پرسش ۶۱۷ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش 617:
در خواب دیدم که در زمینی واقع در خارج از شهر، قرآن میخواندم که ناگهان نوری در آسمان درخشید. من ترسیدم چون چیزی غیرطبیعی و خوفناک بود. لحظاتی بعد خطوط نورانی تبدیل به کلماتی شد. من از آنها اسم حضرت محمد ( و علی (ع) و فاطمه (ع) و بسیاری از آل البیت (ع) و اصحاب پیامبر (ص) را توانستم بخوانم. حتی در آن اسم عمر و ابوبکر و بلال و افراد زیاد دیگری هم بود. این اسامی آسمان را پر کرده بود. ناگهان مادرم مرا از خواب بیدار کرد. تفسیر این رؤیا چیست، خداوند به شما جزای خیر عطا فرماید! در ضمن متذکر میشوم در روز دوشنبه این خواب را دیدهام. فرستنده: نور - عراق
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. این رؤیا به معنای وجود رسالت و پیامی جدید از آسمان است، که کاملاً مشابه رسالت حضرت محمد ( و رسالات الهی پیشین میباشد، و این رسالتِ مهدی (ع) است. نور هم به معنای نور هدایت از آسمان یعنی پیام و رسالت الهی است. اسامی هم عبارت از کسانی است که در آن رسالت هستند. این رسالت همانند دیگر رسالتهای پیشتر از آن است. همانطور که با پیامبر خدا حضرت محمد (اصحاب و اهلبیت (ع) بودند و از زمرهی آنها کسانی بودند که به او ایمان آوردند و کسانی که با حضرت مخالفت ورزیدند و برخی نیز پس از او یا به هنگام رسالتش، نفاق پیشه نمودند، در مورد رسالت مهدی (ع) نیز همینگونه است. همانطور که با موسی (ع) سامری بود، و با عیسی (ع) یهودا، با حضرت محمد( نیز شبیه سامری و یاران او بودند. با مهدی(ع) نیز کسانی همچون سامری و یاران او هستند، (سنة الله ولن تجد لسنة الله تبديلا)([۱۰۹]) (سنت خداوند است و در سنت خدا تغییری نخواهی یافت). والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. احمدالحسن - محرمالحرام / 1432 هـ.ق.
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۱۰۹] اشاره به آیهی 62 سورهی احزاب (مترجم).
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. ای معدن علم و جایگاه رسالت، ای قائم آل محمد (، ای سرور و مولا و پدرم، از اینکه باعث آزردگی شما میشوم عذر میخواهم، مولای من. از شما خواهش میکنم که هرگز مرا به حال خودم وامگذاری. سرورم! از تو خواهش میکنم مرا به حال خودم رها مکن. ای نور! و چگونه از تاریکیام رهایی یابم مگر به نور تو ای سرورم! خداوند مرا بهطور دائم تا ابد با شما قرار دهد و هرگز از شما جدا نسازد تا نفسم بند بیاید، ای پروردگار من! در رؤیا دیدم گویی من با شما پدرم، به شهر دیگری پیاده مسافرت میکردم. این شهر 40 کیلومتر فاصله داشت و من قبل از اینکه سفر کنم به جایی رفتم تا کاغذ بخرم تا خودم را با آن بپوشانم. رنگ کاغذها به رنگ پرتقالی و زرد بود. رنگ زرد زیاد بود و همه میتوانستند آنها را بخرند ولی رنگ پرتقالی کمیاب بود و من میخواستم خودم را با رنگ پرتقالی بپوشانم. نمیدانم چطور توانستم با کاغذ زرد و نیز با کاغذ پرتقالی عبور کنم و خانم فروشنده مرا ندید. سپس در خواب دیدم که ما در راه بودیم و من یک ژاکت خیلی گرم مثل همانها که در زمستان میپوشند به تن کرده بودم. این ژاکت مرا پوشانده بود ولی به پایم شلواری که به نصف ساق پایم میرسید و مقداری تنگ بود داشتم و چیزی که با آن خودم را بپوشانم در اختیار نداشتم. شما پدرم در وسط راه به من گفتی: آیا به تو نگفتم خودت را بپوشان، یا چیزی شبیه آن. من شروع به گریه کردم و به شما میگفتم مرا ببخش. خم شدم و دست شما را بوسیدم و شما که جانم و همهچیز فدایتان باد، مرا ترک کردی و بوی بسیار خوش مشک از آن پخش میشد. سلام بر شما و بر خاندان طیب و طاهر تو و رحمة الله و برکاته. فرستنده: ielhassani
