پرسش ۶۱۶ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش 616:
السلام علیکم سید احمد خداوند شما را حفظ کند. پس از آنکه تفسیرهای شما بر رؤیاها را مطالعه کردم، به شما اطمینان نمودم که این رؤیا را تفسیر نمایید شاید که گشایندهی خیری باشد. خودم را در مسجدی که متعلق به یهودیان بود و آنها در آن عبادت میکردند دیدم. یهودیان این مسجد را تبدیل به معبدی برای خود کرده بودند ولی با اینحال به مسلمانان اجازه میدادند در آن نماز بخوانند. خودم را دیدم که در آنجا نماز جمعه میخواندم و سخنران هم خطبه میخواند ولی پس از اینکه کارمان تمام شد و نماز خواندیم، آنها وارد محراب شدند و خطبهای با حضور خاخام خواندند که در آن از مظلومیت یهود در این کشور یعنی مراکش، سخن گفتند. خاخام کراماتی برای مردم ظاهر میکرد ولی هیچکس بهجز پیروانش او را تأیید و تصدیق نمیکردند. سپس از مسجد خارج شدم و دیدم که بعضی از کارگزاران مسلمان قسمتهایی از مسجد را تعمیر میکنند. یهودیها بیرون آمدند و جنگ سختی با آنها کردند که در آن شمشیرها و سوارکاران به کار گرفته شد. یهودیان به مسجد برگشتند تا پیروزیشان را جشن بگیرند. این خواب من بود و خواهش میکنم آن را به سید احمدالحسن برسانید تا او برایم تفسیر کند. فرستنده: محمد ابوبهاء - مراکش
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. خداوند شما را بر هر خیری موفق بگرداند! یهودیان جمعه نماز نمیخوانند آنگونه که در خواب شما بوده است، و شما این مطلب را میدانی. منظور از یهود در این زمان، گروهی از مسلمانان سنی و شیعه و بهخصوص شیعیان شبیه به یهود در زمان بعثت حضرت عیسی (ع) هستند زیرا یهودیان، منتظر عیسی (ع) بودند ولی وقتی آمد به او کفر ورزیدند. مسلمانان و بهخصوص شیعیان، منتظر مهدی (ع) هستند ولی وقتی امروز بهسویشان آمد به او کافر شدند، بااینوجود که پیامبر خدا( و ائمه ( نسبت به او سفارش کرده، او را نام برده و خودش و روزگارش را توصیف کردهاند؛ و با وجودی که پیامبر خدا( و ائمه ( مسلمانان را به گرویدن به او و یاری کردنش تشویق نمودهاند. در خصوص نبرد با شمشیرها و تسلیحات جنگی، اشارهای دارد به مناظرات و مباحثات عقیدتی. در این رؤیا، مسلمانان اشارهای است به اهل حق از پیروان دین حق الهی که «فرقهی ناجیه» (گروه نجاتیافته) هستند و از حجت خدا در زمانشان پیروی میکنند. این رؤیا در واقع رویدادهایی است که جلو و پیش روی شما اتفاق میافتد و شما فقط به مقدار کمی توجه و دقت نیاز داری تا آن را تمییز دهی و بشناسی. این رؤیا اِخبار غیبی از جانب خدا برای شماست. خداوند توفیقت دهد! والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. احمدالحسن - نیمه شعبان / 1431 هـ.ق.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً.السلام علیکم و رحمة الله. به صاحب عصر و زمان حجت بن الحسن (ع) که سلام و صلوات خداوند بر او، پدرانش و فرزندان پاکش باد و به سرور و مولایم احمدالحسن (ع) بابت مصیبتهای سیدهی مظلومهمان تسلیت و تعزیت میگوییم. انا لله و انا الیه راجعون. من بیش از ده سال قبل در بغداد زندگی میکردم و در خواب دیدم گویی در منطقهی زندگیام، تکوتنها در تاریکی بودم. گاوها و گوسفندها ذبح شده بودند و خونشان مثل رودخانه در خیابانها جاری بود. در آنجا یک جوان با موی بور که چشمانی آبیرنگ داشت پشت سرم میدوید و میخواست خود را به من برساند. من به هر طرف که میدویدم، میدیدم آخر خیابان بسته است و وارد خیابان دوم میشدم. همهی خیابانها مملؤ از خون گوسفندها و گاوهای ذبح شده بود. خیلی خیلی خسته شده بودم. پس از آن صدایی از آسمان شنیدم که به من گفت: (ای زن) برو پشت سر فاطمه. در خواب مادر دوستم را که اسمش فاطمه بود دیدم. من پشت سرش رفتم و او بازوانش را برای محافظت از من باز کرد. در همین هنگام این جوان ایستاد و گویی مانعی شفاف میان او و مادر دوستم بود که نمیتوانست از آن عبور کند و چندین متر دورتر متوقف شد. خواب دیگری در همان ایام دیدم. گویی من خوابیده بودم و صدایی از آسمان شنیدم که به من گفت: تو در آغوش فاطمه خوابیدهای. من خودم را پناه گرفته در آغوش همان زن یافتم. سرور و مولایم! از اینکه مطلب طول کشید عذر میخواهم ولی از وقتیکه دعوت را شنیدم و به آن ملحق شدم، الحمدلله از خدا و صاحبالزمان (ع) و از شما که روحم فدای شما باد، التماس دعا دارم که مرا جزو انصار بپذیرید؛ اما پس از پیوستن به ائمهی اطهار ( دیگر خوابی ندیدهام. قبل از اینکه به دعوت بپیوندم، دیگران درباره ام خوابی دیدهاند ولی خودم ندیدهام، آیا این معنایی دارد؟ احساس میکنم ائمه (ع) که روحم فدای آنها باشد، از من دلخورند و به دیدن من نمیآیند. سرور و مولایم! در پایان، از طول کشیدن مطلب از شما پوزش میطلبم و بابت تقصیر و کوتاهی از خدای سبحان طلب مغفرت میکنم و از خداوند سبحان میخواهم که شما را در زمین تمکین دهد و در رحمت خویش غرقه سازد و در کار شما و برادران اسیرم گشایشی به وجود آورد، و شما را در منزل دوست و جدت پیامبر خدا ( سکونت دهد. السلام علیکم و رحمة الله. فرستنده: ت.ر - فنلاند
- بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ای معدن علم و جایگاه رسالت، ای قائم آل محمد (، ای سرور و مولا و پدرم، از اینکه باعث آزردگی شما میشوم عذر میخواهم، مولای من. از شما خواهش میکنم که هرگز مرا به حال خودم وامگذاری. سرورم! از تو خواهش میکنم مرا به حال خودم رها مکن. ای نور! و چگونه از تاریکیام رهایی یابم مگر به نور تو ای سرورم! خداوند مرا بهطور دائم تا ابد با شما قرار دهد و هرگز از شما جدا نسازد تا نفسم بند بیاید، ای پروردگار من! در رؤیا دیدم گویی من با شما پدرم، به شهر دیگری پیاده مسافرت میکردم. این شهر 40 کیلومتر فاصله داشت و من قبل از اینکه سفر کنم به جایی رفتم تا کاغذ بخرم تا خودم را با آن بپوشانم. رنگ کاغذها به رنگ پرتقالی و زرد بود. رنگ زرد زیاد بود و همه میتوانستند آنها را بخرند ولی رنگ پرتقالی کمیاب بود و من میخواستم خودم را با رنگ پرتقالی بپوشانم. نمیدانم چطور توانستم با کاغذ زرد و نیز با کاغذ پرتقالی عبور کنم و خانم فروشنده مرا ندید. سپس در خواب دیدم که ما در راه بودیم و من یک ژاکت خیلی گرم مثل همانها که در زمستان میپوشند به تن کرده بودم. این ژاکت مرا پوشانده بود ولی به پایم شلواری که به نصف ساق پایم میرسید و مقداری تنگ بود داشتم و چیزی که با آن خودم را بپوشانم در اختیار نداشتم. شما پدرم در وسط راه به من گفتی: آیا به تو نگفتم خودت را بپوشان، یا چیزی شبیه آن. من شروع به گریه کردم و به شما میگفتم مرا ببخش. خم شدم و دست شما را بوسیدم و شما که جانم و همهچیز فدایتان باد، مرا ترک کردی و بوی بسیار خوش مشک از آن پخش میشد. سلام بر شما و بر خاندان طیب و طاهر تو و رحمة الله و برکاته. فرستنده: ielhassani
- در خواب دیدم که در زمینی واقع در خارج از شهر، قرآن میخواندم که ناگهان نوری در آسمان درخشید. من ترسیدم چون چیزی غیرطبیعی و خوفناک بود. لحظاتی بعد خطوط نورانی تبدیل به کلماتی شد. من از آنها اسم حضرت محمد ( و علی (ع) و فاطمه (ع) و بسیاری از آل البیت (ع) و اصحاب پیامبر (ص) را توانستم بخوانم. حتی در آن اسم عمر و ابوبکر و بلال و افراد زیاد دیگری هم بود. این اسامی آسمان را پر کرده بود. ناگهان مادرم مرا از خواب بیدار کرد. تفسیر این رؤیا چیست، خداوند به شما جزای خیر عطا فرماید! در ضمن متذکر میشوم در روز دوشنبه این خواب را دیدهام. فرستنده: نور - عراق
- سرورم! من در خواب، یکی از نزدیکانم -پسر عموی پدرم- را دیدم و گویی با او ایستاده بودم و دو اژدها که به هم چسبیده بودند به ما نزدیک شدند. یکی از آنها سرش را جلو میگرفت و از آن یکی پیشی میگرفت و گویی من میدانستم که این دو به این صورت نگه داشته نمیشوند و باید از آنها پناه گرفت و بر حذر بود. ناگهان مرا غافلگیر کرد و این دو اژدها را روی من انداخت. یکی از آنها قسمتهایی از انگشت شست مرا گاز گرفت و دو سوراخ در انگشتم به وجود آورد و بالای این دو سوراخ که جای دندان دو اژدها بود، رد خون باقی مانده بود. تفسیر آن چیست؟ خداوند توفیقتان دهد! فرستنده: عامر العامری - عراق
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۱۶:
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٦).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۱۶: https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/30 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V6-Q616