پرسش ۶۴۳ - پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶)
از WikiSavior، مرجعی مبتنی بر منابع
پرسش و پاسخ فارسی
پرسش 643:
پس از تحیت... از شما خواهشمیکنم لطفنمایید، به این سؤال پاسخدهید: چرا خداوندسبحان در قرآن کریم موضوع ولایت خاصهی ائمه (ع) را به صراحت بیان نفرمودهاست؟ ولی در خصوص آیاتی که بهطور مرتب به گوشمان میخورد مثل: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّه وَرَسُولُهُ....»([۱۲۳]). (جز اين نيست که دوست شما خدا است و رسول او…). این تعابیر جزو متشبهات است و از آیات محکم به شمار نمیرود؛ همان آیاتی که خداوند در مورد آنها فرمودهاست: «هو الذی انزل علیکم الکتاب منه آیات محکمات و اخر متشابهات»([۱۲۴]). همچنین حقتعالی فرمودهاست: «فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللّه»([۱۲۵]). (آنها که در دلشان میل به باطل است، به سبب فتنهجویی و میل به تأویل از متشابهات پیرویمیکنند، در حالی که تأویل آنرا جز خدای نمیداند). سؤال دوم: حکم کسی که ولایترا انکارکند چیست، چه وی مسلمان باشد و چه غیرمسلمان؟ با تشکر از شما. فرستنده: قصی السبع – عربستان سعودی
پاسخ انصار:
بسم اللّه الرحمن الرحیم و الحمد للّه رب العالمین، و صلی اللّه علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. خداوند در قرآن بهطور عمومی بر ولایت ائمه (ع) تصریح نمودهاست و پیامبرخدا (نیز آنرا شرح داده و برای مردم تبیین فرمودهاست؛ و واضح است که پیامبر (ص) شارح و بیانگر قرآن است و آنچه که آن حضرت بیانمیدارد «متشابه» نیست بلکه جزو «محکمات» است. خدایمتعال میفرماید: «... وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»([۱۲۶]). (... و بر تو قرآنرا نازلکرديم تا آنچه را برای مردم نازل شدهاست برایشان بيان کنی و باشد که بينديشند). پیامبر خدا حضرت محمد (ص) وفات نیافت مگر پس از آنکه برای مردم آشکارساخت که چه کسانی اولیا و حجت بر آنها هستند؛ و این همان تفسیر این سخن خداوند است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّه وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ»([۱۲۷]). (ای کسانی که ايمان آوردهايد، از خدا اطاعت کنيد و از رسول و اولیالامر خويش فرمانبريد). و نیز: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّه وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ»([۱۲۸]). (جز اين نيست که دوست شما خدا است و رسول او و مؤمنانی که نمازمیخوانند و همچنان که در رکوعاند انفاقمیکنند). و نیز آیهی: «و َإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لاَ فَضْلُ اللّه عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً»([۱۲۹]). (و چون خبری، چه ايمنی و چه ترس به آنها رسد، آنرا در همهجا فاشمیکنند و حال آنکه اگر در آن به پيامبر و اولیالامرشان رجوع میکردند، حقيقت امررا از آنان درمیيافتند و اگر فضل و رحمت خدا نبود، جز اندکی، همگان از شيطان پيروی میکرديد). در میان صحابه هیچ کس نیست که ولایتی همپایهی ولایت خدا و پیامبر (ص) داشتهباشد، بهجز علی بن ابیطالب (ع)؛ و پیامبر (ص) در مواقف متعددی تصریحنموده که ولایت علی (ع) مانند ولایت او است، از جمله در حدیث مشهور و ثابتشدهی ثقلین. همچنین از آن جملهاست آنچه که به بریدهی صحابی فرمود و متن آنرا به شما ارایهمینمایم: بریده میگوید: «با علی (ع) در سفر یمن همراهبودم و از او رفتاری ناگوار مشاهده کردم. هنگامیکه بر پیامبر خدا (ص) واردشدم و از علی (ع) یاد و از او عیبجویی نمودم، دیدم چهرهی پیامبر (ص) دگرگونشد و فرمود: «یا بریده الست اولی بالمؤمنین من انفسهم» (ای بریده! آیا من نسبت به مؤمنان از خود آنان برتر نیستم؟) گفتم: چرا ای رسول خدا. پیامبر خدا (ص) فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه» (هر کس من مولای اویم، علی مولای او است)». علمای عامه این حدیث را صحیح شمردهاند و من بر تصحیح البانی بسنده میکنم. وی در سلسلةالصحیحه ج ۴ ص 336 زیر شمارهی 1750 این روایترا صحیحدانسته و دربارهی آن گفتهاست: «این حدیث با این سند به شرط شیخین صحیح است». تأویلگران و شکاکان شمارا فریبندهند به این که ولایت علی (ع) در اینجا همان یاری او یا محبت یا مواردی از این دست است چرا که حضرت (ص) آنرا با عبارت: «الست اولی بالمؤمنین من انفسهم» (آیا من نسبت بهمؤمنان از خود آنان برتر نیستم) تبیین نمودهاست و پس از آن نیز فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه» (هرکس من مولای اویم، علی مولای او است)؛ یعنی ولایت علی (ع) مانند ولایت حضرت محمد (ص) است و او از خود مؤمنین نسبت به آنها سزاوارتر است. سخن در این باب بسیار طولانی است و بهخواست خدایمتعال در جای خودش خواهدآمد. هیأت علمی انصار امام مهدی(ع) (خداوند در زمین تمکینش دهد) شیخ ناظم العقیلی آخر ذی الحجه/1432 هـ
پاورقیهای نسخهٔ فارسی
↑ [۱۲۳] مائده: 55.
