن خیری کثیر قرار دهد. خداوند شما را توفیق عنایت فرماید و گامهایتان را استوار سازد و یاریتان نماید و دینش را با شما یاری دهد! احمدالحسن
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۷۵] صافات: 137 و 138.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله الرحمن الرحیم، و صلی الله علی محمد و آل محمد و المهدیین و سلم تسلیماَ کثیراً. سرورم و مولایم و پسر مولایم! احمدالحسن، سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.... خداوند مرا برای شما و پدرت و برای اعلای کلمهی الله فدا کند... آقای من! اگر به سبب قطع امید از نامههای الکترونیکی که شاید یا نمیرسند و یا با تأخیر بسیار زیاد به مقصد میرسند نبود، مسائل فقهی و غیر فقهی را به شما میرساندم . از من خواسته شده که مقالهای دربارهی دجّال بزرگ بنویسم. وقتی روایات مرتبط با او را در کتاب «یوم الخلاص» و «عقد الدرر فی اخبار المنتظر» خواندم، بر من سنگین آمد زیرا نتوانستم آنها را بر واقعیتهای امور تطبیق دهم؛ بنابراین پس از استخاره به شما پناه آوردم تا از علوم آل محمد (ع) بیاموزم. از شما خواهش میکنم آنچه مورد نظر جدتان حضرت محمد (ص) در احادیث ایشان دربارهی دجّال بوده را شرح دهید و معنای توصیفاتی که از ایشان وارد شده است را روشن نمایید. سؤال دیگر: چگونه خداوند عزّوجلّ در سورهی صافات دربارهی قوم لوط میفرماید که ما صبح و شب بر آنها میگذریم، آیا تعقّل نمیکنید.([62]) خداوند مرا با شما در دنیا گرد آورد تا شما را ببنیم و از شما توشه برگیرم و پروردگارم و شما را یاری کنم، و در آخرت «بهشتِ بدون محمد و آل محمد را نمیخواهم».... لطفاً سلام مرا به پدرم صاحب الزمان برسانید. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. فرستنده: زینب
- سلام بر یمانی آل محمد و رحمت الله و برکاته... اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماَ. در سال 1424 هـ.ق مناسک حج را به جا آوردم و الحمد لله این دومین حجِ من بود و همسرم نیز مرا همراهی میکرد. ما با یکی از کاروانهای مشهور حج در «احساء» بودیم و در این حج مبارک چه عبرتها و داستانهایی داشتیم. در شب عرفه حادثهای برای زنان کاروان اتفاق افتاد؛ در شب عرفه پس از انجام اعمال آن شب، صدای فریادی بلند (بانگی شدید) که دو بار تکرار شد و زنان خواب را بیدار کرد به گوش رسید. شگفت آن که برخی از زنانی که آنجا نشسته بودند، آن فریاد را نشنیدند. این بانگ بلند باعث ترس و وحشت زنان شد و آنها نفهمیدند که این صدا از کجا آمد. ماجرای دوم که مهمتر است به شرح زیر میباشد: وقتی من و همسرم برای طواف حج وارد حرم شدیم، دیدم جمعیت، بسیار زیاد است و من از این ترسیدم که نتوانم همسرم را طواف حج دهم. راهنمای دینی کاروان به ما گفت: وقتی انبوه جمعیت را مشاهده میکنید بگویید «یا علیم یا عظیم»، راه باز میشود. من این ذکر را در طواف عمره تجربه کرده بودم و دیدم که معمولاً جمعیت باز میشود. یک بار که گفتم «یا علیم یا عظیم»، ناگهان مردی را دیدم که همان لحظه وقتی من ذکر را تمام کردم از بین رکن و مقام آمد و صفوف حاجیان را شکافت. گویی او در حین طواف خودش یا قبل از این که طوافش تمام شود به سراغ ما آمده بود زیرا وی از رکن و مقام رد نشده بود. او به طور ویژهای به پیشواز ما آمد، در حالی که کعبه پشت سرش بود و در مسیرش به سمت ما حتی یک نفر از حاجیان سر راهش نبود. او به من گفت: پشت سر من بیا تا شما دو نفر را طواف دهم. من با همسرم پشت سرش رفتیم و به طواف حج مشغول شدیم، و هیچ شلوغی و فشاری احساس نکردیم. او دعاها و اذکاری میخواند و در بین آنها دعای کمیل را میخواند و من بسیار بر محمد و آل محمد صلوات میفرستادم و با خودم میگفتم: شاید این مهدی محمد بن الحسن(ع) باشد ولی میگفتم: من کی هستم که مهدی به سراغ من بیاید و مرا طواف دهد؟ در اثنای دور اول طواف که همسرم پشت سرم بود، آن مرد به من گفت: همسرت را جلویت بگذار. من نیز به او گفتم که جلوی من و پشت سر آن مرد یعنی وسط ما دو تا بیاید. منظور آن مرد این بود که به من بیاموزد چگونه در اثنای طواف از همسرم محافظت کنم. هنگام رسیدن به حجر الاسود او با دست راستش به آن اشاره میکرد و میگفت: «الله اکبر». و هنگامی که از طواف هفتم فارغ شدیم پس از مقام ابراهیم(ع) به او گفتم: میخواهم با شما طواف نسا به جا آورم. او به من گفت: «ان شاء الله»، و گویی با من خداحافظی میکرد، و در حالی که صورتش رو به روی من بود، به عقب میرفت و از من دور میشد، به طوری که گویی آن هزاران نفر از مردم را کنار میزد و به عقب حرکت میکرد؛ جا برای او باز میشد و وی میرفت، گویی حاجیان دریا بودند و او موج تنومندی بود که آبهای دریا را میشکافت و کنار میزد. اما اوصاف این مرد به این شرح است: چشمانی فرو رفته و ابروهایی بلند داشت، بلند قد و لاغر و گندمگون بود و موهای سیاه بلندی داشت، و تعجبآور اینجا است که او در روز طواف حج، لباس سبز روشنی به تن داشت و بر سرش هم پوششی بود که ما آن را به گویش خلیجی، «طاقیه» (عرقچین) مینامیم. سؤال من این است: این مرد کیست؟ آیا او همان یمانی آل محمد(ع) است؟ در حالی که من چه کسی باشم که یمانی آل محمد(ع) بیاید و مرا طواف دهد؟ یا شاید او خضر بوده چون لباس سبزی به تن داشته است؟ یا شاید یکی از انصار امام مهدی محمد بن الحسن(ع) بوده است؟؟ از یکی از طلبههای حوزه سؤال کردم، او گفت: او امام(ع) بوده است. از یکی از مؤمنین پرسیدم، گفت: شاید خضر(ع) یا یکی از یاران امام(ع) باشد. چنین ماجرایی را از یکی از انصار نیز شنیدم؛ او داستانش را برای من تعریف کرد و توصیفش نمود، همان صفاتی بود که من دیده بودم و اگر بعد از این همه سال، آن مردی که مرا طواف داده بود ببینم، او را از بین یک میلیون نفر میشناسم. و سلام بر یمانی آل محمد و رحمة الله و برکاته اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً فرستنده: ابو الرحمات - سعودی
- سلام علیکم و رحمة الله و برکاته اللهم صل علی محمد و آله الائمة و المهدیین و سلم تسلیماَ کثیراً. سرور و مولایم! جانم فدای تو! سلام بر تو باد. با جان و جسم و مال و خانواده و فرزندان و هر آنچه دارم، با تو تجدید بیعت میکنم. سرورم! سؤالی دارم: اگر چندین سال پیش با زن شوهرداری زنا شده باشد و این دو از هم جدا شده و به درگاه خدا توبه کرده باشند و پس از مدت زمانی، به طور اتفاقی با هم برخورد کنند و مرد بفهمد که شوهر زن سالها است مرده است... با چشمانی اشک بار منتظر یاری امام مهدی (ع) هستیم و چشمانتظار پاسخ شما میباشم.
- بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین، و الصلاة علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین. سلام بر مردان هدایت و رحمة الله و برکاته. به اسم گروهی از انصار، از موضوعی که از طرف برخی برادران مطرح شده سؤال میکنیم؛ صدقه بر همه واجب است، بدون هیچ استثنایی. با توجه به این که در میان ما کسانی هستند که به نان شب خود محتاجند و دیگران به او صدقه میدهند، صدقه دادن به امثال این افراد چه حکمی دارد؟ گروهی از انصار. فرستنده: موسی ـ عراق
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۲۸:؛ صفحه ۸۴
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٤).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۲۸:؛ صفحه ۸۴ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/27 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V4-Q328