پرسش ۴۸۹ - پاسخهای روشنگرانه (ج ۵)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش/ 489:
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد وآل محمد الأئمة والمهدین وسلم تسلیماً. مولا و سرورم، ای فرزند رسول خدا درود خداوند بر شما و پدران مطهرت و صلوات خداوند بر مهدیین علیهمالسلاام از فرزندانت. مولای من، رؤیایی دیدم که توانایی تفسیر و عبرت گرفتن از آن را نداشتم لذا به شما روی آوردم تا مقصود رؤیا را بفهمم: در خواب خودم را همراه تعدادی از همکلاسیهایم دیدم که به یک کشور خارجی رفته بودیم تا یک تحقیق آموزشی انجام دهیم، اما وقتی به آن منطقه رسیدیم انگار منطقه مورد نظر ما نبود، پس تصمیم گرفتیم که از آنجا خارج شویم، سپس هنگام خروج، از همکلاسیهایم میشنیدم که هر کدام دلیلی را مرور میکردند تا برای آن شخصی که ما را به آنجا فرستاده بود بیان کنند، در آن لحظه من لب به زبان گشودم و گفتم: یک اتفاق نظر داشته باشیم و بگذارید آنچه که حضرت موسی (ع) برای قومش گفت را بگوئیم. سخن حضرت موسی (ع) به قومش که مناسب با حکایت ما باشد چیست؟ آیا این قول و اقوال ارتباطی با قضیه امام مهدی (ع) دارد ؟ نصیحت و پند شما برای من چیست ؟ فرستنده: یوسف - عربستان
پاسخ احمدالحسن (ع):
بسم الله الرحمن الرحیم والحمد لله رب العالمین، وصلی الله علی محمد وآل محمد الأئمة والمهدیین وسلم تسلیماً. از خداوند برای تو آرزوی موفقیت دارم، بدان که ندای جبرئیل (ع)، صدا و دعوت ابلیس ملعون را به دنبال دارد، پس در مقابل هر ندای حق یک صدای باطلی وجود دارد که آن را همراهی میکند، پس همانطور که دعوت حق را میشنوی، خودت را برای امتحان آماده کن چرا که شیاطین جن و انس با طرح شبهاتی از باطل سعی بر این دارند که دعوت حق را بپوشانند و دیگران را از راه مستقیم گمراه کنند. پس این خواب، پاسخ مناسبی برای طرفداران مراجع تقلید را بیان میکند که تقلید از غیر معصوم را بر دیگران واجب میدانند و با نصب و ساختن گوسالهی سامری، دیگران را از راه هدایت به دور میکنند، پس خداوند متعال با این رؤیا خواسته است پاسخ مناسبی برای کسانی که تو را از راه حق و حقیقت دور کنند بیان کند و این با کلامیکه حضرت موسی (ع) به امثال همین اشخاص در آن زمان داد تناسب دارد: ﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَی لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنَّکمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَکمْ بِاتِّخَاذِکمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَی بَارِئِکمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَکمْ ذَلِکمْ خَیرٌ لَّکمْ عِندَ بَارِئِکمْ فَتَابَ عَلَیکمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ﴾([۶۷]). (و حضرت موسی به قوم خود گفت که: ای قوم، شما از جهالت و نادانی گوسالهپرست شدید و به نفس خود ستم کردید، اکنون به سوی خدا باز گردید و به کیفر جهالت و نادانی خود به کشتن یکدیگر تیغ بر کشید این در پیشگاه خداوند بهترین کفاره عمل شماست، آنگاه از شما درگذشت و توبهتان را پذیرفت که خدا بسیار توبهپذیر و مهربان است). و همچنین حضرت موسی (ع) به قوم خود گفت: ﴿یا قَوْمِ اذْکرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیکمْ إِذْ جَعَلَ فِیکمْ أَنبِیاء وَجَعَلَکم مُّلُوکاً وَآتَاکم مَّا لَمْ یؤْتِ أَحَداً مِّن الْعَالَمِینَ﴾([۶۸]) (ای قوم، نعمت خدا را به خاطر بیاورید آنگاه در میان شما پیامبرانی فرستاد و شما را پادشاهی و فرمانروایی داد و به شما آنچه را که به هیچیک از اهل جهان نداد، عطا کرد). این دو آیه پاسخ مناسبی است که میتوانی آنها را یادآوری کنی و بهوسیله آنها وصیت رسول خدا (ص) که ائمه (ع) و مهدیین را بعد از خود به عنوان جانشین معرفی نمود: ﴿إِذْ جَعَلَ فِیکمْ أَنبِیاء وَجَعَلَکم مُّلُوکاً﴾، (هنگامیکه بین شما پیامبرانی فرستاد و به شما فرمانروایی و پادشاهی داد)، و برشما واجب است که خداوند را شکر کنید که نعمت پیروی از حق را به شما عطا نمود و وصیت رسول خدا (ص) را در بین شما قرار داد، پس خداوند آن چیزی را که به تمام عالم نداد، به شما داد بهخصوص شما که در جمع این امت هستید و بهترین رهبران و فرماندهان را برای هدایت شما قرار داد و آنها (حضرت محمد (ص) و اهل بیت ایشان و مهدیین (ع)) هستند ﴿یا قَوْمِ اذْکرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیکمْ إِذْ جَعَلَ فِیکمْ أَنبِیاء وَجَعَلَکم مُّلُوکاً وَآتَاکم مَّا لَمْ یؤْتِ أَحَداً مِّن الْعَالَمِینَ﴾. (ای قوم نعمت خداوند را بهیاد بیاورید که در بین شما پیامبرانی قرا داد و به شما پادشاهی عطا کرد و چیزی به شما داد که به تمام جهانیان نداده بود). والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته. أحمد الحسن صفر/ 1431 هـ
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۶۷] بقرة: 54.