↑ [۱۲۴] سؤالکننده این گونه آیهرا آورده و درست آیه بهصورت زیر است: «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ الْکِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهات». (او است که این کتابرا بر تو نازل کرد بعضی از آیهها محکماتاند، این آیهها ام الکتاباند و بعضی آیهها متشابهاتاند).
↑ [۱۲۵] آل عمران: 7.
↑ [۱۲۶] نحل: 44.
↑ [۱۲۷] نساء: 59.
↑ [۱۲۸] نساء: 55.
↑ [۱۲۹] نساء: 83.
مطالب بیشتر در مسائل متفرقه
- آیا پیامبر (ص) غیب میداند؟ فرستنده: ابوعبدالعزیز ـ کویت
- 1- نظر شما دربارهی این صحابه «ابوبکر، عمر، عثمان و علی (ع) » چیست؟ کسانی که خداوند از آنها راضی گشت و پیامبر در حالی به رفیق اعلی منتقلشد که از آنها راضیبود. 2- حکم متعه که شیعه آنرا دستاویزی برای دریدن پردهی ناموس مردم قراردادهاند، چیست؟ 3- حکم خون ریختن در عاشورا و در شریعت اسلامی چیست؟ با توجه به این که واضحاست که این نوع حزن پسندیده نیست. 4- سید ما حسن و سید ما حسین (ع)، هر دو برادر و فرزندان علی (ع) و پسران فاطمهیزهرا (ع) هستند و هریک از این دو موضعگیری سترگی دارند. خداوند بهوسیلهی سید ما حسن (ع) امتاسلامی را وحدت بخشید و خدا با او جماعت مسلمینرا گردآورد و بین جماعات آنها آشتی برقرارکرد. موضعگیری سید ما حسین (ع) نیز عظیم و شایستهاست ولی چرا برای موضعگیری او، مرتب حزن و اندوه میشود و امر سید ما حسن (ع) فراموشمیگردد؟ و حال آن که به نظر من این کار وی شایستهی برپایی جشن و شادمانی است. 5- چرا به شیعیان سفارش نمیکنی که در نماز در مسجد مسلمانان که همگی سنی و شیعه هستند یکپارچه حضور یابند؟ فرستنده: صقر البراری
- 1- آیا مظلومیت زهرا (ع) واقعیتدارد؟ چه کسی اورا کشتهاست؟ 2- او (ع) کجا دفن شدهاست؟ 3- چرا ائمه (ع) فرزندان خودرا به نام خلفا نامگذاری کردهاند؟ 4- چرا علی (ع) دخترش را به ازدواج عمر درآورد؟ خواهشمیکنم بهطور مفصل جواببدهید زیرا زندگی دینی من و سرانجام آن به پاسخهای شما موکول است، آقای ما. فرستنده: نبیل الشمری ـ کویت
- بسم اللّه الرحمن الرحیم اولاً: من دو سؤال دارم، و اگر پاسخ قانع کنندهای به آنها دادهشد، ایمان میآورم که شما مهدی منتظر هستی. سؤال اول مربوط به آیت الکرسی است؛ که شما به این آیهی کریم بخشی را اضافه کردهای (و ما بینهما و ما تحت الثری.... الخ). آیا شما اقرار داری به این که چنین کاری تحریف قرآن کریم است و تحریف یا به زیادت است یا به نقصان؟ سؤال دوم مربوط به سبّ سیدهی ما عایشه امّ المؤمنین و نیز تکفیر او و ابوبکر، عثمان، عمر و دیگر صحابه و دشنامگویی به عایشه است و حال آن که خداوند سبحان در قرآن او را مبرا ساختهاست. در عقیده و شریعتی که از آن پیروی میکنید، قرآن منبع شما است. پس حال چگونهاست که با آنچه که خدا در کتابش آوردهاست، سر مخالفت برداشتهاید در حالی که قرآن به شریعت و دیانتی که شما بر آن هستید، هدایت نمیکند؟ با تشکر فرستنده: احمد خالد محمود حرحشه – اردن
مراجع
- ↑ احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۴۳:
منبع اصلی عربی: الجواب المنير عبر الأثير (ج ٦).
ارجاع به این صفحه
احمد الحسن(ع). پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (ج ۶). مترجم: گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی(ع). نوبت انتشار: دوم؛ ۱۳۹۴. پرسش ۶۴۳: https://ahmedalhasan.org/fa/Library/BookContent/30 - AL-JAWAB-AL-MUNIR-V6-Q643