- السلام علیکم سید احمد خداوند شما را حفظ کند. پس از آنکه تفسیرهای شما بر رؤیاها را مطالعه کردم، به شما اطمینان نمودم که این رؤیا را تفسیر نمایید شاید که گشایندهی خیری باشد. خودم را در مسجدی که متعلق به یهودیان بود و آنها در آن عبادت میکردند دیدم. یهودیان این مسجد را تبدیل به معبدی برای خود کرده بودند ولی با اینحال به مسلمانان اجازه میدادند در آن نماز بخوانند. خودم را دیدم که در آنجا نماز جمعه میخواندم و سخنران هم خطبه میخواند ولی پس از اینکه کارمان تمام شد و نماز خواندیم، آنها وارد محراب شدند و خطبهای با حضور خاخام خواندند که در آن از مظلومیت یهود در این کشور یعنی مراکش، سخن گفتند. خاخام کراماتی برای مردم ظاهر میکرد ولی هیچکس بهجز پیروانش او را تأیید و تصدیق نمیکردند. سپس از مسجد خارج شدم و دیدم که بعضی از کارگزاران مسلمان قسمتهایی از مسجد را تعمیر میکنند. یهودیها بیرون آمدند و جنگ سختی با آنها کردند که در آن شمشیرها و سوارکاران به کار گرفته شد. یهودیان به مسجد برگشتند تا پیروزیشان را جشن بگیرند. این خواب من بود و خواهش میکنم آن را به سید احمدالحسن برسانید تا او برایم تفسیر کند. فرستنده: محمد ابوبهاء - مراکش
- سرورم! من در خواب، یکی از نزدیکانم -پسر عموی پدرم- را دیدم و گویی با او ایستاده بودم و دو اژدها که به هم چسبیده بودند به ما نزدیک شدند. یکی از آنها سرش را جلو میگرفت و از آن یکی پیشی میگرفت و گویی من میدانستم که این دو به این صورت نگه داشته نمیشوند و باید از آنها پناه گرفت و بر حذر بود. ناگهان مرا غافلگیر کرد و این دو اژدها را روی من انداخت. یکی از آنها قسمتهایی از انگشت شست مرا گاز گرفت و دو سوراخ در انگشتم به وجود آورد و بالای این دو سوراخ که جای دندان دو اژدها بود، رد خون باقی مانده بود. تفسیر آن چیست؟ خداوند توفیقتان دهد! فرستنده: عامر العامری - عراق
- شببهخیر. دو ماه قبل در خواب دیدم که در مسیری راه میرفتم و ناگهان مقابل یک مرد که به من میگفت: «از خوابت بیدار شو ای دیما» ایستادم. او بازویم را گرفت و مرا تکان داد. متذکر میشوم که تمام خانوادهی من سنی هستند ولی من با ادیان، قانع و مجاب نمیشوم. از یکی از دوستانم پرسیدم و او گفت این هشداری است برای تو در خصوص راهی که آن را میپیمایی. این خواب دو بار برایم تکرار شد و در هر دفعه (آن مرد) پیامی برایم میآورد و میگوید این را بگیر و ابلاغ کن. من پیام را جلوی او پاره میکنم و از ترس او با وحشت از خواب بیدار میشوم. اکنون شروع به قرائت قرآن کردهام و قانع شدهام که این یک معجزهی الهی است و هر آیه مرا بیشتر از آیهی قبلی به گریه وا میدارد. ولی صبح امروز خودم را در ماه دیدم، وحشت کردم و هراسان شدم. زن زیبایی دستم را گرفت و چند نفر را به من معرفی کرد و به من گفت: اینها قوم تو هستند، اینها قوم تو هستند، اینها قوم تو هستند، پیام را بین اینها منتشر کن. آیا این دلیلی است بر اینکه من با مهدی (ع) ارتباطی دارم؟ فرستنده: دیما - عربستان سعودی
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۱۷:
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٦).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۱۷: https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/30 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V6-Q617