پرسش ۸۳۰ - پاسخهای روشنگرانه (ج ۷)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 830:
بسم رب المستضعفین. الحمدلله رب العالمین. اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. تقریباً دو ماه پیش گویا در عالم رؤیا دیدم با امیرالمؤمنین علی(ع) ایستادهام که به شکل یک مردِ با هیبت و با لباس عربی سفید و خوشحال و بشّاش بود. چند قدم و بدون سخنی با ایشان راه رفتم. امام روی فرشی نزدیک مردی وهابی رو در رو نشست.... به وهابی گفتم:.... آیا این مرد را میشناسی؟ این علی بن ابی طالب است. روبهروی امام نشسته بودم.... وهابی ترسید، لرزید و زبانش بند آمد؛ پس از آنکه بد زبانی کرده بود.... والحمدلله رب العالمین و السلام علی سیدی قائم آل محمد احمدالحسن الیمانی و رحمت الله و برکاته. امیدوارم تأویل رؤیایم را بیان کنید. فرستنده: ابو جعفر ـ عراق
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمين، وصلى الله على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسلیماً کثیراً. خداوند شما را به هر خیری توفیق دهد. رؤیای شما به این معنا است که دعوت حق را به شخصی رساندی که این شخص، دشمن و ناصبی است. ولی او شوکه میشود و پس از اینکه دلیل دعوت حق در این زمان برایش اقامه شود، امکان هیچ پاسخی ندارد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. احمدالحسن ـ جمادی الآخر 1432 هـ
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله و بالله و الصلاة و السلام علی خیر خلق الله و آله الطاهرین الطیبین. آقای عزیزم، احمدالحسن! قَدَر و الطاف خداوندی، مرا اینگونه قرار داد که با دعوت شریف شما، آشنا شوم و مدت کوتاهی است که به طور مرتب در مورد آن تحقیق کنم؛ در آغاز از تلاشهای برادران انصار در پالتاک. انکار نمیکنم که از زمانی که دعوت را شنیدم، قلبم میتپد. هر وقت آن را میشنوم، راحت میشوم. هر وقت وارد غرفه میشوم، احساس میکنم بین دوستان خداییام قرار دارم. در روزهای اخیر، رؤیاها من بسیار شده است. همهی آنها، جست وگریخت است و از آنها، مسرور و خوشحال شدم. ولی میترسم خوابهای پریشان یا چیز پنهانی باشد که من نمیدانم. در مورد رؤیای من، نظر بدهید، خداوند شما را حفظ کند. اگر من شایسته و لایق دعوت شما هستم، به من بشارت دهید. اگر هم خدای ناکرده، از این بخشش محروم هستم، مرا در سرگردانیام راهنمایی کنید. خداوند ماورای این منظورها است. خداوند به شما بهترین پاداش را بدهد و مرا از برکت شما، بهرهمند سازد. همسرم رؤیا دیده است که ما دو نفری فرار میکنیم. هر کدام از دشمنان فرار میکنیم، ولی بدون اینکه صورت آنان را بشناسیم. به درهای میرسیم. ناتوان و سرگردان شدیم که راه رهایی کجا است. ناگهان من به آسانی، که انتظارش را نداشتم، دره را طِی میکنم. همسرم شوکه شد و او نیز چنین قصد کرد و کار بر او آسان شد. دره را طِی کردیم و همسرم در خواب به من گفت: این، همان دره است. سبحان الله. آن را به آسانی طی کردیم و با این سخن بیدار شدم. رؤیا به پایان رسید. تأویلش چیست. گرمترین و بزرگترین و گرانمایهترین سلام مرا بپذیرید و امیدوارم برای من و خانوادهام دعا کنید. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته. فرستنده: مهدی مغربی ـ مغرب
- بسم الله الرحمن الرحیم و افضل الصلاة و السلام علی اشرف الخلق محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیراً. سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. آقا و مولایم، قائم آل محمد! خداوند پاداشهای شما را به جهت مصیبت وارد شده بر پدر آزادگان، امام حسین(ع) بزرگ بدارد. آقای من! از خداوند میخواهم که شما را حفظ و تسدید فرماید. اما بعد.... مولای من! من ـ و پناه میبرم به خدا از منیتـ دو بار عمل لقاح مصنوعی با لولهی آزمایشگاهی را انجام دادم؛ ولی موفق نشد. بار دوم، هیچ یک از خانواده یا نزدیکانم را از اینکه میخواهم عمل کنم، مطلع نکردم. ولی یک هفته پس از انجام عمل، همسر پسر عمویم در عالم رؤیا دید. او حتی نام مرا در رؤیا به یاد آورد. او در رؤیا امام احمدالحسن (ع) را دید که به او فرمود: به محمد و همسرش بگو که اگر خداوند هماکنون فرزندی روزیشان نکرده است، برای داشتن فرزند، تلاش نکنند. باید برای این دعوت مبارک اقدام کنند؛ این برایشان خوب است و آنها را به بالاترین مراتب میرساند. امام (ع) با دست مبارکش به آسمان اشاره کرد و به او فرمود: آیا آن سیاره و ستاره را میبینی که در کنارش است؟ نظیر آن ستارهای که کنار سیاره است، منزلت آنها میباشد. آقای من، ای قائم آل محمد! من پس از دو هفته عمل لقاح مصنوعی را انجام دادم؛ ولی عمل، موفقیتآمیز نبود. ولی خدا را به خاطر این نعمت ستایش و شکر میکنم؛ چرا که با این رؤیا از سوی یکی از خواهران انصاری به من بشارت یا روزی داده شده است. شاید تفسیری جز آنچه داشته باشد که فهمیدهام؟؟ هر وقت این رؤیا را به یاد میآورم، خدا را شکر و ستایش میکنم. مولای من، شما مرا با زبان پاکتان یاد نمودید. از خداوند درخواست دارم که به حقّ زهرای بتول به دیدار شما مشرّف شوم. من ـالحمد للهـ بسیار خدا را شکر میکنم که فرزندی روزیام نشده و اطاعت از حجتی از حجتهای خداوند روزیام شده است؛ پیروی از حسین زمان. اکنون درک میکنم کسانی که با حسین(ع) جهاد نمودند چقدر سعادتمند بودند؛ عابس و حر که خداوند از آنها خشنود باشد. آقای من، ای قائم آل محمد! دعا میکنم از شهیدان در پیشگاهتان باشیم. من ـ و پناه بر خدا از منیتـ عذر میخواهم اگر در نوشتن این نامه اطالهی کلام نمودم؛ ولی خداوند متعال میداند که من با این رؤیای مبارک چقدر خوشحال شدم. همچنین از برادران هیئت علمی، به خاطر فرستادن نامههای بسیاری، عذرخواهی میکنم. خداوند به شما پاداش نیکو دهد و شما را موفق گرداند و برای عمل با قائم آل محمد ثابت قدمتان بدارد. ما را در دعا فراموش نکنید. خداوند بهترین پاداشها را نصیبتان کند. امیدارم پاسخ نامههایم را بدهید؛ من نامههای بسیاری فرستادم و پاسخی دریافت نکردم. آقای من، قائم آل محمد! در پناه خدا. اگر بیادبی کردم یا با کلمهای خطا نمودم، از خداوند و شما عذرخواهی میکنم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. فرستنده: نوره سویفی ـ کانادا
- همسرم (زنم) مرتب در خواب میبیند کفشش را گم کرده است و بدون آن، راه میرود. آیا کسی میتواند این خواب را تفسیر کند. از شما متشکرم. فرستنده: Samir ـ لبنان
- رؤیای زیارت امام حسین(ع) و رسیدن به کشتی نجات. 7 سال پیش و در شب 3، 11 یا 13 رمضان یا 3 رمضان از همان سال و پس از اینکه درس خستهام کرده بود، دیر وقت دراز کشیدم و خودم را در کربلا دیدم که با کسی که نمیتوانم او را ببینم حرکت میکنم. هر دو بر امام حسین(ع) و از درب پشتی و مقابل باب القبله وارد شدیم. برخی به من اشاره میکردند و صحن امام بسیار شلوغ بود. در آنجا بسیاری از سیاسیون حضور داشتند و پوسترهای انتخاباتی بلند کرده بودند و آنطور که یادم میآید در میانشان باججی، چلبی و سایرین بودند. صدام را هم درون پوستر مشاهده کردم؛ او بسیار میخندید و در بین الحرمین راه میرفت. پس از آن، مرا راهنمایی کرد تا از باب القبله خارج شویم و به «سفینة النجاه» (کشتی نجات) رسیدیم که در حال حاضر نزدیک باب القبله وجود دارد. بعد امام به من اشاره کرد. به طور طبیعی در خواب احساس کردم که ایشان امام مهدی (ع) است؛ ولی کسی را ندیدم. به طور قطع به من اشاره کرد که با ایشان در کربلا به شهادت خواهم رسید و به من فرمود که با فلانی ازدواج میکنی و دو کودک از او روزیات میشود و با من به شهادت میرسی. من به او عرض کردم: اجازه دهید تا فرزندانم را به مادرم سفارش کنم. به من فرمود: خیر. وقت بسیار داری. رؤیا به پایان رسید. امیدوار به تعبیر رؤیا و به آن نیازمندم. خداوند به شما توفیق دهد و گامهایتان را استوار بدارد. فرستنده: جعفر غریب ـ عراق
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۷). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۶. -پرسش ۸۳۰:؛ صفحه ۳۲۳
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٧).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۷). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۶. -پرسش ۸۳۰:؛ صفحه ۳۲۳ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/31 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V7-Q830