پرسش ۶۰۴ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش 604:
بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیکم... وقتی با ماجرای سید احمدالحسن (ع) آشنا شدم و خوابیدم، این خواب را دیدم طبق آنچه که به یاد میآورم و از کمی و زیادی آن، از خداوند طلب بخشش میکنم: در کنار پنجرهی اتاقم ماجرایی رخ داده بود. گویی آنجا کسی بود که مرده بود ولی مرده نبود، مخفی بود ولی مخفی نبود، در او نیروی زیادی وجود داشت، گویی اینجا واقعهی بزرگی در جریان بود. وقتی کنار او بودم گرما را حس میکردم. من احساس ترس داشتم و بسیار ذکر خدا میگفتم. این خواب تتمهای نیز دارد ولی به همین مقدار اکتفا میکنم زیرا توصیف خواب برایم دشوار است. فرستنده: زهرا - عربستان سعودی
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. از خداوند برای شما توفیق و شناخت حق و یاری آن را مسئلت مینمایم! رؤیای شما دربارهی این دعوت راستین و بیان وضعیت صاحب آن است. اینکه او مرده بوده ولی مرده نبوده یعنی وی در گذشته وارد این عالم شده و سپس به قتل رسیده و این دنیا را ترک گفته است. میتوانی به ماجرای شبیه عیسی (ع) که در ج ۴ کتاب «متشابهات» موجود است مراجعه نمایی؛ اما اینکه وی مرده نبوده است یعنی او اکنون و در حال حاضر در این عالم وجود دارد. اینکه مخفی بود و درعینحال مخفی نبود به این معنا است که قضیهی مهدی اول در روایات شیعه و سنی که از حضرت محمد و آل محمد ( نقل شده و نیز در وصیت پیامبر خدا ( موجود است، در کتابها نقل شده است ولی در عینحال تقریباً بر عموم مردم مخفی و پوشیده است؛ زیرا مشیت الهی بر آن است که هنگامی این موضوع را ظاهر گرداند که صاحبش حاضر گردد. نیرویی که در آن است همان نور خدا و حرارتی که شما احساس کردهای همان حرارت و گرمای حیات واقعی است. ذکر خدا نیز به شما نشان میدهد که خواب شما وحیی از جانب خدای سبحان برای شما میباشد. خداوند شما را توفیق دهد! والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. احمدالحسن - رجب لأصب / 1431 هـ.ق.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- ای سرورانم! السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. دیروز 13/2/2010 پس از سحر در خواب دیدم که گویی نزد گروهی هستم که میخواستم موضوع عذاب را به آنها تبلیغ کنم و برسانم. به آنها میگفتم: امام مهدی (ع) فرستادهای فرستاده است و کفرورزی به دعوت او، باعث نزول عذاب الهی شده است. من این افراد را نمیشناختم. خانههایی داشتند که به هم نزدیک بود. در همین حال حشرات نسبتاً بزرگی که از کف دست بزرگتر بود آمدند و از همهجا در خانهها و در خیابانها وارد شدند. آنها به رنگ قهوهای تیره بودند. به مردم گفتم: این عذاب است که نازل شده، زیرا به فاصلهی بسیار کمی قبل از عذاب، این حشرات پیدا میشوند... عذاب نازل شد. تمام حیواناتشان در خانهای که حشرات به شکل ترسناکی به آن وارد شده بودند، پناه گرفتند. از جمله چیزهایی که دیدم گاوی بود که نمیگذاشت کسی او را بزند. در همین اثنا سعی کردم به خانهی کناری بگریزم، ولی دیدم حیوانات همهجا را پر کردهاند لذا درصدد آمدم از جایی که در آن هستم به جایی فرار کنم که نمیدانم کجاست ولی در ذهنم بود. در خیابان اصلی تاکسیهایی دیدم و به دلم اینگونه خطور کرد که امکان ندارد کسی قبول کند که مرا برساند ولی یکی از آنها همان بار اول که از او خواستم، موافقت کرد. قبل از آنکه با او سوار ماشین بشوم، به یک بقالی که میوه و سبزیجات میفروخت رفتم و چیزی که الآن به یاد ندارم از او خریدم و به مردمی که در خیابان بودند چیزی دربارهی عذاب گفتم. سوار ماشین شدم و آنجا را ترک کردم. و الحمد لله وحده وحده وحده. سرورم، ای قائم آل محمد (ع) تعبیر این خواب چیست؟ فرستنده: زیاد الجبوری - فنلاند
