پرسش ۳۲۴ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش 324:
ختم نبوّت، و مهدی اول که نخسیتنِ سیصد و سیزده نفر است، او از بصره میباشد و در گونهی راستش نشانهای است و در سرش شوره دارد، بدنش مانند بدن موسی بن عمران (ع) میباشد، در پشتش مُهر نبوّت است و در او است وصیّت رسول خدا (ص)، او پس از ائمه داناترین مردم به قرآن و تورات و انجیل است و به هنگام ظهورش جوان میباشد. پیامبر خدا (ص) فرمود: (... سپس در مورد انسان جوانی سخن راند و فرمود: (إذا رأيتموه فبايعوه فإنه خليفة المهدي) هنگامی که او را دیدید با او بیعت کنید زیرا او خلیفهی مهدی است). آیا در پشت یمانی (ع) مُهر نمایانی که بتوان آن را با چشم مشاهده کرد وجود دارد؟ و نیز در مورد او وصیّت هست، همان طور که در این روایت به آن اشاره شده؟ آیا باقی توصیفات مانند شورهی سر، نمایان و قابل مشاهده میباشد؟ فرستنده: ابوالرحمات ـ عربستان سعودی
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. مهر نبوّت در پشت تمامی اوصیای محمد (ص) از ائمه و مهدیین (ع) وجود دارد که همان مهر حضرت محمد (ص) میباشد اما این که در ظاهر خلقتش دیده میشود یا نه، خیر چنین نیست ولی ممکن است خداوند آن را برای هر که بخواهد ظاهر سازد و به گونهای آشکار نماید که او بتواند آن را مشاهده کند. همچنین ممکن است خدا آن را برای هر کس از بندگانش که بخواهد از طریق رؤیا و یا کشف بنمایاند. اما نشانه و شوره و شباهت بدن او به بدن موسی (ع)، نمایان است و با چشم دیده میشود. همچنین آثار و نشانههای دیگری نیز دارد که برخی از نشانهها باقی است و همواره مشهود چشم است ولی وضیعت آن متغیر میباشد و گاهی اوقات از آن خون میچکد که این اشارهای است به رویدادی در گذشته. برخی نشانهها نیز با چشم دیده نمیشود ولی ممکن است خداوند آن را برای هر کس از بندگانش که بخواهد ظاهر سازد... در خصوص مُهر نبوّت امیدوارم توجه نمایی که چه بسا خداوند علامتی نمایان که با چشم دیده میشود در پشت معصوم قرار دهد که این برای اشاره به مهر نبوّت است، ولی چنین چیزی، مهر نبوّت واقعی نیست و اشاره کننده به آن میباشد زیرا مهر نبوّت در بدن مادی فناپذیر نیست بلکه در روح میباشد؛ از آن، نور به آسمانها ساطع میشود و فرشتگان و بندگان صالح خدا یعنی کسانی که خدای متعال اراده فرموده است حجاب از جلوی دیدگانشان برداشته شود تا نشانههای او را ببینند، به آن نظر میافکنند. احمدالحسن شعبان الخیر 1430 هـ.ق
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله الرحمن الرحیم و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، اللهم صل علی محمد و آله الائمة و المهدیین و سلم تسلیماَ. سرور و مولایم! ای حجت! سلام بر تو و بر وصی و فرستادهی تو سید احمدالحسن و سلام بر مردان و زنان مؤمن انصار پر خیر و برکت و رحمة الله و برکاته. چند اشکال دارم، خدا شما را توفیق دهد: اول: به خدا از خودم پناه میبرم، من در تالار انصار امام مهدی (ع) بسیار حضور دارم و نظرات زیادی از مخالفینی که مایک را به دست میگیرند، شنیدم و شنیدم که پدرم و حبیبم امام احمد (ع) گفته است صدای زن «عورت» نیست، والله العالم. سرور و مولایم! جانم فدای خاک پایت باد! همّ و غمّ من این است که خداوند بر من خشم نگیرد و در هیچ کاری تو را نافرمانی نکنم یا مانعی در مسیر کسی که در پی هدایت است نباشم. در پاسخگوییِ کسی که مستحق جواب شما نیست، اختیار با شما است. دوم: تفاوت بین رسالت و ولایت چیست؟ سرورم! شما در کتاب متشابهات بیان داشتهای که نخستین مهدیین، هر دو منزلت را دارا میباشد. این به چه معنا میباشد؟ سوم: آیا برای زن جایز است که به اختیار خود و بدون اطلاع دادن به خانوادهاش، مردم را به این دعوت مبارک فرا خواند؟ یا این که باید محرمی همراه او باشد یا باید اجازه بگیرد؟ چهارم: این که فاطمه (ع) همان انجیر در سورهی «التین و الزیتون» است، چه معنایی دارد؟ پنجم: معنای این آیه چیست؟ و «أوسطهم» چه کسی بوده است؟ (فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ * فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ * فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ * أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ * فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ * أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ * وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ * فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ * بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ * قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ * قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ *فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ *قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ * عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ * كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ)،([49]) (پس شب هنگام که به خواب بودند آفَتی از جانب پروردگارت آمد * و بستانها سياه شد * و سحرگاهان يکديگر را ندا دادند: * اگر میخواهيد ميوه بچينيد، بامدادان به کشتزار خود برويد * به راه افتادند و آهسته میگفتند: * که امروز نبايد بينوايی به بستان شما درآيد * صبحگاهان با اين آهنگ که میتوانند بينوا را منع کنند، بيرون شدند * چون بستانهای خود را ديدند گفتند: راه را گم کردهايم * نه، ما از حاصل محروم شدهايم * نيکمردشان گفت: شما را نگفتم؟ چرا خدا را تسبيح نمیگوييد؟ * گفتند: منزّه است پروردگار ما، ما ستمکار بوديم * پس زبان به ملامت يکديگر گشودند * گفتند: وای بر ما! ما مردمی سرکش بودهايم * باشد که پروردگار ما در عوض، چيزی بهتر از آن، ما را ارزانی دارد. ما به پروردگار خود روی آوردهايم * اينچنين است عذاب و اگر بدانند، عذاب آخرت بزرگتر است). ششم: بین مسلمان و مؤمن چه تفاوتی وجود دارد؟ آیا این دو، انواع و اقسامی با رتبههای متفاوت دارند؟ همانطور که سرور و مولایم در متشابهات بیان داشته است، آیا «الدنیا سجن المؤمن» (دنیا زندان مؤمن است) برای مومنین مختلف تفاوت میکند؟ خداوند از محمد و آل محمد (ع) شما را برترین پاداشها عطا فرماید. اگر این نامه به دست سرورم احمد (ع) برسد که خدا را شکر و سپاس میگویم، و اگر این برادران انصار باشند که به آن پاسخ خواهند گفت، ان شاء الله که خیر است. خداوند آنها را بر انجام کارهای مورد رضایتش و خدمت در پیشگاه ولیّ ـاحمد (ع)ـ توفیق دهد. فرستنده: زینب ـ امارات
- بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم سروران و برادران گرامیام و درود خداوند بر شما باد ! من با سخنی مختصر سؤالی دارم. از متخصص و خبره خواهش میکنم به روشنی و با عبارتی صریح پاسخم را بدهد. سؤال من برگرفته از فرمایش ائمه (ع) است که فرمودهاند: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» (هر که خود را بشناسد، پروردگارش را شناخته است) و «أعرفکم بنفسه أعرفکم بربّه» (خودشناسترین شما، خداشناسترین شما است) و دیگر روایاتی که از آل محمد وارد شده است و بر شناخت نفس، تشویق و ترغیب میکند. شیوهای که در کتابهای عرفانی که در دسترس میباشد نگاشته شده است، به درد نمیخورد و فرد را به ساحل یقین نمیرساند. در این کتابها فقط همین روایاتی که پیشتر ذکر کردهام مطرح شده است و به شناخت نفس دعوت میکنند بدون اینکه هیچ شیوه و راهکار یا نظریهای برای سازوکار شناخت نفس ارائه نمایند؛ و بدون اینکه شکل دقیق شیوهای صعودی برای وارد شدن به عالم ملکوت را ارایه نمایند.... شما در باب شناخت نفس چه ساز و کاری که کارکرد عملی داشته باشد و تأثیری روشن در شناخت «ربّ» به همراه داشته باشد، مطرح مینمایید؟ با تشکر فراوان از شما. فرستنده: محمد ـ عراق
- بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین، و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماَ. سرور و مولایم! سید احمدالحسن وصی و فرستادهی امام مهدی (ع)، سلام بر تو باد. شهادت میدهم که جز خدای یکتا و بیهمتا معبودی نیست و او شریکی ندارد، و شهادت میدهم که محمّد فرستادهی خدا است، و شهادت میدهم که علی و ائمه از نسل او حجتهای خدایند، و شهادت میدهم که مهدی احمد و مهدیین از نسل او حجتهای خدایند. آقا و مولایم احمد! سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.... نام من عبدالغنی است. من تا حدود چهار سال پیش جزو اهل سنّت و جماعت بودم و از طریق شبکهی ماهوارهای الأنوار با مذهب اهل بیت آشنا شدم، و سفر اکتشافی خود را آغاز کردم تا به مذهب شیعهی امامیّه قانع گشتم. به این کار ادامه دادم تا این که از طریق اینترنت و به ویژه تالار پالتاک، به طور تصادفی با این دعوت مبارک آشنا شدم زیرا من قبلاً چیزی در مورد آن نشنیده بودم. به دلایل دعوت و سخنرانیهای برادران انصار و مناظرهها با شیعیان گوش سپردم. این ماجرا مربوط به حدود یک ماه پیش و تقریباً در سالگرد شهادت پارهی تن پیامبر (ص) جمادی الاولی سال 1430 هـ.ق بود. شروع به مطالعهی برخی کتابهای شما کردم و اولین کتابها شرایع و متشابهات بود. من قبل از این که کتابها را تا آخر بخوانم، با قرآن کریم استخاره گرفتم و آیهی 90 سورهی مؤمنون برایم آمد: (بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ)، (نه، ما بر ايشان سخن راست فرستاديم و آنان دروغ میگويند). بر خدا توکّل کردم و به دعوت ایمان آوردم، والحمد لله ربّ العالمین، و عمل به کتاب شرایع را آغاز نمودم؛ ولی سرورم! من نمیدانم چگونه با شما بیعت کنم. اکنون ای سرورم، احمد! از نحوهی بیعت کردن با شما میپرسم. آیا صیغهی مشخصی برای بیعت وجود دارد و آیا واجب است که بیعت علنی صورت گیرد، منظورم در اتاق انصار امام مهدی در پالتاک است؟ یا باید به صورت مکتوب باشد؟ و پس از بیعت چه حقوق و تکالیفی بر من واجب میشود؟ با توجه به این که من در «غزّه ـ فلسطین» هستم و عمدهی مردم آنجا اهل سنّت و جماعتاند و از شیعیان نفرت دارند و حتی آنها را نسبت به انتشار تشیّع، تهدید نیز میکنند. سرورم! از شما تقاضا میکنم مرا به آنچه صلاحم در آن است، ارشاد فرمایی. فرستنده: عبدالغنی ـ فلسطین
- بسم الله الرحمن الرحیم، و صلی الله علی محمد و آل محمد و المهدیین و سلم تسلیماَ کثیراً. سرورم و مولایم و پسر مولایم! احمدالحسن، سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.... خداوند مرا برای شما و پدرت و برای اعلای کلمهی الله فدا کند... آقای من! اگر به سبب قطع امید از نامههای الکترونیکی که شاید یا نمیرسند و یا با تأخیر بسیار زیاد به مقصد میرسند نبود، مسائل فقهی و غیر فقهی را به شما میرساندم . از من خواسته شده که مقالهای دربارهی دجّال بزرگ بنویسم. وقتی روایات مرتبط با او را در کتاب «یوم الخلاص» و «عقد الدرر فی اخبار المنتظر» خواندم، بر من سنگین آمد زیرا نتوانستم آنها را بر واقعیتهای امور تطبیق دهم؛ بنابراین پس از استخاره به شما پناه آوردم تا از علوم آل محمد (ع) بیاموزم. از شما خواهش میکنم آنچه مورد نظر جدتان حضرت محمد (ص) در احادیث ایشان دربارهی دجّال بوده را شرح دهید و معنای توصیفاتی که از ایشان وارد شده است را روشن نمایید. سؤال دیگر: چگونه خداوند عزّوجلّ در سورهی صافات دربارهی قوم لوط میفرماید که ما صبح و شب بر آنها میگذریم، آیا تعقّل نمیکنید.([62]) خداوند مرا با شما در دنیا گرد آورد تا شما را ببنیم و از شما توشه برگیرم و پروردگارم و شما را یاری کنم، و در آخرت «بهشتِ بدون محمد و آل محمد را نمیخواهم».... لطفاً سلام مرا به پدرم صاحب الزمان برسانید. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. فرستنده: زینب
مراجع
- ↑ احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۲۴:؛ صفحه ۶۱
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٤).
ارجاع به این صفحه
احمدالحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۴). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش ۳۲۴:؛ صفحه ۶۱ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/27 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V4-Q324