↑ [۶۸] مائدة: 20.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- السلام علیکم. در رؤیا یک فرمانده نظامی بین جمعیتی از مردم دیدم که او برای آنها یزله میگفت! او درجهی نظامی عجیبی داشت که پنج ستاره و یک تاج بود. فرستنده: علی جمال - عراق
- برادرم در خانه خوابیده بود و رؤیایی دید که این رؤیا دو ماه قبل از فارغ شدن همسرش بود، برادرم دید که در بیمارستان در کنار همسرش روی تختی خوابیده بود که ناگهان فاطمه زهرا (ع) ظاهر شد و به او گفت: خداوند به تو درود میفرستد. او به قلب تو نگاه کرد و بهتر از تو کسی را نیافت، پس فرزندی به تو خواهد داد که شأن و منزلت بزرگی خواهد داشت و نزد فرزندم امام مهدی (ع) فرمانده خواهدشد، آن هنگام حضرت فاطمه (ع) به زنم نزدیک شد و در زایمان به همسرم کمک نمود سپس نوزاد را به طرف آسمان گرفت و خداوند متعال را دعا کرد ... برادرم اشاره دارد که این خواب در نیمه ماه مبارک شعبان بود. فرستنده: عاملی - آلمان
- رؤیایی که دوستم دیده است: من و وصاحب رؤیا در یک جایی بودیم که مشغول گفتگو درباره یک موضوع مهمی بودیم، در این حین برکهی آبی در کنار ما بود که از آن یک شخصی که فلج بود خارج شد و در مقابل ما قرار گرفت. یک شباهتی به شکل ماهی داشت که در پشت او شکافی بود که روی آن لفظ جلاله (الله) نوشته شده بود که این امر تعجب و شگفتی ما را بر انگیخت و معتقد شدیم که این شخص از اولیای خداست پس خود شروع به سخن کرد و گفت که من نیز چنین اعتقادی دارم پس ما یک خوش آمد گویی با او کردیم و با اشتیاق با او همصحبت شدیم و به تمام حرفهایش خوب گوش میدادیم. پس او شروع به پرسش کردن نمود که چند نفر و چه کسانی را میشناسیم؟ در مرحلهی اول بینندهی خواب هیچ شکی به او نداشت اما کمی بعد به او شک کرده بود که نیرنگی در کار او میباشد و میخواهد ما را فریب دهد. صاحب رؤیا من را به جایی دورتر برد و گفت: چیزی به او نگو. چون من احساس میکنم که یک حیلهای در کار است و او دارد ما را گول میزند و گمان کنم که از اولیا نیست! سپس گفت اسرار قلبت را برای او بازگو نکن و من با اشاره به او گفتم: چشم. من با خوشحالی و شوق با آن شخصی که از برکه خارج شده بود صحبت میکردم و در حالی که صاحب رؤیا من را هشدار میداد و من همچنان با اشارهی سر، حرف او را تأیید میکردم که فرزندان یک پیرمردی که با هم در یک قطار بودیم در قسمت پایین بودند، دوستم بیننده رؤیا را مشغول خود کردند که به آنها کمک کند و مرا به حال خودم گذاشت که در این لحظه خواب به پایان میرسد. فرستنده: أبو محمد - فلسطین
- سلام و درود خدا بر انصار الله. مدت ها پیش یک خوابی دیدم که تقاضای تفسیر آن را دارم. در خواب دیدم که وقت اذان صبح بود، دقیقاً یادم نیست، من و مادرم صدای اذان را شنیدیم. هر دو خارج شدیم و ماه را در حال خسوف دیدیم، پس کم کم ماه به طور کامل پنهان شد و چهار عدد ماه در اطراف ماه پوشیده شده ظاهر شدند و ناگهان احساس کردم که زمین در زیر پاهایمان داغ شد، به مادرم گفتم: زمین دارد میجوشد، مادرم گفت: نه، چیزی نیست... این چیزی است که از رؤیا به یاد دارم. خداوند به شما اجر فراوان بدهد. وصلی الله علی محمد وآل محمد الأئمة والمهدیین وسلم تسلیماً. فرستنده: نرجس - عراق
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۵). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش/ ۴۸۹:؛ صفحه ۱۳۳
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٥).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگرانه (ج ۵). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش/ ۴۸۹:؛ صفحه ۱۳۳ https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/28 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V5-Q489