- بسم الله الرحمن الرحیم... سلام بر تو ای حجت خدا بر زمین، سلام بر انصار امام ما و حبیب ما و وصی امام ما مهدی (ع). به خدا نمیدانم خواب من تفسیر دارد یا نه و نمیدانم این خواب چیزی از سوی شیطان بوده است یا نه. معروف است که من (و پناه میبرم به خدا از منیت) از همهچیز ترس و واهمه دارم حتی در خواب، اما این خواب هرچند وحشتناک بود ولی من نترسیدم. خودم را در غذاخوری دانشگاهی که در آن درس میخوانم دیدم. بشقابم را با غذای کامل گرفتم ولی متوجه غذایی که در بشقاب بود نشدم. بههرحال به وسط غذاخوری رسیدم تا یک تکه نان بگیرم. میخواستم نان را با چاقو ببرم ولی به اشتباه انگشت سبابهی دست چپم را بریدم ولی بااینوجود بسیار آرام بودم. قسمت بریده شدهی انگشت را گرفتم و آن را در دهان زیر زبانم گذاشتم و باقیماندهی انگشت را بستم و به آشپزخانهی غذاخوری رفتم و از افراد حاضر در آنجا خواستم بشقابی که در آن مادهی ضدعفونیکننده است برایم بیاورند. آن قسمت بریدهشده را از دهانم بیرون آوردم و در مادهی ضدعفونیکننده قرار دادم. قسمت باقیماندهی انگشت را نیز در آن ماده گذاشتم. من منتظر آمبولانس بودم. همه ترسیده بودند ولی من راحت و آرام بودم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. از امام حجت درخواست ویژه دارم که برایم دعا کند که خداوند گامهایم را بر راه مستقیم و هدایت و نصرت امام، برای یومالدین ثابت و استوار بدارد. فرستنده: خادمهی اهلالبیت - فنلاند
- درود و سلام بر تو ای سرورم، ای پسر رسول خدا و بر پدرانت و بر مهدیین از فرزندانت (. سرور و مولایم، ای پسر رسول خدا (ص)! در یکی از شبها رفتم که بخوابم و برای مخالفین شما خیلی متأسف و ناراحت بودم. در خواب عمیقی فرو رفتم و گویی بر رویم رواندازی بود که از شدت خستگی نصف بدنم را با آن پوشانده بودم. وحشتزده از خواب بیدار شدم و صدایی در گوشم میشنیدم که میگفت: (یا ایها المزمل، قم اليل الا قليلاً، نصفه او انقص منه قليلاً، اوزد عليه و رتل القران ترتيلاً). این خواب را در دلم پنهان کردم و با خود گفتم آن را با هیچکس در میان نمیگذارم مگر با شما ای سرورم، که ما از شما میآموزیم و به شما پاسخگوییم. چه نصیحت و نکتهای برایم دارید؟ فرستنده: یوسف - حجاز
- بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً. در خوابم دیدم که گذرگاهی وجود داشت و این گذرگاه از دو طرف محصور بود. هر طرف شبیه دیوار بود، به شکل یک کوچهی تنگ و باریک، و بر هر طرف (دیوار) نیز سیمهای برق وجود داشت که از آنها نور زیاد و ترسناکی پخش میشد. ناگهان مردی بلند قد را که کیفی به دست راستش گرفته بود و سنش نیز 39، 40 یا 41 ساله مینمود دیدم. در خواب گفتم این احمدالحسن (ع) است. او دست مرا گرفت و گفت: از اینجا برو؛ یعنی راه امن و مناسب و رهایی از نور را برایم مشخص کرد. در مسیرِ رفتنم، ردپای کسانی که بهسلامت از نور عبور کرده بودند را میدیدم و پس از آن بیدار شدم. خداوندا! ولی خودت احمدالحسن (ع) را نصرت عطا فرما و او را در زمین تمکین بده و انصار او را موفق گردان، یا ارحمالراحمین. فرستنده: احمد - مراکش
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۰۴:
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٦).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۰۴: https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/30 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V6-Q604