پرسش ۴۸۸ - پاسخهای روشنگرانه (ج ۵)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
-پرسش/ 488:
برادرم در خانه خوابیده بود و رؤیایی دید که این رؤیا دو ماه قبل از فارغ شدن همسرش بود، برادرم دید که در بیمارستان در کنار همسرش روی تختی خوابیده بود که ناگهان فاطمه زهرا (ع) ظاهر شد و به او گفت: خداوند به تو درود میفرستد. او به قلب تو نگاه کرد و بهتر از تو کسی را نیافت، پس فرزندی به تو خواهد داد که شأن و منزلت بزرگی خواهد داشت و نزد فرزندم امام مهدی (ع) فرمانده خواهدشد، آن هنگام حضرت فاطمه (ع) به زنم نزدیک شد و در زایمان به همسرم کمک نمود سپس نوزاد را به طرف آسمان گرفت و خداوند متعال را دعا کرد ... برادرم اشاره دارد که این خواب در نیمه ماه مبارک شعبان بود. فرستنده: عاملی - آلمان
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم والحمد لله رب العالمین، وصلی الله علی محمد وآل محمد الأئمة والمهدیین وسلم تسلیماً. تفسیر این رؤیا ان شاء الله واضح و آشکار است، اما تعبیر نوزاد به معنای فرزند برای برادرت نیست بلکه به معنای برادر اوست، در واقع این نوزاد شما هستی، اما اینکه شما در خواب متولد شدهای درحالیکه تو الان در دنیا هستی بر این حدیث صدق دارد که هرکسی که به ولایت خداوند متعال هدایت شود مانند کسی شود که تازه به دنیا آمده و هیچ گناهی مرتکب نشده است و دیدن حضرت زهرا (ع) بهعنوان قابله به این معناست که ایشان سبب و دلیل هدایت شما به حق است و اینکه تو را به طرف آسمان بلند کرد این است که او سبب و دلیلی خواهد شد تا تو بتوانی ملکوت آسمان را ببینی، همچنین دیدن نوزاد در خواب یک بشارت است و اینکه برادرت در خواب دیده که صاحب فرزندی میشود بیانگر این است که تو بشارتی به او خواهی رساند و این بشارت همان ظهور امام مهدی (ع) میباشد. چرا که او در خواب دیده بود که این نوزاد از یاران امام مهدی (ع) خواهد بود، پس برادر تو هم به فضل خداوند امیدوار باشد که فرزندی نیکو کار از یاران امام مهدی (ع) به او بدهد. خداوند متعال تو را در امور خیر و نیک موفق نماید. والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته. أحمد الحسن ذو الحجة/ 1430 هـ
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- بسم الله الرحمن الرحیم والحمد لله رب العالمین، وصلی الله علی محمد وآل محمد الأئمة والمهدیین وسلم تسلیماً کثیراً. از من درخواست شده که تعبیر خواب یک دختر 12 سالهای را از مولایم احمد الحسن (ع) بپرسم و خواب اینگونه بود که: تمام دنیا را تاریک دیده بود، پس شروع به تلاوت آیه کرسی کرد و تا اینکه به آیه مبارکه (الحی القیوم ...) رسید ناگهان صدای زیبایی را شنید که همراه او تلاوت میکرد، و از خوابش بیدار شد. و سلام و درود به مولا و سرورم و فرزند مولایم علیهالسلام باد. والسلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته. فرستنده: خاکزاد - امارات عربیة
- السلام علیکم. در رؤیا یک فرمانده نظامی بین جمعیتی از مردم دیدم که او برای آنها یزله میگفت! او درجهی نظامی عجیبی داشت که پنج ستاره و یک تاج بود. فرستنده: علی جمال - عراق
- بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد وآل محمد الأئمة والمهدین وسلم تسلیماً. مولا و سرورم، ای فرزند رسول خدا درود خداوند بر شما و پدران مطهرت و صلوات خداوند بر مهدیین علیهمالسلاام از فرزندانت. مولای من، رؤیایی دیدم که توانایی تفسیر و عبرت گرفتن از آن را نداشتم لذا به شما روی آوردم تا مقصود رؤیا را بفهمم: در خواب خودم را همراه تعدادی از همکلاسیهایم دیدم که به یک کشور خارجی رفته بودیم تا یک تحقیق آموزشی انجام دهیم، اما وقتی به آن منطقه رسیدیم انگار منطقه مورد نظر ما نبود، پس تصمیم گرفتیم که از آنجا خارج شویم، سپس هنگام خروج، از همکلاسیهایم میشنیدم که هر کدام دلیلی را مرور میکردند تا برای آن شخصی که ما را به آنجا فرستاده بود بیان کنند، در آن لحظه من لب به زبان گشودم و گفتم: یک اتفاق نظر داشته باشیم و بگذارید آنچه که حضرت موسی (ع) برای قومش گفت را بگوئیم. سخن حضرت موسی (ع) به قومش که مناسب با حکایت ما باشد چیست؟ آیا این قول و اقوال ارتباطی با قضیه امام مهدی (ع) دارد ؟ نصیحت و پند شما برای من چیست ؟ فرستنده: یوسف - عربستان
- رؤیایی که دوستم دیده است: من و وصاحب رؤیا در یک جایی بودیم که مشغول گفتگو درباره یک موضوع مهمی بودیم، در این حین برکهی آبی در کنار ما بود که از آن یک شخصی که فلج بود خارج شد و در مقابل ما قرار گرفت. یک شباهتی به شکل ماهی داشت که در پشت او شکافی بود که روی آن لفظ جلاله (الله) نوشته شده بود که این امر تعجب و شگفتی ما را بر انگیخت و معتقد شدیم که این شخص از اولیای خداست پس خود شروع به سخن کرد و گفت که من نیز چنین اعتقادی دارم پس ما یک خوش آمد گویی با او کردیم و با اشتیاق با او همصحبت شدیم و به تمام حرفهایش خوب گوش میدادیم. پس او شروع به پرسش کردن نمود که چند نفر و چه کسانی را میشناسیم؟ در مرحلهی اول بینندهی خواب هیچ شکی به او نداشت اما کمی بعد به او شک کرده بود که نیرنگی در کار او میباشد و میخواهد ما را فریب دهد. صاحب رؤیا من را به جایی دورتر برد و گفت: چیزی به او نگو. چون من احساس میکنم که یک حیلهای در کار است و او دارد ما را گول میزند و گمان کنم که از اولیا نیست! سپس گفت اسرار قلبت را برای او بازگو نکن و من با اشاره به او گفتم: چشم. من با خوشحالی و شوق با آن شخصی که از برکه خارج شده بود صحبت میکردم و در حالی که صاحب رؤیا من را هشدار میداد و من همچنان با اشارهی سر، حرف او را تأیید میکردم که فرزندان یک پیرمردی که با هم در یک قطار بودیم در قسمت پایین بودند، دوستم بیننده رؤیا را مشغول خود کردند که به آنها کمک کند و مرا به حال خودم گذاشت که در این لحظه خواب به پایان میرسد. فرستنده: أبو محمد - فلسطین
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۵). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش/ ۴۸۸:؛ صفحه ۱۳۲
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٥).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۵). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. -پرسش/ ۴۸۸:؛ صفحه ۱۳۲ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/28 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V5-Q488