پرسش ۶۰۶ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش 606:
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً. در خوابم دیدم که گذرگاهی وجود داشت و این گذرگاه از دو طرف محصور بود. هر طرف شبیه دیوار بود، به شکل یک کوچهی تنگ و باریک، و بر هر طرف (دیوار) نیز سیمهای برق وجود داشت که از آنها نور زیاد و ترسناکی پخش میشد. ناگهان مردی بلند قد را که کیفی به دست راستش گرفته بود و سنش نیز 39، 40 یا 41 ساله مینمود دیدم. در خواب گفتم این احمدالحسن (ع) است. او دست مرا گرفت و گفت: از اینجا برو؛ یعنی راه امن و مناسب و رهایی از نور را برایم مشخص کرد. در مسیرِ رفتنم، ردپای کسانی که بهسلامت از نور عبور کرده بودند را میدیدم و پس از آن بیدار شدم. خداوندا! ولی خودت احمدالحسن (ع) را نصرت عطا فرما و او را در زمین تمکین بده و انصار او را موفق گردان، یا ارحمالراحمین. فرستنده: احمد - مراکش
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. رؤیای شما بشارتی از جانب خدای سبحان مبنی بر حسن عاقبت شما و استوار داشتن از سوی او سبحان و تعالی است، انشاءالله و بیان این مطلب که شما بر حق و بر صراط مستقیم هستی. پس خدای سبحان و تعالی را حمد کن که این فضل عظیم را بر تو منت نهاده است. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. احمدالحسن - رجب لأصب / 1431 هـ.ق.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیکم... وقتی با ماجرای سید احمدالحسن (ع) آشنا شدم و خوابیدم، این خواب را دیدم طبق آنچه که به یاد میآورم و از کمی و زیادی آن، از خداوند طلب بخشش میکنم: در کنار پنجرهی اتاقم ماجرایی رخ داده بود. گویی آنجا کسی بود که مرده بود ولی مرده نبود، مخفی بود ولی مخفی نبود، در او نیروی زیادی وجود داشت، گویی اینجا واقعهی بزرگی در جریان بود. وقتی کنار او بودم گرما را حس میکردم. من احساس ترس داشتم و بسیار ذکر خدا میگفتم. این خواب تتمهای نیز دارد ولی به همین مقدار اکتفا میکنم زیرا توصیف خواب برایم دشوار است. فرستنده: زهرا - عربستان سعودی
- درود و سلام بر تو ای سرورم، ای پسر رسول خدا و بر پدرانت و بر مهدیین از فرزندانت (. سرور و مولایم، ای پسر رسول خدا (ص)! در یکی از شبها رفتم که بخوابم و برای مخالفین شما خیلی متأسف و ناراحت بودم. در خواب عمیقی فرو رفتم و گویی بر رویم رواندازی بود که از شدت خستگی نصف بدنم را با آن پوشانده بودم. وحشتزده از خواب بیدار شدم و صدایی در گوشم میشنیدم که میگفت: (یا ایها المزمل، قم اليل الا قليلاً، نصفه او انقص منه قليلاً، اوزد عليه و رتل القران ترتيلاً). این خواب را در دلم پنهان کردم و با خود گفتم آن را با هیچکس در میان نمیگذارم مگر با شما ای سرورم، که ما از شما میآموزیم و به شما پاسخگوییم. چه نصیحت و نکتهای برایم دارید؟ فرستنده: یوسف - حجاز
- به سرور و مولایم، امام احمدالحسن (ع)... بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. سلام بر سرور و مولایم امام مهدی (ع)، سلام بر تو ای سرور و مولایم، قائم آل محمد (ص) و رحمة الله و برکاته. سرور و مولایم! خواب یکی از خواهران انصار را برای شما نقل میکنم: بسم الله الرحمن الرحیم خدمت سرور و مولایم، همهی دار و ندارم در دنیا و آخرت، چشمروشنی پیامبر (ص) و انتقام گیرندهی زهرای بتول (ع)، سلالهی پاکان، میوهی ائمهی منتجبین و پدر مهدیین پادشاه. آقایم و مولایم، قائم آل محمد (ع)، بر آنها و بر او بالاترین سلام و صلوات باد! آقا و مولایم، سلام بر شما و رحمت خداوند و برکات او بر شما! سرورم! در خواب دیدم که گویا من در نماز جماعت بودم و صفها به هم پیوسته شد و قبله کمی مایل به مشرق بود و تعداد صفها حدود ده صف یا کمی بیشتر بود. امام جماعت در وسط صف اول نمازگزاران قرار داشت. در سمت چپ هر صف زنان قرار داشتند ولی ایستادن آنها بهطور مستقیم نبود بلکه خمیده و به شکل نیمدایره بود. امام جماعت، شهید سید عبدالامام ( بود و نماز هم نماز واجب یعنی نماز چهار رکعتی بود. من در وسط صفها با زنان ایستاده بودم و شوهرم نیز در صف همراه من بود. بر شما پوشیده نیست که وی نسبت به راه حق جاهل است. سید عبدالامام ( نماز را شروع کرد و دو رکعت کامل خواند، در رکعت سوم سید عبدالامام ( ساکت شد و سرور و مولایم، قائم آل محمد احمدالحسن (ع) نماز را تمام کرد. وی در وسط صفها یعنی همان صفی که من و شوهرم در آن بودیم، قرار داشت. شوهرم وقتی شنید و فهمید که سید (ع) نماز را تمام خواهد کرد، نمازش را قطع کرد و این کار او باعث شد جنجالی بین نمازگزاران به وجود آید. او میگفت: من پشت سر سید عبدالامام نماز میخواندم و نمیدانستم این احمدالحسن (ع) است که نماز را تمام خواهد کرد. در همین احوال سید (ع) بدون اینکه نمازش را قطع کند، کمی بهسوی او توجه کرد. من نیز کمی رو بهسوی او کردم. سپس شوهرم نماز را ترک کرد و جای او خالی ماند و ما نماز را به پایان بردیم. و الحمد لله رب العالمین. ای درگاه خدا که از آن درآیند ما از شما التماس دعا داریم، و درود و سلام بر محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته... و الحمد لله رب العالمین فرستنده: محمد - عراق
- بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً. بیعت من در شب جمعه صورت گرفت و در خواب دیدم که در دیوار اتاق خوابم که مشرف بر خیابان است، دو شکاف باز شد و من نور روز را از آن میدیدم ولی یکی از تشکهای تختخوابم را که مخصوص من بود ندیدم و این همان چیزی بود که از باز شدن شکاف جلوگیری میکرد. ولی من در درونم احساس ترس میکردم از اینکه نکند از طریق این سوراخ، یک موش از خیابان به خانه رخنه کرده باشد، ولی بهطور قطع و یقین در منزل موش پیدا نمیشود. از حضرتعالی تفسیر خواب را تقاضا دارم. و صل الله علی محمد و آله الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیرا... والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. فرستنده: عبدالله - مصر
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۰۶:
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٦).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۰۶: https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/30 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V6-Q606